Whispers of Ink
رفتن به کانال در Telegram
قلم و قلب و صدای دل نجوا گوید من اگر یار غزلخوان تو باشم ، چه شود @hghazallbot http://t.me/HidenChat_Bot?start=7728855839
نمایش بیشتر159
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-3630 روز
آرشیو پست ها
کاشکی جلو میومدی تا برات از تموم شبایی بگم که از خوابت پریدم.
تموم نوتیفایی که ارزو میکردم کاش تو باشی.
از تموم ساعتای رندی که میدیدم و بچگونه ارزو میکردم توی این لحظه تو هم یاد من بیفتی.
از تموم جملاتی که کنار هم میچینم تا از دوستای مشترکمون حالتو بپرسم بدون اینکه آویزون به نظر بیام.
از تموم فکرایی که توی سرمه.
از حس پوچی ای که گوشه ی ذهنمه.
از تموم وقتایی که دارم تلاش میکنم برای زندگیم و برای آیندم ولی یه علامت سوال ازت هنوز توی ذهنمه. از تموم وقتایی که دارم جون میکنم و زندگیمو ارتقا میدم هیچکسم چیزی از دلتنگیای من نمیفهمه ولی ته ذهنم، دلم میخواد یه نوتیف ازت ببینم که بگی میای دوباره باهم بسازیم؟ بعد حرف بزنیم. مثل قبل. از آینده ای بگیم که باهم قرار بود بسازیم و رویاشو ساختیم. هرچند که گفتی ما بدون فکر یه رویا ساختیم...
از این میگفتم که حتی اگه یه تیکه اهنگ بخونی یا استوریش کنی یا بذاری بیوت من کاملشو گوش میدم که ببینم شاید راجب من باشه؟! شایدم راجب یکی دیگه..؟ یا شاید اصلا هیچکدوم از اینا و من فقط دارم توی ذهنم دنبال یه نخ میگردم که ببینم هنوزم به من وصلی یا نه.
برات میگفتم از تموم آینده که باهات تصور میکردم ولی نمیتونم. دیگه نمیتونم بیام جلو. دیگه میترسم غرورمو له کنم برای ادمی که شاید همین الانم منو از ذهنش پاک کرده باشه.
من رفتم. بدون خداحافظی ام رفتم. نذاشتم جمله ی اخرو تو بگی و رفتم. پشیمونم نیستم از رفتنم. ولی تو خیلی زودتر از رفتن من، دلت با من نبود...
دیگه میترسیدم. دیگه مطمئن نبودم. دیگه نیمگفتی باهم درستش میکنیم. دیگه نمیگفتی هرچی بشه هستم. فقط میگفتی ببخشید.. میگفتی بهتر از تو پیدا میکنم. میگفتی لیاقتمو نداری. ولی هیچوقت نفهمیدی من بهتر از تو رو نمیخواستم. من تورو میخواستم.
برای یه دختر باید خیلی عذاب اور باشه که بشنوه که نمیخوای ادامه بدی. ولی من حاضر بودم بگی نمیخوای. بگی نمیخوام ادامش بدم. درحالی که من تموم این مدت با فکر آینده ای که با تو قرار بود بسازم زندگی میکردم. هرچقدر فکر میکنم نمیفهمم کجای راهو اشتباه رفتم. نمیتونم بفهمم الان حست چیه
