علم، فلسفه و الهیات
رفتن به کانال در Telegram
کانال شخصی حامد منوچهری کوشا دکترای کیهان شناسی از دانشگاه صنعتی شریف پژوهشگر علم و دین ارتباط با من: @hamedmk کانال در پیام رسان های بله و ایتا نیز با همین نشانی فعال است: @TheoCosmology
نمایش بیشتر427
مشترکین
-224 ساعت
+37 روز
+4830 روز
آرشیو پست ها
🔰«استدلال معرفت (آزمایش اتاق مِری)» از فرانک جکسون (1982)
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔵 تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است، که به تمام علوم فیزیک، عصبشناسی، پزشکی، زیستشناسی و... کاملاً مسلّط است. امّا او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است و تاکنون هیچ رنگ دیگری را ندیده است. حتی کتابها و صفحه کامپیوتر او که ابزار یادگیری او بوده اند نیز کاملاً سیاه و سفید هستند. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. او همانطور که گفتیم همه چیز را درباره ساختار بینایی و عصبی انسان، طول موجهای مختلف نور و فرآیندهای فیزیکی-زیستی دخیل در فرآیند دیدن میداند. با این وجود، به نظر می رسد که او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند.
🔸این آزمایش فکری، مباحثات و مناقشات بسیاری را در فلسفه ذهن معاصر برانگیخته است و سرمنشأ بسیاری از ایده های جدید شده است.
🔺استدلالهای مختلف مبتنی بر این آزمایش فکری، معمولاً به یکی از سه نتیجه زیر ختم میشوند:
1- اثبات آگاهی پدیداری (Qualia) یا همان «به چه مانند بودن»
2- ردّ فیزیکالیسم معرفتشناختی
3- ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی
🔹برای مثال یکی از این استدلالها که به ردّ فیزیکالیسم هستیشناختی میپردازد به شرح زیر است:
1- مری همه حقایق فیزیکی دخیل در این رویداد را، قبل از دیدن سیب قرمز می دانسته است.
2- حقایقی وجود داشته است، که تا پیش از دیدن سیب قرمز، مری آنها را نمی دانسته است.
نتیجه: حقایقی غیر فیزیکی وجود دارند.
❓دیدگاه شما چیست؟ برایمان در بخش نظرات بنویسید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔰«استدلال معرفت (آزمایش اتاق مِری)» از فرانک جکسون (1982)
Knowledge Argument (Mary's Room Experiment) By Frank Jackson (1982)
🔺تصوّر کنید که شخصی به نام مری، یک دانشمند آرمانی است. او از کودکی در اتاقی کاملاً سیاه و سفید به دنیا آمده و بزرگ شده است. لحظهای بر حسب اتّفاق نمایشگر رایانه او برای اوّلین بار یک سیب قرمز رنگ را نمایش میدهد و او اوّلین بار رنگ قرمز را تجربه میکند. آیا او در لحظه دیدن آن سیب قرمز معرفت جدیدی کسب میکند؟ اگر پاسخ مثبت باشد، استدلال میشود که فیزیکالیسم نمیتواند صحیح باشد...
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔰«فلسفه کیهانشناسی» در گفتگو با برنامه #دال
🔹در تابستان سال گذشته، در #برنامه_تلویزیونی_دال، درباره فلسفه کیهانشناسی نوین، برخی تمایزهای مهمّ آن با مدل بطلمیوسی، پرسشهای حیاتی و بنیادینی که بر میانگیزد و افقهای پیش روی آن سخن گفتم. فیلم کامل آن تقدیم حضورتان میگردد.
🔸این برنامه در تاریخ 27 مرداد 1402 از #شبکه_چهار_سیما پخش شد.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📗«مسئله یکتایی کیهان و برخی پیامدهای فلسفی آن»
🔹در این نوشتار، مسئله یکتایی کیهان و برخی از پیامدهای فلسفی و روششناختی آن شرح داده شده است. پیامدهایی چون تاریخی بودن علم کیهانشناسی، ابهام در مفهوم قانون، ابهام در تعریف شرایط اوّلیه، ابهام در تعریف آمار و احتمالات و مسئله واریانس کیهانی.
