ㅤㅤ𝚱 𝚬 𝚴̸ 𝚨
رفتن به کانال در Telegram
+𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘥𝘪𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴.. +𝘛𝘩𝘢𝘵'𝘴 𝘵𝘰𝘰 𝘦𝘢𝘴𝘺.. +𝘞𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶..𝘸𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘪𝘷𝘦 𝘧𝘰𝘳 𝘮𝘦? -𝘠𝘦𝘴..
نمایش بیشتر1 422
مشترکین
-524 ساعت
+27 روز
+12530 روز
آرشیو پست ها
1 422
Repost from | غَـــزَلِ اَشــڪـّ |
برایش نوشتم به خوابم بیا
نامه را نخوانده لای کتاب شعری گذاشت...
حالا این منِ بیخبر هر شب به امید او،
چشم روی ماه میبندم، تا ماه خود را در خواب ببینم!
#فاطمه_محمدی_اصل ✨🌿
•انسانیت هم آرزوست، کپی نکنیم•
༆@atrixma ⟅⍣࿐
1 422
Repost from ㅤㅤNyctophiliɐ | Restㅤㅤ
#his_eyes" هیون با صدای مینهو به خودش میاد" _یااا حواست کجاست ؟ "هیون لباشو گاز میگیره تا به حرص خوردن پسرک نخنده " +همینجا "مینهو با چشمای ریز شده نگاش میکنه" _خوب اگه راست میگی من داشتم چی میگفتم؟ "هیون کمی فکر کرد، واقعا هیچکدوم از حرفای مینهو رو نفهمیده بود" +آممم...خوب...من.. "مینهو با حرص و دلخوری رو از هیون گرفت" _ دیدی هیچ کدوم از حر... "حرف مینهو با حلقه شدن دستای هیون دور کمرش نصفه موند هیون سرش و نزدیک گوشای مینهو برد و زمزمه کرد" +آخه مگه چشمات حواس برام میزاره ؟ میدونی وقتی چشمات و میبینیم انقد غرقش میشم که از تمام دنیا و دغدغه هاش دور میشم این چشما آرامش منه من خودمو هم با دیدن این چشما فراموش میکنم
#yhn ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ
1 422
Repost from N/a
+1
در هـمـانـ کـافـهـیـ هـمـیـشـگـیـ، کـتـابـ در دسـتـ روی صندلی که به بیرون از کافه دید داشت نشسته بود و قهوهی موردعلاقهاش را به آرامی مینوشید. بعد از دقیقهای خواندن، با صدای آشنایی حواسش پرت شد؛ آری "او" بود، اما متفاوت تر. او بود و همان دزدِ قلبِ سنگیاش؛ او بود اما خوشحال تر، انگار چندسال از آخرین باری که پسرش را دیده بود میگذشت. اولین باری نبود که بعد از گذشتن از همدیگر او را میبیند؛ اما این اولین بار بود که دِگَر قلبش برای او نمیتپید و نگاهش به سمتِ چشمانِ اون نمیرفت، اولین بار بود که به جای محوِ او شدن، محوِ موسیقیِ درحالِ پخش در کافه بود، اما باز هم نمیتوانست از دیدنِ لبخندهای خاکستریاش بگذرد. آری، "او" خاکستری ترین خاطرهی جونگکوک بود.
1 422
Repost from 𝗖𝗶𝘁𝘆𝗢𝗳𝗗𝗲𝗮𝗱
و چـراغهـای شهـرِ مـُردگـان روشـن شدنـد؛امـا از یـاد نبـرد. این شهـر، بارهـا سوختـه بـود. بارهـا از شدتِ شعلـهور بـودن، ذراتِ خـاکستـرش هم آتـش گرفتـه بـودند؛ او هنـوز هـم روحِ سـرگـردانـی بـود کـه بیتوجـه به آن، هـر ثانیـهی هـر روز، از کنـار خاطراتِ سوختـهاش عبـور میکـرد. خـاطراتـی کـه در میـانِ تـار و پـودِ تکـه پارههـای قلبـش، جـا خـوش کـرده بودنـد.
1 422
Repost from N/a
شرایط دروغند ؛ اگر انسانی انسان دیگر را دوست داشته باشد ، برایش جنگ به پا میکند .
1 422
Repost from N/a
── · 𝆤𝆣 ❨ Baby girl ❩﹔ “⥽ʿ𝖸𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗈𝗇𝖾 𝗬𝗼𝘂'𝗿𝗲 𝘁𝗵𝗲 𝗼𝗻𝗹𝘆 𝗼𝗻𝗲 ' 𝗶 𝗰𝗵𝗼𝗼𝘀𝗲 𝘆𝗼𝘂 𝘁𝗼 𝗳𝗶𝗹𝗹 𝘁𝗵𝗲 𝘃𝗼𝗶𝗱ʾ⥼
1 422
Repost from 𝗍 𝗐 ı 𝗇 𝗄 𝗅 ǝ :
+8
ʬʬ 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝖾 𝖻𝖺𝖼𝗄 𝗍𝗈
𝗍𝗁𝖾 𝗇𝗂𝗀𝗁𝗍 𝗐𝖾 𝗆𝖾𝗍 !!
1 422
Repost from N/a
⏧ Лучшее веселье это сон, потому что вы не в реальном мире, ⏧ и вы можете представить, что хотите ❗
1 422
Repost from N/a
+4
⠀ ⠀⠀••𝐼𝑓 𝑦𝑜𝑢 𝑤𝑒𝑟𝑒 𝑎 𝑚𝑢𝑠𝑖𝑐 ⠀
𝑖 𝑤𝑜𝑢𝑙𝑑 𝑙𝑖𝑠𝑡𝑒𝑛 𝑡𝑜 𝑢 𝑛𝑜𝑛𝑠𝑡𝑜𝑝..!
#𝗝𝗘𝗡𝗡𝗜𝗘
•°𝗕𝗟𝗔𝗖𝗞 𝗣𝗜𝗡𝗞 𝗜𝗡 𝗬𝗢𝗨𝗥 𝗔𝗥𝗘𝗔🍶
