fa
Feedback
پروانه هیپوفرنیا

پروانه هیپوفرنیا

رفتن به کانال در Telegram

ناشناس @Dearblueebot ‏اگر روزی بالاخره «سمفونی مردگان» رو خوندم، به خاطر همین چند جمله بوده: «نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست‌داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟»

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام پروانه هیپوفرنیا

کانال پروانه هیپوفرنیا (@hypophernia_butterfly) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 17 714 مشترک است و جایگاه 15 939 را در دسته فیلم‌ها و رتبه 18 739 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 17 714 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 17 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -737 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -15 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 1.33% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 0.38% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 235 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 68 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 0 است.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
ناشناس @Dearblueebot ‏اگر روزی بالاخره «سمفونی مردگان» رو خوندم، به خاطر همین چند جمله بوده: «نمی‌دانم آیا مادرش هم او را به اندازه‌ی من دوست داشت؟ آیا کسی می‌توانست بفهمد که دوست‌داشتن او چه لذتی دارد، و آدم را به چه ابدیتی نزدیک می‌کند؟»

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 18 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته فیلم‌ها تبدیل کرده‌اند.

17 714
مشترکین
-1524 ساعت
-1397 روز
-73730 روز
آرشیو پست ها
احساس پسری را دارم که حتی یک بار هم در طول کتاب،ناستنکا نامش را نپرسید.... همان‌قدر فراموش شده، همان‌قدر عمیق،همان‌قدر زخمی..
احساس پسری را دارم که حتی یک بار هم در طول کتاب،ناستنکا نامش را نپرسید.... همان‌قدر فراموش شده، همان‌قدر عمیق،همان‌قدر زخمی..... ناستنکای من... متاسفم که عمیقاً دوستت دارم و همچنان از فعل گذشته استفاده نمیکنم.
شاید در زندگی بعدی من، در همین زندگی بود
Я уже не помню, какой была моя жизнь до тебя.....не не не..... #شب_های_روشن #داستایفسکی

پرسید، گر سنگ باشم هم باز من را دوست خواهی داشت؟ از سوال مسخره دختر خنده اش گرفت و فقط او را در آغوش کشید... لحظات گذشتن و قد
پرسید، گر سنگ باشم هم باز من را دوست خواهی داشت؟ از سوال مسخره دختر خنده اش گرفت و فقط او را در آغوش کشید... لحظات گذشتن و قدر شناخته نشد..... حال با یک دسته گل در دستش،کنار او نشسته، اما او جایی دور تر از آنجاست حال می‌فهمد ،منظورش چه بود از آن سوال..... گر سنگ باشم هم باز من را دوست خواهی داشت؟ کاش جوابش را داده بود، و می‌گفت، چشم هایش جز او کسی را نخواهد دید و قلبش جز روح او، روح کسی را لمس نخواهد کرد.
Aruna.....

جایی پر از دل نوشته و کتاب است، جای به دور از شلوغی دنیا. زندگی میان عطر کتاب ها و باران🦋✨ این روزا مد شده میگن نجات دهنده د
جایی پر از دل نوشته و کتاب است، جای به دور از شلوغی دنیا. زندگی میان عطر کتاب ها و باران🦋✨
این روزا مد شده میگن نجات دهنده در آیینه هست، اما داستافکی یکبار گفت: در آغوشم بگیر و نجاتم ده،قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آیینه میبینمش
اگه به کتاب خوندن علاقه داری اینجا جای توعه 🌊❄️
به آغوش‌ات کشیدم نپرس چرا... تن‌ات، بوی تمام شکنجه های عالم را میدهد

· · ┄┄┄┄┄┄┄ · · ┊۰ #𝐌𝗎𝗌𝗂𝖼 • ┊بگو تو کدوم گُلی 1:35 ╰┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄· ·

کسی که منو بفهمه استاد فلسفه اس:)

اگه فقط میدونستم قراره این همه درد بکشم...اگه فقط میدونستم آخرش قراره چی بشه ، هیچوقت به خودم زحمت آشنایی با اون چشم های درخش
اگه فقط میدونستم قراره این همه درد بکشم...اگه فقط میدونستم آخرش قراره چی بشه ، هیچوقت به خودم زحمت آشنایی با اون چشم های درخشانت رو نمی‌دادم....فقط اگه راهی وجود داشت تا میشد گذشته رو تغییر داد بدون درنگ هیچوقت عاشقت نمی‌شدم....
✍🏻 Aruna.... 📚 Killing me softly with his song

0:27 ..... 0:41

· · ┄┄┄┄┄┄┄ · · ┊۰ #𝐌𝗎𝗌𝗂𝖼 • ┊ ╰┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄· ·

اون فکر میکرد بالاخره مفهوم عشق رو فهمیده، فکر می‌کرد حالا یکی هست که اون رو بخواد.....اما عطر پشیمانی ای که بر تن زده، تمام
اون فکر میکرد بالاخره مفهوم عشق رو فهمیده، فکر می‌کرد حالا یکی هست که اون رو بخواد.....اما عطر پشیمانی ای که بر تن زده، تمام شهر رو پر کرده. تمام شهر میدونستن که معشوقش اون رو برای داشتن توجه‌ها می‌خواست. تمام شهر می‌دانستند، اما اون صدای کسی را حتی نمیشنید. حال در چشمانش، سیاهی بینهایت زندگی میکنند و لبخند های مصنوعی‌اش خنجری برنده را در قلبش فرو میکند، اما عطر پشیمانی او اجازه نمی‌دهد تا بوی خون حس شود و کسی کمک آید. چه انتظاری میشد داشت از عشقی که کیوپید آن شیطان بود
Aruna....

چهار سال گذشت و فکر نمی‌کردم باز اون حس و اون آهنگ رو گوش کنم.... بعضی وقتا فقط واقعا کافی نبودم....
Aruna's heart whisper

· · ┄┄┄┄┄┄┄ · · ┊۰ #𝐌𝗎𝗌𝗂𝖼 • ┊ ╰┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄· ·

:))))
:))))

· · ┄┄┄┄┄┄┄ · · ┊۰ #𝐌𝗎𝗌𝗂𝖼 • ┊تو دلم خون میکنیم....آخر مجنون می‌کنی:) ╰┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄· ·

هربار ، چشمانش، لب هایی را میبینن که نمیتوانن آنها را ببوسند و چشم هایی که عشق او را نمی‌بیند... آه باید بودی و میدی آن چشم ه
هربار ، چشمانش، لب هایی را میبینن که نمیتوانن آنها را ببوسند و چشم هایی که عشق او را نمی‌بیند... آه باید بودی و میدی آن چشم ها چگونه با هربار نگاه به آن می‌خندیدن....اما باز هم عشق را نمی‌دید... اما مهم نیست.....نیست تا زمانی که لبخند او، دنیایش را روشن می‌کند، بدون اینکه خودش نیز بداند
Aruna..... #تاج_خونین

هربار که دارم باهات حرف میزنم، محو نگاهم میشی...و فکر می‌کنی خبر ندارم، اما هربار بیشتر از قبل عاشقت میشم:)
Aruna....

زیبایی های زبان اشاره:)

کاری که با رویا هامون کردن...

· · ┄┄┄┄┄┄┄ · · ┊۰ #𝐌𝗎𝗌𝗂𝖼 • ┊ ╰┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄┄· ·

Felix - Slow It Down.mp36.53 MB