Moja's place
رفتن به کانال در Telegram
اگر علاقمند به مسائل عمیق نیستید یا اگر به دنبال محتوای زرد، روزمره، غیر جدی و دلنوشته میباشید؛ این کانال برایتان مفید نخواهد بود.
نمایش بیشتر684
مشترکین
-124 ساعت
+987 روز
+17930 روز
آرشیو پست ها
682
روانشناسی زرد، قبل از اینکه ذهن تو را بشناسد، الگوریتم را شناخته است.
به تو نمیگوید چه کسی هستی.
چیزی را میگوید که احتمال دارد بیشتر آدم ها با آن همذات پنداری کنند.
تو زیادی مهربانی ...
هیچکس تو را درک نمیکند ...
همه از خوبی تو سوء استفاده کرده اند ...
تو هم میان چند جملهٔ مبهم، یکی را بر میداری و میگویی: دقیقاً منم!
نه چون متن دقیق بوده، چون ذهن تو، جا های خالی را خودش پر کرده است.
گاهی مخاطب، روانشناسی نمیخرد؛ فقط همان توهم فهمیده شدن را میخرد.
✍ محمد جوادی
682
داشتم به این فکر میکردم که چرا روانشناسی زرد و روانشناسی کوچه بازاری (اینایی که بر اساس علم نیستن)، مخاطب های بیشتری رو نسبت به روانشناسی اصولی (بر پایه علم) دارن.
682
آیا هر پافشاری ای نشانهٔ قدرت است؟
اگر امروز، برای نخستین بار با این انتخاب روبرو میشدی، باز هم همان تصمیم را میگرفتی؟
اگر پاسخت «نه» است، پس چرا هنوز ادامه میدهی؟
آیا چون این راه درست است، یا فقط چون پیش از این، زمان، احساس و عمرت را صرف آن کرده ای؟
مگر حقیقت، با تعداد روزهایی که در خطا مانده ای تغییر میکند؟
شاید شجاعت، همیشه در ادامه دادن نباشد.
شاید شجاعت واقعی، پذیرفتن این باشد که دیروز اشتباه کرده ای و امروز راه دیگری را انتخاب کنی.
✍ محمد جوادی
682
یکی از رایج ترین اشتباهات این است که خیال میکنیم حافظه، آرشیوی دقیق از تمام اتفاقات زندگی است.
در حالی که اغلب اینطور نیست.
ذهن، بیش از آنکه رفتار ها را نگه دارد، اثر رفتار ها را نگه میدارد.
ممکن است امروز نتوانی دقیق بگویی سه ماه پیش چه جمله ای شنیدی یا چه اتفاقی افتاد؛ اما هنوز اضطرابی را که آن رابطه به جانت انداخت، بی اعتمادی ای را که در تو ساخت، یا احساس تحقیر و فرسودگی ای را که با خودت حمل میکنی، با تمام وجود حس کنی.
برای همین، بعضی آدم ها با اعتماد به نفس میگویند: خب اگر اینقدر بد بودم، یک مثال بزن.
و وقتی چند ثانیه سکوت میکنی، خیال میکنند بی گناه شده اند.
نه.
فراموش شدن جزئیات، به معنای رخ ندادن آسیب نیست.
اما یادت باشد: گاهی بزرگ ترین مدرک یک رابطه، زخمی است که هنوز بعد از تمام شدنش، با خودت حمل میکنی.
682
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
یه مسئلهای در مورد ارتباط با آدمای خودشیفته هست که باهاشون بحث کردنی وقتی برمیگردن میگن: «خب یه مثال از کار بد و رفتار بدی که باهات داشتم بزن» تو یهو فریز میشی و هیچی یادت نمیاد؛ درحالی که واقعا باهات خیلی خیلی تاکسیک بوده و آثارش واضحه اما تو انگار فقط احساستو یادت مونده نه کاریو که باهات کرده.
682
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
تو راست میگفتی؛ آدما کارایی که تو یه روز میتونن انجام بدنو دست بالا میگیرن ولی کارایی که تو یه سال میتونن انجام بدنو دست پایین.
682
زیرا زمان، نه دشمن توست و نه دوست تو
تنها کاری را میکند که همیشه کرده است: همه چیز را با خود میبرد.
682
درخت، میوهٔ خود را میدهد و از یاد رفتن نمیترسد. رود، جاری میشود و نگران آن نیست که قرن ها بعد کسی نامش را به خاطر خواهد آورد یا نه. طبیعت، هرگز برای شهرت عمل نمیکند؛ تنها وظیفهٔ خویش را انجام میدهد.
تو نیز بخشی از همین طبیعتی.
682
اگر نامت هزار سال بر زبان مردمان بماند، آن هزار سال نیز خواهد گذشت. آنان که ستایشت میکنند، خواهند مرد. آنان که از تو خواهند نوشت، خواهند مرد. آنان که نوشته هایشان را خواهند خواند نیز خواهند مرد.
و سرانجام، نه زبانی خواهد ماند که نامت را بر زبان آورد و نه گوشی که آن را بشنود.
682
چرا در اندیشهٔ جاودانه شدن هستی، در حالی که خودِ جاودانگی نیز در برابر زمان، لحظه ای بیش نیست؟
682
یکی از خطرناک ترین دروغ های اخلاقی این است که هر کس بیشتر رنج کشیده، الزاماً بیشتر حق دارد.
نه.
رنج، حقیقت تولید نمیکند. اشک، استدلال نیست. و قربانی بودن، مصونیت اخلاقی نمی آورد.
یکی از بزرگ ترین کلاهبرداری های افکار عمومی دقیقاً از همین جا شروع میشوند؛ جایی که احساسات، جای حقیقت را میگیرند و همدلی، عدالت را خفه میکند.
وقتی قبل از فهمیدن واقعیت، صرفاً به کسی که بیشتر احساساتمان را تحریک کرده حق میدهیم، دیگر دنبال حقیقت نیستیم؛ دنبال تسکین وجدان خودمانیم.
جامعه ای که عدالت را با احساسات معامله کند، در نهایت حقیقت را اعدام خواهد کرد.
✍ محمد جوادی
682
مشابه یا مکمل؟
مدام به ما میگویند دنبال کسی باشید که شبیه خودتان باشد؛ هم فکر، هم سلیقه، هم روحیه و ...
اما شباهت، همیشه نقطهٔ قوت یک رابطه نیست.
اگر هر دو نفر در یک چیز ضعف داشته باشند، آن ضعف فقط دو برابر میشود. اگر هر دو از یک زاویه به دنیا نگاه کنند، بخش بزرگی از واقعیت را نخواهند دید.
رابطهٔ سالم، مسابقهٔ پیدا کردن نسخهٔ دوم خودت نیست؛ پیدا کردن کسی است که جا های خالی تو را کامل کند و تو هم بتوانی کمبود های او را جبران کنی.
مکمل بودن یعنی تفاوت هایی که به رشد منجر میشوند، نه شباهت هایی که فقط احساس آشنایی ایجاد میکنند.
دنبال کسی نباش که فقط شبیه تو باشد؛ دنبال کسی باش که در کنار او، نسخهٔ کامل تری از خودت شوی.
✍ محمد جوادی
