𝑵𝒆𝒘 𝑴𝒆
رفتن به کانال در Telegram
342
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+630 روز
آرشیو پست ها
342
That's all right, that's okay We were two kids in love Trying to find our way Thats's all right, that's okay Held our dreams in our hands Let our minds run away
That's all right, now that's okay We were walkin' through some youth Smilin' through some pain That's all right, let's turn the page And remember what I say, girl It goes this way
342
جهانی که هرکس در آن زندگی میکند، عمدتاً به شیوهٔ نگرش خود او وابسته است و بنابراین به تفاوت ذهنی اشخاص بستگی دارد؛ و متناسب با این تفاوت، فقیر، پوچ و سطحی یا غنی، جالب توجه و پر معنا میگردد.
در باب حکمت زندگی
– آرتور شوپنهاور
342
مامان. اگه آنهایی را که دوست داریم به قدر کافی دوست بداریم، مانع از مردن آنها میشویم.
یادداشتها – دفتر هشتم (۲۹ مه ۱۹۵۸)
– آلبر کامو
342
Oh, have to take your hand, and feel your breath For fear this someday will be over I pull you close, so much to lose Knowin' that nothing lasts forever I didn't care, before you were here I danced in laughter with the ever-after But all things change, let this remain
342
بعضیها به علت اتفاقات جالبی که در زندگی کسی رخ داده است، بر او رشک میبرند، اما میبایست به نحوهٔ ادراک او حسرت برند که به آن رویدادها چنان اهمیتی داده است که توصیفش توجه آدمی را جلب میکند. زیرا رویدادی که ذهنی به پر مایه را به شدت به خود جلب میکند، در ادراک ذهن تیرهٔ فردی عادی، چیزی جز صحنهای پوچ از زندگی روزمره نیست.
در باب حکمت زندگی
– آرتور شوپنهاور
342
Slow down, you crazy child You're so ambitious for a juvenile But then if you're so smart Tell me why are you still so afraid?
You've got your passion, you've got your pride But don't you know that only fools are satisfied? Dream on, but don't imagine they'll all come true, ooh When will you realize Vienna waits for you?
342
every city has seen me in the end And brings me to you again Always somewhere Miss you where I've been I'll be back to love you again
342
ده سال پیش در پترزبورگ از پشت تریبون همین سخنان را فریاد زدم، درست همین سخنان را و شنوندگانم، درست مثل شما امروز هیچ نفهمیدند و مثل امروز خندیدند و هو کردند. آخر ای تاریکمغزان، چه چیز مانع است که بفهمید؟ آیا میدانید، میدانید که بشریت بیوجود انگلستان باقی خواهد ماند؟ بیوجود آلمان و بیوجود روسها، بی علوم و بینان به زندگی ادامه خواهد داد؟ اما فقط بیزیبایی است که زندگی ممکن نیست. زیرا بیزیبایی هیچ کار نمیتوان کرد. راز معما همین است. راز تاریخ در همین نهفته است. خود علم بیوجود زیبایی لحظهای برقرار نخواهد ماند. ای شمایی که میخندید، میدانستید که ذرهشکافی و نازکسنجی علم بیوجود زیبایی به زمختی و شرارت مبدل خواهد شد؟ بیزیبایی اختراع یک میخ ممکن نیست.
شیاطین
– فیودور داستایوفسکی
342
Who knows how long I've loved you? You know I love you still Will I wait a lonely lifetime? If you want me to, I will
342
Times have changed and times are strange Here I come, but I ain't the same Mama, I'm coming home Times go by, it seems to be You could have been a better friend to me Mama, I'm coming home
342
Even the fire is on the road, trying to get away All of the stars seem on the roll, out of control today Though the sounds of someday may be home
342
«وقتی به نظر خوشحال میآیم، آنها مأیوس میشوند. مرا سوالپیچ میکنند؛ میخواهند اذعان کنم که این خوشحالیام دروغی است، و این مرا به آنها نزدیک میکند، مرا به جهان آنها باز میگرداند. احساس میکنند به آنها خیانت شده است.»
یادداشتها – دفتر ششم (اول سپتامبر ۱۹۴۸)
– آلبر کامو