✍🏻حامد منوچهری کوشا
🔺تعداد صفحات: 5
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔵 «یکتایی کیهان و پیامدهای فلسفی آن»
🔺یکی از خاصترین ویژگیهای علم کیهانشناسی، مسئله یکتا بودن موضوع این علم (کیهان) است. این موجب برخی پیامدهایی مهم از منظر روششناختی و فلسفی میشود، برای مثال:
🔸تاریخی بودن علم کیهانشناسی: کیهانشناسی یک علم تاریخی است و نه یک علم آزمایشگاهی. بنابراین طراحی سناریو درباره یک سیر تاریخی، در آن نقش مهمی دارد. همچنین، معیار علمی مهم «تکرارپذیری» ارضا نمی شود.
🔹ابهام در تعریف قانون: در مسائلی چون کیهانشناسی کوانتومی و به طور کلّی توصیف شرایط عام کیهان، صحبت از قوانین فیزیکی چندان خوش تعریف نیست.
🔸ابهام در تبیین و مفهوم شرایط اوّلیه: تببین نهایی شرایط اوّلیه کیهان موضوع بسیار بغرنجی است و تمایز شرایط اوّلیه کیهان با قوانین فیزیک چندان روشن نیست.
🔹مشکلات مفهومی در تعریف آمار و احتمالات: وقتی تنها با یک نمونه از جهان سر و کار داریم، تعریف آمار و احتمالات برای آن دچار مشکلات مفهومی و نظری است.
🔸مسئله واریانس کیهانی: در برخی موضوعات در کیهان شناسی، تفکیک بین «سیگنال» و «نویز» در تفسیر دادهها با چالش جدّی مواجه است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📘Necessary Existence and Monotheism - An Avicennian Account of the Islamic Conception of Divine Unity (2022)
📗وجود ضروری و توحید- یک گزارش سینوی از مفهوم اسلامی یکتایی خدا
🔰این کتاب در سال 2022 در انتشارات دانشگاه #کمبریج توسط دکتر زارع پور به چاپ رسید.
👤#دکتر_محمدصالح_زارعپور، استاد فلسفه تحلیلی #دانشگاه_منچستر_انگلستان و برنده جایزه بین المللی فیلیپ در سال 2023 است.
🔹ایشان در این کتاب، به صورت دقیق و با ادبیات امروزین فلسفه تحلیلی، براهین ابن سینا برای اثبات وجود واجب الوجود و یکتایی آن را شرح می دهد.
🔸در فصل دوم، پس از آنکه پنج صورت بندی مختلف از براهین اثبات وجود خدا را از آثار ابن سینا استخراج و تبیین میکند، در نهایت اینگونه جمع بندی میکند: «با این اوصاف، اگر حق با من باشد و براهینی که در این بخش بحث شد معتبر باشند، آنگاه صرف اینکه احتمال دارد یک چیزی وجود داشته باشد، فارغ از آنکه چه چیزی است، مستلزم وجود حدّاقل یک واجب الوجود است. این در حقیقت یک نتیجه بسیار مهم است و بسیار قوی تر از آن چیزی است که انتظار داشتیم.»
#روز_ابن_سینا
#معرفی_کتاب
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
💥«گزارش ابن سینا از مشاهده ابرنواختر SN 1006»
ابن سینا در کتاب شفا گزارشی از مشاهده یک شیء آسمانی موقت و متغیر در سال 397 هجری قمری ارائه کرده است. در سال 2016 گروهی از پژوهشگران در آلمان با تطبیق آن با سایر گزارش های تاریخی، نشان دادند که ابن سینا در واقع ابرنواختر SN 1006 را مشاهده کرده است. گزارش ابن سینا، به خصوص از جهت گزارش تغییر رنگ، ویژگی های متمایز و مهمی دارد.
در این گزاش می خوانیم :
«مانند آن چیزی که در سال ۳۹۷ هجری ظاهر شد. نزدیک به سه ماه باقی ماند و کمکم ضعیفتر شد تا ناپدید شد. در ابتدا به سمت تاریکی و سبزی بود، سپس شروع کرد به پرتاب مداوم شراره، و سپس سفیدتر و سپس ضعیفتر شد و ناپدید شد.»
