مِیزاده
رفتن به کانال در Telegram
1 619
مشترکین
-224 ساعت
-117 روز
-4230 روز
آرشیو پست ها
1 618
هیچچیز خفتآورتر از این نیست که ببینی ابلهی در آنچه تو شکستخوردهای موفق شده است.
گوستاو فلوبر
1 618
ما عادت نمیکنیم، مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد. فکرش را بکن،چه چیزها درونمان مردند تا توانستیم به آنچه پیرامونمان است، عادت کنیم...
ممدوح عدوان
1 618
ما عادت نمیکنیم، مگر آنکه چیزی درونمان بمیرد. فکرش را بکن،چه چیزها درونمان مردند تا توانستیم به آنچه پیرامونمان است، عادت کنیم...
ممدوح عدوان
1 618
شب همگی بخیر.
یک همنشینی ۱۰-۱۵ نفره، با محوریت فلسفه، که ترجیحاً قراره بحثها و مکالمات به انگلیسی پیش بره، اگر زبانتون در حد متوسطه، فکر میکنم بتونین از پسش بربیاین، گذشته از اینها، از دیدگاههای همدیگه استفاده میکنیم و کلی چیز یاد میگیریم.
اگر مایل بودید لطفاً به این آیدی پیام بدید تا لینک رو براتون بفرستم.
@Zis_free
1 618
Why? Club 🌿
Why? Club is a philosophy discussion group where we explore some of the biggest questions in life through the ideas of great philosophers.
Each week, we introduce a philosopher ٫ learn about their life and main ideas, and discuss philosophical questions inspired by their work. Everyone is welcome to share their opinions, ask questions, and respectfully engage with different perspectives.
All discussions are held in English, and no previous knowledge of philosophy is required ٫ just curiosity and an open mind.
1 618
من با استعداد بودم. یعنی هنوز هم هستم؛ گاهی به دستهایم نگاه میکنم و با خودم فکر میکنم که میتوانستم پیانیست بزرگی بشوم یا یک چیز دیگر...
اما دستهایم چه کار کردهاند؟
یک جایی را خاراندهاند، چک نوشتهاند، بند کفش بستهاند، سیفون کشیدهاند...
دستهایم را حرام کردهام. همینطور ذهنم را...
چارلز بوکوفسکی
عامه پسند
1 618
عاشورا؟
اگر گویی: «جوان را کُشت، کودک کُشت»، دیدم من.
اگر گویی که «شیون بود هر کویی»، شنیدم من.
چه میگویی؟ که «بسیاران بهخونغلتیدگان بودند»؟
گواهِ سیلِ خیلِ بیشمارانِ شهیدم من.
اگر میکوفت از داغِ برادر بر سر و سینه،
بخوان، گوید غزل: «خونم که از سینه چکیدم من.»
تو میگویی که «قطعِ آب!»؟ نوری از خدا گوید:
«جز از خونم مگر یک چکّه آبی هم چشیدم من؟»
مترسانم دگر از آتش و نفرینِ دوزخ هیچ.
زمانی خود عذابِ سخت و سوزان و شدیدم من.
«الا یا اَیّهَا السّاقی! اَدِر کأساً، و ناولها.»
حسینیاند اگر اینها، که حقّا خود یزیدم من!
حَق
لار، عاشورایِ ۱۴۴۸
1 618
عاشورا؟
اگر گویی: «جوان را کُشت، کودک کُشت»، دیدم من.
اگر گویی که «شیون بود هر کویی»، شنیدم من.
چه میگویی؟ که «بسیاران بهخونغلتیدگان بودند»؟
گواهِ سیلِ خیلِ بیشمارانِ شهیدم من.
اگر میکوفت از داغِ برادر بر سر و سینه،
بخوان، گوید غزل: «خونم که از سینه چکیدم من.»
تو میگویی که «قطعِ آب!»؟ نوری از خدا گوید:
«جز از خونم مگر یک چکّه آبی هم چشیدم من؟»
مترسانم دگر از آتش و نفرینِ دوزخ هیچ.
زمانی خود عذابِ سخت و سوزان و شدیدم من.
«الا یا اَیّهَا السّاقی! اَدِر کأساً، و ناولها.»
حسینیاند اگر اینها، که حقّا خود یزیدم من!
حَق
لار، عاشورایِ ۱۴۴۸
1 618
مگر معاویه، یزید، شمر و ابنسعد آن فجایع را جز برای تحقق این باور رقم زدند که:
«حفظ حکومت، اوجبِ واجبات است»؟
1 618
وداع با آدمها یک واکنش آنی و کوتاه نیست؛
یک فرایند است و ممکن است یک روز طول بکشد یا ممکن است هزارسال
و ممکن است بمیری و هنوز خداحافظیات با یک آدم، تمام نشدهباشد.
نرگس صرافیان
1 618
گفتم: «عیبی نداره.» امّا عیب داشت. کم نه، تا دلت بخواهد عیب داشت. اگر عیب نداشتن را زمین بگیریم فاصلهی حرف من با آن تا کره ماه بود.
شرمن الکسی
1 618
-رفته بودم خودکشی کنم و توت چیدم آوردم این جا.
آقا یه توت ما را نجات داد... یک توت ما را نجات داد!
+توت رو خوردی و خانم هم توت رو خورد و همه چیام خوب شد؟
-خوب؟! خوب نشد...فکرم عوض شد.
عباس کیارستمی
طعم گیلاس
