fa
Feedback
مِی‌زاده

مِی‌زاده

رفتن به کانال در Telegram

: فرزندِ مِی. مِی‌پدر، مُغلَق، آویشن. @maypedarr مِی‌پدر http://t.me/HidenChat_Bot?start=5385402207

نمایش بیشتر
1 639
مشترکین
-724 ساعت
+87 روز
+1930 روز
آرشیو پست ها
«تابستان به ایستگاه پایانی رسید، اما سوز آن زمستان دردناک هنوز با ماست.»

و من امیدوارم بمیرید، و دیری نمی‌گذرد مرگ‌تان فرا خواهد رسید من در پی تابوت شما به راه خواهم افتاد در شامگاهی تیره و تار، و آنگاه که به مغاک بستر مرگ خود فرو می‌روید به تماشای‌تان می‌نشینیم و بر سر گورتان خواهم ایستاد تا مطمئن شوم مرده‌اید. باب دیلن دمیدن در باد

زمان لزوما ‌ما را به‌سوی موفقیت پیش نمی‌راند؛ انتخاب‌های شماست که حرکت در راه موفقیت را تداوم می‌بخشد. تاد رز

اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آورده‌اید و آن را با افتخار برافراشته و به آسمان رسانده‌اید، برای این است که بریدن سر از همه کار آسان‌تر است و پروردن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر. فئودور داستایفسکی

سنگینم. مثل آدمی که جیباشو پر از سنگ کردن و انداختنش توی دریاچه، دارم فرو میرم و شناورم. مثل آدمی که نصف شب درد عجیبی توی کل بدنش پیچیده که حتی نمی‌تونه نفس بکشه و فقط منتظره توی یک لحظه، فقط یک لحظه همه چیز تموم بشه. با خودم قهرم. با خودم حرف نمی‌زنم. مگه حرف زدن با خودمون معنی دیوونه بودنو نمی‌داد؟ نه نمی‌داد. قهر بودن با خودت یعنی سقوط متداوم توی یک چاهی از هیچی. با خودم قهرم که حتی نمی‌نویسم‌. وقتی هم می‌خوام بنویسم با خودم دعوام میشه. اینم دارم به دور از چشم اون می‌نویسم. کی؟ همونی که رفته گوشه تخت جمع شده توی خودش و هیچی نمیگه. کاش حالشو می‌تونستم خوب کنم. کاش می‌تونستم نجاتمون بدم. صبح قهوه رو پانچ کردم. بعد بوش کردم. به این فکر کردم که چقدر مولکول‌های این ماده لعنتی قویه. بعد ماگی که مادرجان بهم هدیه داده بود گذاشتم، شیر ریختم و به این فکر کردم باز، که چقدر شیر مایع عجیبیه که می‌خوریم. و همچنین به این فکر کردم که چقدر عجیبه که یکی از سنبل‌های آدم‌های ویلن شیر خوردنه. به این که آدم‌های ویلن از اول ویلن هستن یا ساخته می‌شن؟ بعد قهوه‌ساز بوق زد. منم مستقیم خالیش کردم روی سر اون غازی که وسط فنجونم هست. به پخش شدن قهوه توی شیر خیره شدم. چقدر لذت بخش بود. مزش همون‌طور بود که می‌خواستم. همین تیکه از روز بس بود. بقیش یادم نمیاد. مثل حیوونکی که زیر یه درخت داره تلف میشه، تلف شدم. چقدر تلف شدیم. چقدر بیهوده گذشت همه چیز... برداشته شده از چنل sunsetz

من فقط یکبار زندگی می‌کنم. و فکر می‌کنی آن را هدر می‌دهم تا به تو ثابت کنم آدم خوبی هستم؟ خیر. من شیطانم، دور بمان. تیک نات هان

قبل از آن که بتوانیم انتخاب‌های خوبی بکنیم؛ باید دلیل انتخاب‌های بد خود را بفهمیم. ویلیام گلاسر

خدا نه مرکب است نه جسم است نه مرئی است نه حال است نه محل است نه شریک دارد‌ نه معانی و صفات زائد بر ذات دارد و نه به هیچ‌چیز و به هیچکس نیاز دارد و خلاصه مقامش عالی‌تر از این‌ست که اصلاً وجود داشته باشد. صادق هدایت

گاهی میلِ سیری‌ناپذیر به آگاهی، یکی از پنهان‌ترین راه‌های فرار از احساساته. چون ذهن، ترجیح می‌ده درد رو تحلیل کنه تا تجربه. فرق هست بین کسی که آگاه می‌شه و کسی که به آگاهی پناه می‌بره. همتا شکرالهی

مو‌ به تنم سیخ شد.

کسی که خود را نمی‌شناسد، همیشه در رابطه گم می‌شود. ناتالی گولدبرگ

وقتی آدم‌ها شما را ترک می‌کنند، مانعشان نشوید. شما با کسانی که رهایتان می‌کنند، آینده‌‌ای ندارید. رومن گاری

اگر می‌توانستم هر روز به قالبی در می‌آمدم، گیاه یا حیوان، تک‌تکِ گل‌ها می‌شدم: علف هرز، خار بیابان یا گل سرخ؛ درختی استوایی با شاخه‌های درهم‌گوریده، خزه‌ای افتاده در ساحل یا کوهی زیر تازیانه‌ی باد؛ پرنده‌ی شکاری، کلاغی بدآواز یا مرغی نغمه‌‌خوان؛ جانوری در جنگل یا حیوانی اهلی. بگذار زیست همه‌ی گونه‌ها را زندگی کنم، وحشی و ناخودآگاه. امیل چوران بر قله‌های ناامیدی

آیا کسی هست که تباه نشده باشد؟ اوسامو دازای

اگر محتوای مِی‌زاده رو فوروارد کنید که خوشحال می‌شیم، اما اگر خواستید با ذکر صاحب اثر کپی کنید، صاحب اختیارید و نیازی به اجازه نیست عزیزان، مادامی که حقوق خالق اثر حفظ می‌شه، انتشار دهنده‌ای مثلِ ما دربرابرش کم‌اهمیته. و اینکه یه مدت به سفارش دوستان کامنت‌ها باز باشه تا ببینیم چی پیش می‌آد💛🌱. ممنونم که با مِی‌زاده همراهید.

همراهان عزیز مِی‌زاده🌱 قصد داشتم یک حمایت کوچیکی از چنل هاتون بکنم، نمی‌دونم چقدر می‌تونه براتون مؤثر باشه ولی همه چیزیه که از پس من برمی‌آد. شاید چند وقت یک‌بار کامنت‌های یک پست رو به این شکل باز کنم تا درباره چنل‌تون توش بذارید که اگر کسی دوست داشت جوین بشه و همینطور از خوندنِ‌شما کنار هم لذت ببریم.💛 پ.ن: خودم هم با اکانت دیگه‌م(zis) دنبالتون می‌کنم.

تنها بودن افتضاح است؛ ولی تنهایی را به بودن با کسی که باعث می‌شود احساس وحشتناکی داشته باشم ترجیح می‌دهم. رکسان گی

زندگی می‌خواهد به ثمر برسد و اگر خودتان را با آن موزون و هماهنگ نکنید کنارتان می‌گذارد انگار که نیستید و هرگز نبوده‌اید. کارل گوستاو یونگ

تو ترسو و مردد بودی؛ و من نمی‌توانستم به‌جای دو نفر جسور باشم. ناشناس

ای امید! هیچ چیز چنان تو ما را فریب نداد. بختیار علی