fa
Feedback
پزشک لنگان

پزشک لنگان

کانال بسته

Hated, Adored, But never ignored. از: @whatilearnttodaymed

نمایش بیشتر
520
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-2730 روز
آرشیو پست ها
تا مدت نامعلوم چنل فعالیتی نخواهد داشت. تنکس فور یور اتنشن:)

I'm gonna pack my things and leave you behind وسایلمو جمع میکنم و تو رو تنها میگذارم This feeling's old, and I know that I've made up my mind این احساس قدیمی شده و تصمیمم رو گرفتم I hope you feel what I felt when you shattered my soul امیدوارم حسی که داشتم وقتی روحم رو نابود کردی رو یه روزی حس کنی 'Cause you were cruel, and I'm a fool, so please let me تو بی رحم بودی و من یه احمق بودم، پس فقط بزار برم…

photo content

A man’s heart is a wretched, wretched thing, Mariam. It isn’t like a mother’s womb. It won’t bleed. It won’t stretch to make room for you. قلب یه مرد، چیز پست و بی‌مقداریه مریم. مثل رحم مادر نیست. نه برات خون و جون می‌ده، نه به خودش سختی میده که تورو توی خودش جا بده.

You're fun and you’re wild But you don't know the half of the shit that you put me through تو بامزه و افسارگسیخته ای اما حتی از نصف بدبختیایی که به سرم اوردی خبر نداری Your poetry's bad and you blame the news شعرات افتضاحن و بخاطرش اخبارو مقصر میدونی But I can’t change that, and I can't change your mood ولی من نمیتونم برای اینا بهت کمک کنم، و نمیتونم حالتو بهتر کنم Goddamn, man-child یه مرد نابالغ لعنتی You act like a kid even though you stand six foot two ۱۹۰ سانت قدته ولی مثل بچه ها رفتار میکنی Self-loathing poet, resident Laurel Canyon know-it-all مثل شاعری که هم از خودش نفرت داره هم فکر میکنه خیلی حالیشه You talk to the walls when the party gets bored of you حتی وقتی کسی بهت گوش نمیده با دیوارا حرف میزنی But I don't get bored, I just see it through ولی من بهت گوش میدم، چون کامل میشناسمت Why wait for the best when I could have you? چرا منتظر بهترینا بمونم وقتی میتونم تورو داشته باشم؟

سوالی که هیچوقت جوابی براش وجود نداره: «آدما چطور دلشون میاد؟»

آدما رو نمیشه نگه داشت، آدما رو نمیشه برگردوند، اما میشه از رفتن پشیمون‌شون کرد.

Taylor-Swift-Last-Kiss-128.mp35.65 MB

حقیقت اینه که برای آدم‌های سالم، نگاه و حرف دیگران مهمه. فقط میزان اهمیت دادن به حرف بقیه‌ست که باعث‌ تفاوت بین آدم‌ها میشه. اگر زیادی اهمیت بدی تبدیل به یک موجود مضطرب و بدون چارچوب میشی که با هر نسیمی به خودش می‌لرزه و با جهت باد همراه میشه، اگر هیچ اهمیتی ندی رفتارهای impulsive از خودت نشون میدی و نهایتا شاید بی‌قانون و آنتی‌سوشال بشی، و در میانه این دو طیف میتونی چارچوب اخلاقی و رفتاری باتوجه به اعتقاداتت داشته باشی و یک وجهه حرفه‌ای و اجتماعی خوب بسازی بدون اینکه خودت رو از دست بدی.

VANO-3000-Samuel-T.-Herring-BADBADNOTGOOD-Running-Away-128.mp32.17 MB

غم تموم ریل‌هاییه که دلم میخواد بفرستم و نمیفرستم.

As long as I know how to love, I know i’ll stay alive✨
As long as I know how to love, I know i’ll stay alive✨

Repost from پُست کشیک
🔹 کارزار اعتراض به کمیسیون اصل نود جهت روند قرنطینه آزمون دستیاری تخصصی پزشکی ✉️در متن این کارزار آمده است: 🔹 ما داوطلبان د
🔹 کارزار اعتراض به کمیسیون اصل نود جهت روند قرنطینه آزمون دستیاری تخصصی پزشکی ✉️در متن این کارزار آمده است: 🔹 ما داوطلبان دستیاری پزشکی دوره ۵۲، با توجه به توضیحات رئیس سازمان سنجش آموزش پزشکی درباره قرنطینه طراحان سوال، نگران احتمال نشت سوالات هستیم. خروج مکرر اساتید از قرنطینه، اتکای صرف به اعتماد به هیئت بورد این نگرانی را تشدید کرده است. 🔗 لینک کارزار 🖱 از پایگاه خبری تحلیلی پُست کشیک نیز بازدید کنید 🆔 instagram | telegram | website

بزرگسالی یعنی قیمه و قرمه و آبگوشت راحت ترین و بی‌دردسر ترین غذا برای پختنه، و ماکارونی و کتلت و الویه سخت ترین و وقت‌گیر ترین.

Mohsen-Chavoshi-Be-Rasme-Yadegar-(Shahrzad)-128.mp35.13 MB

توی یک کافه بی نام و نشون نشسته بودیم، فقط ما بودیم و دو تا مرد میانسال سر یک میز دیگه. حال و هوامون درست مثل همون روز زمستونی سرد و سنگین بود. حرفی نمیزدیم و به بخار لیوان چای و شکلات داغ روبرومون خیره بودیم. اجبارا به حرف‌های دو تا مرد میز کناری گوش می‌کردم، انگار کمکم می‌کرد تا از اون فضای غمگین و چهره عبوس روبروم فرار کنم. درباره فوتبال با شوق و حرارت حرف ‌می‌زدن. دو تا مرد میانسال که قطعا دغدغه های مهم‌تری هم داشتند. قسط، اجاره خونه، کار، خانواده… اما یک عصر زمستونی فقط اومده بودن توی کافه تا درباره چند تا تیم و بازیکن حرف بزنن. اون موقع، این صحنه برام مسخره اومد. واقعا حرف مهمتری جز این نداشتن که بزنن؟ امروز، بعد از ۳ ماه، اون دو مرد رو می‌فهمم. توی زندگی به دغدغه های سطحی نیاز داریم تا بتونیم بار دغدغه‌های واقعی رو راحت‌تر به‌دوش بکشیم. یکی فوتبال رو دنبال می‌کنه، یکی عشق ابدی می‌بینه، یکی فن این بازیگر و اون خواننده میشه، یکی رمان فانتزی می‌خونه، یکی کارهای غیر مرتبط با مسیر حرفه‌ایش رو با جدیت پیگیری می‌کنه. هرکسی برای جنگ‌های هر روزه‌ش، مرهمی توی جیبش داره.

یه لحظه رهایی‌بخش وجود داره که آدم رو به زندگی برمی‌گردونه: وقتی از دام فریب‌کارانه خاطرات خوب رها میشی، و ناگهان آسمون ابری ذهنت با نسیم واقعیت‌های تلخی که قبلا متوجهش نبودی صاف میشه. تموم شد. حالا میتونی ادامه بدی:)

“Maybe I'd change for you someday But I can't help the way I feel… Wish I was good Wish that I could give you my love now.”