189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
'من مجموعه ای از درست میشود های پاره پاره ام.'خنجر های بیشماری در من فرو رفتهاند. وقتی گُلی به من تعارف میکنند، نمیتوانم دقیقا بفهمم که چیست! دوستی که دیگر از تو ناراحت نمیشود، آدمی که دیگر نگرانت نیست، اطرافیانی که برایشان نامرئی هستی تا زمانی که اشتباهی میکنی، فرزندی که دیگر با خانواده حرف نمیزند و خانواده ای که دیگر فرزندی ندارند. دیگر همهچیز بیرنگ مانده میفهمم که کمکم دارند میروند کمکم تمامش رو به پایان است میخواهم پایانش رنگی باشد.
She's running out the door
She's running out
She run, run, run, run
Run
Whatever makes you happy, whatever you want
You're so fuckin' special, I wish I was special.
But I'm a creep, I'm a weirdo
What the hell am I doin' here?/!
I don't belong here.
"صبح، پشت تلفن یادم رفت بگویم؛
صدایت را که میشنوم دنیا فراموشم میشود."
_ناظم حکمت
آخ ماریا، ماریای فراموشکارِ خوفانگیز، هیچکس آنطور که من دوستت دارم، دوستت نخواهد داشت.
شاید آخر عمرت این را بگویی، وقتی که بتوانی مقایسه کنی، بالاخره ببینی و بفهمی و فکر کنی: 'هیچکس، هیچکس هرگز مرا چنین دوست نداشته است.'
اما این به چه درد خواهد خورد و من چه خواهم شد اگر تو مرا دوست نداشته باشی، چون نیاز من این است که تو دوستم بداری!
من نیاز ندارم که تو مرا جذاب بدانی یا فهمیده یا هر چه. من نیاز دارم که مرا دوست بداری و قسم میخورم که این دو یکی نیست.
¹¹'¹¹
-نامه آلبر کامو به ماریا کاسارس
Repost from Vinyv
یه رفتار بدی که دارم اینه که شاید ازت
ناراحت شم هیچی نگم ولی به مرور
رفتارات منم تغییر میده.
"قلمروی موسیقی قلب است؛
جایی که تو راه می روی، همه آهنگ ها از موهای تو به آسمان می رسد."
_عباس معروفى
