. ݁₊ ⊹ É𝐭𝐨𝐢𝐥𝐞𝐬 ᵈᵃⁿˢ ˡᵉˢ ʸᵉᵘˣ
رفتن به کانال در Telegram
.・。.・゜✭・. 𝐀 𝐁𝐚𝐥𝐥𝐚𝐝 𝐨𝐟 𝐇𝐨𝐩𝐞 ᶠʳᵃⁿᶜⁱˢ | ˣⁿᶠʲ | ²² | ʷᵃᵗᵉʳ ✭ @FrancisFor8bot https://t.me/harfmanbot?start=1533683997 "𝑩𝒖𝒕 𝒅𝒊𝒅 𝒚𝒐𝒖 𝒔𝒆𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒑𝒂𝒓𝒌𝒔 𝒇𝒊𝒍𝒍𝒆𝒅 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒉𝒐𝒑𝒆? 𝒀𝒐𝒖 𝒂𝒓𝒆 𝒏𝒐𝒕 𝒂𝒍𝒐𝒏𝒆."・。.・✭・
نمایش بیشترإيران155 889دسته بندی مشخص نشده است
166
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
مهوین هر بار میاد خونهمون میگه باز اتاقت رو تغییر دادی و من هم هر بار میگم بار آخره و الان که دوباره تغییر دادم دیگه خجالت میکشم بیاد ببینه.
این ماه پراید واقعاً زیادی استریت بودم. هم برای این ماه، هم برای کل زندگیم.
+1
استایلهای دن ایگن یک طوریه انگار از قصد خواسته اسلیترینی به نظر برسه و فکر میکنم اتفاقاً بهش میاد هری پاتر دیده باشه جوگیر شده باشه اما به رو نمیاره چون بچگانه است و حتی اگر یکی بهش بگه استایلت اسلیترینیه میگه استایلم چیه؟
اگر نمیدونین کی باید حمام برین که وقت درستش باشه و همیشه یا خیلی زود زود میرین که پوستتون خشک میشه یا خیلی دیر دیر (که لطفاً نه — مخصوصاً اگر از حمل و نقل عمومی استفاده میکنین) در این قسمت از مهارتهای زندگی، تشخیص زمان درست رو بهتون یاد میدم عزیزان.
EVERY TIME YOUR HAIR SLAYS. EVERY. FUCKING. TIME.
البته منظورم این نیست که در رابطه با معضلات اجتماعی داستانهای با پایان خوش نباید ساخته بشن. اصلاً خودم میرم دنبال دیدن و خوندن پایانهای خوش و اتفاقاً لازمه که دیده بشه تأثیر مثبتِ پایان خوش روی زندگی شخصیتها چطوریه.
چندبار دیگه هم گفته بودم که من طرفدار تراژدی نیستم. تا "مجبور" نشده باشم نمیرم سراغ فیلمها و سریالها و کتابهای تراژیک... اما موقع نوشتن و مخصوصاً نوشتن داستانها و شعرهای اجتماعی پایانهام رو تلخ میکنم. چون فکر میکنم برای هر موقعیت اجتماعی تلخ، هزاران (اگر میلیونها نه) نمونه وجود داره که شاید صدتاشون اونقدر خوششانس باشن که به پایان خوشایندی برسن اماااا چی به سر اون هزاران هزار نفر دیگه میاد؟ اگر من داستانی بسازم که یک بچهی کار که عاشق مدرسه رفتنه آخرسر بتونه بره مدرسه، شاید خواننده تهش بگه aww چقدر داستان "لمسم کردم"، چقدر "واقعی" بود. اما اون چیزی که از این واقعیتره اون هزاران هزار بچهی دیگه است. ترجیح میدم پایانهام اونقدر تراژیک باشن (مرگ تنها تراژدی نیست) که خواننده فقط لمس نشه—فکر کنه اگر کاری نکنه کس دیگهای هم کاری نمیکنه. از غیب یک نیروی ناجی نمیاد که کسی رو نجات بده، من براش گریه کنم و دست بزنم و بگم آخی لمسم کرد، چقدر واقعی.
نیاز به یه دیت نقاشی دارم. مثلاً بریم توی یه پارک همینطوری الکی چیزهای مختلف رو بکشیم.
بهم دستور درست کردن یه نوشیدنی رو بدین که خودتون درست میکنین و دوست دارین. میخواد یه مدل قهوه یا چای باشه یا اسموتی و... بعد من سعی میکنم هر روز، به روش شما یه چیزی درست کنم تست کنم. اگر نوشیدنی یا چیزهای شبیهش رو درست نمیکنین، از غذاهای ساده هم استقبال میکنم—یا حتی شیرینی. آشپزی کیلی کیلی کم.