https://onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1002/asna.201613200
#روز_ابن_سینا
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔰 «آیا از منظر علمی میتوان فهمید که اندازه کیهان متناهی است یا نامتناهی؟»
دسترسی ما به دادههای کیهانی با تعدادی مانع و محدودیت اساسی مواجه است که جرج الیس آنها را #افقهای_معرفتشناختی مینامد. نکته مهم درباره این افقها آن است که حتّی با پیشرفت علم و فناوری در قرون آینده نیز، رفع این موانع دور از انتظار و در مواردی ناممکن است، چرا که اغلب آنها ارتباطی با محدودیتهای فناوریهای ما ندارد، بلکه ناشی از قوانین و شرایط بنیادین عالم است. این محدودیتها برای مثال باعث میشود که ما هیچگاه نتوانیم بفهمیم که ابعاد کیهان متناهی است یا خیر. در ادامه چند مورد از این افقها را معرّفی میکنیم:
🔺1) افق ذرّه(کیهان قابل مشاهده): عمر محدود کیهان و سرعت محدود نور، به ما اجازه دریافت اطلاعات از مناطق دورتر از افق ذرّه را نمیدهد. یعنی تنها بخش محدودی از کلّ عالم برای ما علی الاصول قابل مشاهده است که به آن «جهان قابل مشاهده» میگویند.
🔹2) مخروط نوری گذشته: با توجّه به ثابت بودن سرعت نور، ما تنها به رویدادهای حاضر در مخروط نوری گذشته دسترسی داریم. یعنی یک برش سهبُعدی از فضازمان چهاربُعدی.
🔺3) افق فیزیک: ما توان دسترسی مستقیم به انرژیهای ابتدایی کیهان، و آزمایش مستقل نظریههایمان دربارۀ آن را نداریم. بیشترین انرژی قابل دسترسی در شتابدهندههای آزمایشگاه سرن هنوز حدود 10 میلیارد برابر کوچکتر از انرژیهای مربوط به دورۀ تورّم در ابتدای کیهان است. برای دسترسی به انرژیهای ابتدای کیهان احتیاج به شتابدهندههایی به بزرگی منظومه شمسی داریم!
🔹4) منظرگاه خاص و واحد: ما تنها از این مکان خاص در کیهان، و در یک زمان خاص، یعنی حدود 14 میلیارد سال پس از مِهبانگ، به کیهان مینگریم. بنابراین دسترسی ما به دادههای کیهانی محدود و دارای سوگیری است. در نتیجه پاسخ به مسائلی چون همگنی کیهان، ماهیت انرژی تاریک و سرنوشت کیهان بسیار چالشبرانگیز است.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
«افقهای معرفتشناختی کیهانشناسی»
این تصویر برگرفته از مقاله زیر است:
On The Philosophy of Cosmology (2014) by George Ellis
توضیح در مطلب بعدی👇👇👇
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔰 «آیا هوش مصنوعی می تواند آگاهی و فهم واقعی داشته باشد؟»
آزمایش اتاق چینی جان سرل
John Searle's Chinese Room Experiment
🔹آزمایش اتاق چینی یک آزمایش فکری معروف است که اوّلین بار توسط فیلسوفی به نام جان سرل مطرح شد. این آزمایش آموزه هوش مصنوعی قوی را به طرز مؤثّری به چالش میکشد. طبق این آموزه، میتوان یک هوش مصنوعی ایجاد کرد که مانند انسان آگاهی و فهم واقعی داشته باشد.
🔸تصور کنید فردی که زبان چینی نمیداند در یک اتاق محبوس شده است و از بیرون به او عباراتی به زبان چینی به عنوان ورودی داده میشود. او یک کتابچه راهنما به همراه دارد که شامل دستورالعملها و الگوریتمهایی است که به او میگوید چگونه این عبارات چینی را دریافت و عبارات چینی متناسب با آن تولید کند و به عنوان خروجی به بیرون از اتاق بفرستد. با وجود اینکه این فرد چیزی درباره زبان چینی و یا محتوای گفتگو نمیفهمد، قادر است پاسخهایی تولید کند که برای یک ناظر خارج از اتاق، قابل تشخیص از پاسخ های یک فرد بومی چینی که کاملاً بر محتوای گفتگو آگاه و مسلط است، نیست.
🔹جان سرل استدلال می کند که پیروی از یک مجموعه قوانین و دستکاری نمادها (همان کاری که یک برنامه کامپیوتری انجام میدهد) برابر با فهم و هوشیاری واقعی نیست.
🔺این نشان میدهد که یک سیستم میتواند بدون داشتن تجربه ذهنی یا هوشیاری، رفتارهای هوشمندانه از خود نشان دهد. فرد داخل اتاق میتواند پاسخهای پیچیده بدهد، اما هیچ احساس یا آگاهی از آنچه میگوید ندارد.
