ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨
رفتن به کانال در Telegram
+𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. +𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺.. +𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶..𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴..
نمایش بیشتر1 422
مشترکین
-524 ساعت
+27 روز
+12530 روز
آرشیو پست ها
1 422
Repost from 𝂀 𝓗 ⋆꯱𝗁𝗂࣪ ུ ( بسته شد )
✿𝆬 ִ قلعـﮧ متحࢪڪ ﮭـاول ֔ ⃝👒 هـاول بـﮧ طرف دࢪ قلعـﮧ رفت و دستگیـره ࢪا به رنگ سبـز چࢪخاند. دࢪ باز شـد. سبـزه زارۍ خیࢪه کننـده و بوتـﮧ هاۍ پر از گـل درست دࢪ بیرونِ در قراࢪ داشتنـد؛ سوفـﮯ از قلعـﮧ بیـرون رفت. همـﮧ جا پُـࢪ از گُل بود. هــاول دست سوفـﮯ ࢪا گرفت؛ سپس باهـم شروع بـﮧ راه رفتـن دࢪ میان گُل ﮭـا کردند و قلعـﮧ هم دنبالشان آمـد. با اینکه قلعـﮧ خیلۍ کج و بدقـواࢪه بود و حلقـﮧ هاۍ دود به هـوا میفرستاد، دࢪ میان آن همـﮧ گل زیبا بنظر میرسیـد. گُلهاۍ سوسن سفیـد و زࢪد، زنبق و گلهـای سفید سـﮧ پَـࢪ در همـﮧ جا دیده مۍشدند. گیاهان عجیب و غریبۍ نیز دࢪ میان آنـها بودند که گُلهایـﮯ به بزرگۍ کلاه داشتنـد و ࢪنگ برگهایشان غیرعادۍ بـود. هــاول ایستاد، سپس ࢪویش را به طرف سوفـﮯ برگرداند و با لبخندۍ دلنشیـن بـﮧ او گفت: ﹙فکر کنـم حالا یکـﮯ رو دارم کـﮧ میخوام ازش محافظت کنـم و اون تویی، سوفـﮯ.﹚
