بارشِ یاقوتهای خُرد شده
رفتن به کانال در Telegram
از دور نگاه میکنم به بارشی از جنسِ یاقوتهای خُرد شده. آرزویِ فیلسوف شدن، جزئیاتِ جهان خیلی مهمه. (حرفِ دلت رو بگو، فکر کن آخرین روزیه که زندهایم) @OldYaghotbot
نمایش بیشتر621
مشترکین
+324 ساعت
+147 روز
+4930 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+54
در 6 کانالها
ژوئن '26
+68
در 9 کانالها
Get PRO
مه '26
+34
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+112
در 26 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+48
در 17 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+474
در 32 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 ژوئیه | +1 | |||
| 13 ژوئیه | +3 | |||
| 12 ژوئیه | +4 | |||
| 11 ژوئیه | +6 | |||
| 10 ژوئیه | +2 | |||
| 09 ژوئیه | +5 | |||
| 08 ژوئیه | +2 | |||
| 07 ژوئیه | +2 | |||
| 06 ژوئیه | +7 | |||
| 05 ژوئیه | +6 | |||
| 04 ژوئیه | +3 | |||
| 03 ژوئیه | +3 | |||
| 02 ژوئیه | +3 | |||
| 01 ژوئیه | +7 |
پستهای کانال
| 2 | یک شب، دستم رو میذارم روی قلبم و صدای زندهی تو به گوشم میرسه؛ چشمام رو میبندم، اشک میریزم و دوباره زنده میشم. | 38 |
| 3 | One Last Goodbye Anathema (1).mp3 | 38 |
| 4 | استخونهای من از عشق زندهن؛ تو بیا و میونِ استخونهای من دوباره سبز و زنده شو؛ تو بیا و توی وجود من ریشه کن؛ تو بیا و زندگی رو از روح تا استخونهام شروع کن؛ تو بیا و تمومِ وجودم رو برای زنده بودنت عاشق کن. تو بیا؛ تمومِ وجودم برای دوباره سبز شدن و زنده بودنِ توئه. | 41 |
| 5 | جنگ میترسونتم؛ خیلی نگرانتم و همهش سعی میکنم برات نامه بنویسم؛ میترسم که بخوابم، بیدار نشم یا اگر هم بیدار شدم متوجه بشم که تو نیستی. با این حال هنوز هم دارم برات نامه مینویسم، باور دارم که قرار نیست بمیریم؛ خیال میکنم اون روزی رو که دوباره کنار هم نشستیم و تو این نامههای جنونآور رو میخونی، و دوباره زندهایم، دوباره لبخند میزنیم و توی نگاهمون هیچ ترسی دیده نمیشه. | 51 |
| 6 | دیگه دلم نمیخواد فرار کنم و برم توی جنگل؛ با تمومِ وجودم میخوام با تو توی همین جهنم بمونم، بمونم و تا آخرین لحظه از بودنم با تو باشم. دستهای گرمت رو بگیرم، به چشمهای زندهت نگاه کنم، لبخند بزنم، اشک بریزم، نفسم گرفته بشه. بخوام زنده باشم ولی نتونم و کمکم توی بغلِ تو ذوب و ناپدید بشم. | 50 |
| 7 | 4_5932776052681082636.mp3 | 51 |
| 8 | 4_5814606869414561185.mp3 | 50 |
| 9 | ما باید بمونیم، حتی توی غم هم باید بمونیم، تا سر حد توان نباید از بودن دست بکشیم؛ باید باشیم، واقعاً باید باشیم. | 49 |
| 10 | میترسم بمیری، میترسم بیدار شم و از بین رفته باشی، میترسم چشمای نازت برای همیشه بسته بشن؛ میترسم نتونم دونههای خاک رو از داخلِ چشمات بیرون بیارم، میترسم باز هم دورتر، خیلی دورتر از الان بشیم؛ اینترنت قطع بشه، دوباره تاریک بشیم، دوباره تاریکتر؛ دورتر، غریبتر، دلتنگتر، دیوانهتر، دیوانهتر. | 57 |
| 11 | میخوام که گریه کنم، ولی گریه کردن هم آرومم نمیکنه. | 67 |
| 12 | بدون متن... | 91 |
| 13 | میخوام زنده بمونم و برات نامه بنویسم. | 167 |
| 14 | میخوام سی ساله باشم. میخوام تکلیفم مشخص باشه. که بدونم کجام، دارم چکار میکنم، خونهام کجاست.
خونه و فضا میخوام؛ یک خونه کوچک و قدیمی با چندتا پنجره. از بلاتکلیفی خستهام. فقط خونه خودم رو میخوام؛ آشپزخونه خودم رو. جایی که بدونم قراره حداقل پنج سال دیگه درش زندگی کنم و اجازه دارم هرقدر میخوام بهش وابسته بشم.
میخوام صبحها بیدار شم، توی کتری بزرگم آب بریزم، بذارمش روی گاز، پنجره آشپزخونه رو باز کنم و خیالم راحت باشه.
فقط میخوام خیالم راحت باشه. | 90 |
| 15 | برای زندگی کردن توی جنگل، چهقدر باید هزینه کنم؟ چون حس میکنم تمومِ اهدافم به تماشای درختها و تنها زندگی کردن در طبیعت ختم میشه. | 90 |
| 16 | بدون متن... | 85 |
| 17 | عمیقاً از تهِ وجودم خوشحالم که قراره مبانیِ موسیقی رو شروع کنم. خوشحالم که فردا هست، موسیقی هست، زندگی هست و من هم هستم. | 113 |
| 18 | دلم میخواست بیشتر احساس زنده بودن بکنم. قلبم رو بگیرم توی دستام فشار بدم بگم محکمتر بزن تا وقتی دستم رو روی سینم میذارم نوک انگشتام از شدت گرمای تجمع خون بسوزن. بذار یادم نره که وجود دارم. | 110 |
| 19 | - وقت داری که حرف بزنیم؟
- وقت ندارم؛ عشق دارم. عشق باعث میشه زمان دیگه برام اهمیتی نداشته باشه. بهتره بپرسی: عشق داری؟ و من هم میگم: آره. اونوقت تو تا بینهایت حرف میزنی و من احساس میکنم فقط یک دقیقه گذشته.
زن لبخند زد و مرد را بوسید. | 112 |
| 20 | +1 Selfless.mp3 | 219 |