🔺همچنین، آزمایش اتاق چینی آزمون تورینگ را که معمولاً برای سنجش هوشمندی ماشینها استفاده میشود، زیر سؤال میبرد. اگر یک ماشین بتواند در آزمون تورینگ موفق شود، لزوماً به این معنی نیست که آن ماشین واقعاً فکر میکند یا فهم میکند.
❓نظر شما چیست؟ دیدگاهتان را با ما در بخش نظرات به اشتراک بگذارید.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📌«آیا مکانیک کوانتومی اصل علّیت را نقض میکند؟»
🔸در مکانیک کوانتومی استاندارد، قبل از اندازهگیری نمیتوان از مقدار کمّیتهایی چون مکان و تکانه برای جسم سخن گفت. برای مثال، فرض کنید میخواهیم اسپین (تکانه زاویهای ذاتی) الکترونی را در راستای مشخّصی اندازه بگیریم. نتیجه آن ممکن است 1/2+ یا 1/2- باشد. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، ذرّه پیش از اندازهگیری هیچ یک از این دو مقدار را ندارد. در واقع، تابع موج الکترون در حالت برهمنهی (Superposition) از حالتهای مربوط به 1/2+ و 1/2- قرار دارد. در لحظه اندازهگیری، تابع موج الکترون به صورت کاملاً تصادفی به یکی از این دو حالت رُمبش میکند و ما مقدار مربوط به آن را مشاهده میکنیم.
🔹اینکه گفته میشود «به صورت تصادفی»، بدین معنا نیست که اطّلاعات ما درباره الکترون قبل از اندازهگیری ناقص بوده است، بلکه بدین معناست که درست در لحظه اندازهگیری، الکترون یکی از این دو مقدار را به صورت تصادفی کسب میکند. در واقع اینکه اسپین الکترون در لحظه اندازهگیری 1/2+ شد و 1/2- نشد، هیچ علّت خاصی نداشته است و تصادف محض بوده است. بنابراین بعضاً گفته میشود که مکانیک کوانتومی اصل علّیت را زیر سؤال میبرد چون شامل رویدادهایی بدون علّت است.
برای ارزیابی دقیقتر این ادّعا باید با دو اصطلاح آشنا شویم:
🔺اصل موجبیت علّی (Causal Determinism): طبق این اصل، وضعیت جهان در هر لحظه، وضعیت آن را در لحظه بعد به طور کامل متعیّن و مشخّص میسازد. به عبارت دقیقتر، علّت شرط کافی برای تحقّق معلول است. یعنی اگر این رویداد خاص رخ دادهاست، امکان نداشته است که رخ ندهد، زیرا وجود علّت برای تحقّق آن کافی بوده است و آن را وجوب بخشیده است. طبق مکانیک کوانتومی استاندارد، در هنگام اندازهگیری این اصل نقض میشود. زیرا اگر خروجی اندازهگیری 1/2+ بوده است، بر حسب اتّفاق اینگونه بوده است و میتوانسته است 1/2- باشد. در واقع، چیزی در لحظه پیش از آن نبوده است که این نتیجه را برای اندازهگیری قطعی و متعیّن سازد.
🔺اصل عام علّیت (General Causal Principle): طبق این اصل، هر رویدادی در جهان دارای علّتی است. به عبارت دقیقتر، شرط لازم برای تحقّق هر رویداد وجود علّت آن است. دقّت کنید که در اینجا از شرط لازم سخن گفته شده است و نه شرط کافی. یعنی از وجود آن علّت خاص لزوماً نمیتوان وجود این معلول خاص را نتیجهگرفت، امّا برعکس آن ممکن است: از وجود معلول میتوان نتیجه گرفت که علّت آن وجود داشته است. در اینجا علّت به معلول وجوب نمیبخشد و آن را قطعی نمیسازد. در مکانیک کوانتومی این اصل عام همچنان برقرار است. زیرا اگر نتیجه اندازهگیری ما یک الکترون با اسپین 1/2+ (معلول) را نشان دهد، به طور قطع میتوانیم نتیجه بگیریم که در لحظه پیش از اندازهگیری، الکترونی وجود داشته است که تابع موج آن بر حالت اسپین 1/2+ عمود نبوده است(علّت). به عبارت دیگر، اگر علّت وجود نداشت، تحقّق معلول ناممکن بود.
