𝘊𝘰𝘭𝘰𝘳𝘴.
کانال بسته
Fic / Au • 🦋 Unknown: https://t.me/+1SgVnUz7gDwxNWY8 • 🦋 GP: https://t.me/+-QB8ydb4KldlMzQ0 • 🦋 Wattpad ID: fercansso Sec ch fic: @fercansso • 🦋 Daily: @rainydayswithoutyou • ~ 🦋 ~ • @Fercanssobot http://t.me/HidenChat_Bot?start=840106795
نمایش بیشتر215
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
215
Repost from N/a
پایین تنهی مرد بزرگتر از حرکت ایستاد.
سونگچول، با شوک به پسر مو بلندی که حالا به خاطر ایستادنش، ناخودآگاه اخم کرده بود، نگاه کرد.
کم کم نیشخندی به روی لب هاش نشست.
« تو به بچه داشتن با من فکر کردی؟»
215
Repost from N/a
« اگر میتونستم دوست داشتم که...»
یک دستش رو روی گونه ی مرد گذاشت و دست دیگرش رو روی پایین شکمش قرار داد.
« درست همینجا...»
نفس نفس زنان، جمله اش رو قطع کرد، حرکات سریع مرد، باعث سرگیجه اش میشد.
« بچه هات رو داشته باشم.»
215
من به شخصه وایب
Something in the rain
رو میگیرم
آروم و گرم
مثل یک کلبه چوبی وسط باغ توی یک عصر پاییزی بارون نم نم میباره شومینه روشنه و بوی خونه و زندگی کردن میده، درسته مشکلات هست اما حل میشن، دور هم روی میز ۴ نفره شام میخورن و کتاب میخونن و قهوه درست میکنن، صبح بیدار میشن آهنگ میذارن با رقص و حس خوب صبحانه میخورن و روزشون رو شروع میکنن، هرکی میره سمت انجام کارهاش، ظهر بهم سر میزنن و حرف میزنن و برای عصر تصمیم میگیرن
گاهی فقط لش میکنن
گاهی پاپ کورن درست میکنن فیلم ترسناک میبینن
آخر هفته دوستاشون رو دعوت میکنن و پانتومیم بازی میکنن
مشکلات دارن اما دلهاشون گرمه