🔵 خلاصه بحث و جمعبندی: در تفسیر استاندارد از مکانیک کوانتومی، اگرچه موجبیت علّی (لااقل در سطح جهان فیزیکی) زیر سؤال میرود امّا همچنان اصل عام علّیت برقرار است. لازم به ذکر است که آنچه در برخی براهین اثبات وجود خدا در فلسفه (مثل برهان کیهانشناختی کلام) نیاز است همین اصل عام علّیت است و نه موجبیت علّی. نکته دیگر اینکه، برخی تعابیر مهمّ دیگر مکانیک کوانتومی مثل مکانیک بوهمی و تفسیر چندجهانی، حتّی موجبیت علّی را نیز محترم میشمارند.
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🔰 «مسئله تنظیم ظریف کیهانی»
‼️ شواهد تجربی و محاسبات نظری نشان می دهند که اگر قوانین، ثوابت فیزیکی و شرایط اولیه کیهان به میزان بسیار بسیار ناچیزی متفاوت از حالت فعلی بود، به وجود آمدن حیات در کیهان ناممکن بود.
🔸 آیا این مسئله نیاز به تبیین و توضیح دارد؟
❓اگر آری، کدام یک تبیین بهتری است: شانس و تصادف، چند جهانی، یک نظریه بنیادی احتمالی و یا طراحی الهی؟
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
✅«برهان کیهانشناختی کلام (برهان حدوث جدید)»- The Kalam Cosmological Argument
👤ویلیام کریگ (متولّد 1949)، فیلسوف تحلیلی آمریکایی و الهیدان مسیحی، با الهام از متکلّمین اسلامی و با استفاده از دستاوردهای فیزیک و کیهانشناسی، برهانی را برای اثبات وجود خدا سامان داد که در فلسفه دین معاصر بسیار مورد توجّه و بحث قرار گرفته است.
🔵صورتبندی برهان:
1)هر آنچه که وجودش [از منظر زمانی] آغازی داشته باشد، برای آغاز وجودش علّتی هست.
2) عالم وجودش آغازی داشته است.
نتیجه: برای آغاز وجود عالم علّتی هست.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه اوّل:
الف) شهود عقلایی: این شهود متافیزیکی بدیهی است که چیزی نمیتواند از "هیچ" به وجود بیاید.
ب) تعلیق به محال: اگر اینطور نباشد، غیر قابل توضیح خواهد بود که چرا چیزهایی به صورت تصادفی و رندم مدام به وجود نمی آیند؟
ج) ارجاع به تجربه: هم تجربیات روزمره ما و هم پژوهشهای علمی ما مدام این موضوع را تأیید کرده اند و هیچ وقت رد نکرده اند. اصولاً اگر غیر از این بود علم توسعه نمی یافت.
🔹استدلالهای کریگ برای مقدّمه دوم:
🔸استدلالهای فلسفی:
الف) بی نهایت واقعی و بالفعل (Actual Infinity) نمیتواند وجود داشته باشد، و از آنجایی که سلسله رویدادها از ازل تا کنون، مصداقی از بینهایت واقعی و بالفعل است، نمیتواند وجود داشته باشد.
ب)بی نهایت واقعی و بالفعل نمیتواند از طریق اضافه شدن پی در پی حاصل شود، و از آنجایی که بینهایت واقعی و بالفعل مربوط به گذشته ازلی با اضافه شدن پی در پی حاصل میشود، گذشته ازلی نمیتواند وجود داشته باشد.
🔸استدلال بر مبنای فیزیک و کیهانشناسی:
شواهد تجربی متعدّدی که از مُدل مِهبانگ حمایت میکند، به همراه قضایای تکینگی اوّلیه و همچنین صورتهای کلاسیک و تعمیمیافته از قانون دوم ترمودینامیک، نشان میدهد که عالم آغازی داشته است.
📚یک منبع خوب برای مطالعه بیشتر:
فصل سوم از کتاب
The Blackwell Companion to Natural Theology (2009)
🔴 کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📒مقاله «نگاهی انتقادی به استدلالهای هاوکینگ بر مبنای مدل "بیمرز" علیه خداباوری»
📚نشریه علمی-پژوهشی «پژوهشنامه فلسفه دین» - مهر 1402
✍🏻حامد منوچهری کوشا
چکیده:
«مطابق مدل «بیمرز» هارتل-هاوکینگ، در ابتدای عالم، بُعد زمان هم رفتاری مانند ابعاد مکانی داشته است، که در نتیجۀ آن، تکینگی ابتدای عالم حذف میشود. استیون هاوکینگ معتقد است که این مدل چالشهایی جدی برای خداباوری به همراه دارد. زیرا طبق آن (1) عالم نقطۀ آغازین خلقت ندارد، (2) پیدایش عالم از هیچ به صورت طبیعی توضیح داده میشود، و (3) نیازی به تعیین شرایط اولیۀ عالم توسط خداوند نیست. بنابراین کیهان «بیمرز» نیازی به خالق ندارد. در این مقاله، ابتدا چهار اشکال مبنایی پیرامون اعتبار علمی مدل و تفسیر هاوکینگ مطرح شده است. نخست، این مدل مبتنی بر گرانش کوانتومی است، که فعلاً نظریۀ قابل اتکایی در این زمینه در دست نیست. دوم، این مدل با چالشهای علمی نظری و رصدی مختلفی روبروست. سوم، واقعی پنداشتن زمان موهومی و کیهان اقلیدسی مبنای علمی ندارد. و چهارم، نیاز کیهان به خالق منحصر در لحظۀ آغازین نیست که از بین رفتن آن نشاندهندۀ عدم نیاز کیهان به خالق باشد. سپس نشان داده شده است که حتی اگر در این موارد کاملاً با او همراهی کنیم باز هم این مدل دلالتی بر مدعای هاوکینگ ندارد. زیرا اولاً عالم در این مدل همچنان آغازمند و حتی دارای لحظۀ مشخص آغازین است؛ ثانیاً این مدل اصولاً پیدایش عالم از «هیچ محض» را توصیف نمیکند؛ ثالثاً خود این مدل نوعی شرط اولیۀ ممکن و نه ضروری محسوب میشود و در درون خود پذیرای شرایط مختلف بسیاری برای محتوای عالم است. بنابراین به نظر میرسد که این مدل، بر خلاف ادعای هاوکینگ، هیچ گونه دلالت جدی الهیاتی ندارد.»
لینک دانلود:
https://prrj.isu.ac.ir/article_76777_2a932b6dcd6feb96d61179a4e4a443ec.pdf
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📒مقاله «رویکردی نو به مسئله آغازمندی زمانی عالم در چهارچوب فلسفه صدرایی»
📚نشریه علمی-پژوهشی «تأمّلات فلسفی»- اسفند 1401
✍🏻حامد منوچهری کوشا
چکیده:
«در تاریخ جهان اسلام، غالباً متکلّمین بر حدوث زمانی عالم و فلاسفه بر قدم آن اصرار داشتهاند. در این میان،ملاصدرا بر اساس نظریه حرکت جوهری، معتقد به حدوث زمانی تجدّدی و آنبهآن عالم جسمانی است، ولی در عین حال وجود آغاز زمانی را برای عالم نمیپذیرد. در نوشتار حاضر پس از بازنگری در مفهوم حدوث و آغازمندی زمانی عالم در چهارچوب فلسفه صدرایی، به نقد تفصیلی مهمترین براهین اقامه شده علیه حدوث زمانی عالم پرداخته شدهاست. بدین ترتیب نشان داده شدهاست که میتوان ضمن پذیرش و دفاع از مبانی فلسفه صدرایی و حدوث زمانی تجدّدی معرفی شده توسط ملاصدرا، سخن او را در ردّ آغازمندی عالم نپذیرفت. در نهایت استدلال شده است که نه تنها بین حکمت متعالیه و آغازمندی عالم تعارضی نیست، بلکه مبانی حکمت متعالیه به ارائه تبیینی سازگار از آغازمندی عالم، و رد براهین اقامه شده علیه آن، کمک شایان توجّهی میکند. بدین ترتیب تصویر نوینی از حدوث زمانی عالم به دست میآید، که در آن عالم هم آغازمند است و هم حادث است به حدوث زمانی تجدّدی. این دیدگاه را میتوان «نظریه عالم آغازمند سیال» نامید.این تصویر ضمن بهرهمندی از مبانی متقن فلسفه صدرایی، میتواند در حل برخی از مسائل و تعارضات احتمالی بینرشتهای نیز راهگشا باشد.»
لینک دانلود:
https://phm.znu.ac.ir/article_249654_1612d19d4acdb4ad5fc23952c55346f8.pdf
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
📒«مدل کیهان شناسی دورهای همدیس راجر پنروز به زبان ساده»
✅در این مدل، پنروز ادعا می کند که در آینده بسیار دور، کیهان از ذرات جرم دار خالی می شود، و در نتیجه از منظر همدیسی با ابتدای کیهان همارز است. در نتیجه کیهان در آینده، گذشته خود را فراموش و دورههایی طولانی را مدام تکرار خواهد کرد.
✅در این نوشتار، به مسئله آنتروپی بسیار پایین کیهان اوّلیه و فرضیۀ انحنای ویل نیز پرداخته شده است.
✍🏻 حامد منوچهری کوشا
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
مدل «کیهانشناسی دورهای همدیس» راجر پنروز- Conformal Cyclic Cosmology
🔸تبدیلات همدیس، زوایا را حفظ می کنند امّا اندازه ها را تغییر میدهند.
🔹پنروز استدلال میکند که اگر ذرّات عالم همگی بدون جرم باشند، آنگاه کیهان همدیسناورداست.
🔸در کیهان اوّلیه انرژی بسیار بالا بوده و ذرّات همگی نسبیتی (بدون جرم) بوده اند. در آینده بسیار دور نیز ، یعنی 10 به توان 100 سال دیگر، الکترونها، پروتونها و سیاهچالهها به تابش تبدیل میشوند و کیهان بدون جرم میشود. پس ابتدا و انتهای کیهان همدیسناوردا و معادل یکدیگر هستند
🔹به سبب همارزی همدیسی، از منظر فیزیکی ابتدای کیهان با آینده بسیار دور آن کاملاً معادل هم هستند. گویی کیهان، تاریخ بسیار طولانی خود را فراموش کرده و دوباره از ابتدا شروع میکند. این دوره های 10 به توان 100 ساله (که ایون نامیده می شوند)، از ازل تا ابد تکرار میشوند.
🔴کانال علم، الهیات و فلسفه
🆔@TheoCosmology
📒«مدل کیهان شناسی استینهارت-توروک به زبان ساده»
✅این مدل در سال 2001 به عنوان یک مدل رقیب برای مدل استاندارد مهبانگ معرفی شد که در آن فاصله بین جهان ما و یک جهان موازی، مدام نوسان می کند. این یک مدل سرمدی (ازلی-ابدی) از کیهان است که در آن تکینگی ابتدایی وجود ندارد.
✍🏻 حامد منوچهری کوشا
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
«مدل دورهای استینهارت-توروک (2001)»
🔹این مدل در چهارچوب نظریۀ M مطرح شده است. جهان ما دارای نُه بعد فضایی است که شش بُعد آن بسیار ریزند و قابل رؤیت نیستند. در مقابل این جهان ما، یک جهان دیگر نیز وجود دارد که جفت آن محسوب میشود. این دو جهان به وسیلهی بُعد مکانی دیگری از هم فاصله دارند که بُعد مکانی دهم محسوب میشود.
🔸بین آنها نیرویی وجود دارد که باعث میشود که این دو جهان، در فاصلههای زمانی منظمی با یکدیگر برخورد کنند و مجدّداً دور شوند.
🔹طبق این مدل، مِهبانگ (Big Bang) رخ نداده است و آنچه که ما در مدل مِهبانگ تحت عنوان جهان اوّلیهی داغ بعد از تورّم میشناسیم، حاصل انرژی آزاد شده از طریق همین برخورد بین دو جهان است.
🔸نیروی بین این دو جهان، در درون هر یک از آنها انرژی تاریک القا میکند که باعث انبساط شتابدار هر یک از آنها به مدّت هزار میلیارد سال میشود که کیهان را رقیق، همگن و تخت میسازد. بنابراین هرچند فاصلۀ بین دو جهان مدام در حال نوسان است، امّا هر یک از این جهانها فقط منبسط میشوند.
🔹این برخوردها مرتّباً از ازل تا ابد تکرار میشوند.
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
🚨کلیپی حیرت انگیز و سرگیجهآور درباره ابعاد غیر قابل تصوّر «کیهان قابل مشاهده» و مقایسه آن با ابعاد برخی اجرام آسمانی شناخته شده
🔸کل کیهانی که در هیئت بطلمیوسی تصوّر میشد، تقریباً هم اندازه با ابعاد ستاره Pistol Star بود.
🔹فاصله نزدیکترین کهکشانها به ما، تا دهههای ابتدایی قرن بیستم همچنان ناشناخته بود.
🔴کانال علم، فلسفه و الهیات
🆔@TheoCosmology
