fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

Spaceship (ER era)

Spaceship (ER era)

رفتن به کانال در Telegram

When it's dark Look for stars https://pin.it/5cS191Ltu

نمایش بیشتر
Buy Ad
25
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
TW: SPIDER. دوست پیدا کردم.
+1
TW: SPIDER. دوست پیدا کردم.

کتاب بیگانه رو هم تموم کردم. بنظرم بیگانه کتابی بود که کرکتر مورسو واقعا با دنیای اطراف و رابطه‌ش با احساساتش بیگانه بود. انگار مثل دوربینی بود که تمام اتفاقات اطرافش اتفاق می‌افته و اونارو ضبط می‌کنه و هیچ واکنش نسبت بهشون نشون نمی‌ده چون تواناییشو نداره اصلا. هیچ تمایز عاطفی، کشمکش درونی یا حتی زبان هیجانی هم کلا درونش وجود نداشت. اونقدر که باید با کرکتر ارتباط برقرار نکردم و پوینت داستان هم همین بود فکر کنم. یکجورایی مثل همون دوربین و صدای سکوتی که از جانب دوربین وجود داشت و انگار که من داشتم یک ویدیویی رو نگاه می‌کردم که صداهای اتفاقات درونش وجود داره و همزمان یک صدای سوتی از طرف دوربین وجود داره و اون تنها نقطه ارتباط من با اتفاقاته. نمی‌تونم اونقدر به کامو خرده بگیرم بابت ارتباط نگرفتنم چون هدف داستان انگار همین ارتباط نگرفتن بوده و اینم درنظر می‌گیرم که من با کالیگولا ارتباط گرفتم و قطعا مشکل از کامو و قلمش نیست. بهش شیش از ده می‌دم و برای یک‌ بار خوندن فعلا اوکی بود. باید بیشتر راجع به فلسفه کامو بخونم. شاید باید به فکر خرید کتابای افسانه سیزیف و سقوط باشم.

فال حافظ.

به رسم هرسال𓂃 این پیام رو فوروارد کنین و بین فال حافظ و تاروت یکیش رو انتخاب کنین و منتظر نشونه ها بمونین𐙚 ⋆کتابخونه جادوگر
به رسم هرسال𓂃
این پیام رو فوروارد کنین و بین فال حافظ و تاروت یکیش رو انتخاب کنین و منتظر نشونه ها بمونین𐙚
⋆کتابخونه جادوگرِ جنگل🍵

یک‌جوری مغزم روانی شده انگار تقصیر منه امشب یک دقیقه بیشتره.

چون دلقکم اینام می‌ذارم.
+2
چون دلقکم اینام می‌ذارم.

You say بایست as if this one doesn't exi-
You say بایست as if this one doesn't exi-

این همه بایست و بخون راجع به یه کتاب آخرش یه رندومو انتخاب کن و بخر. آفرین پسرخوب.

-
+1
-

یک‌چیز رو چندروز پیش می‌خواستم بگم خیلی درگیر و خسته بودم یادم رفت. واسه‌م مهم نیست اون فردی که روبه‌روی منه کیه یا چیکارمه ولی وقتی متوجه کودک درونش بشم یا توی یک لحظه خیلی نادر حس کنم که اون واکنش یا حرکتی که داره انجام می‌ده قدری به کودک درونیش نزدیکه نمی‌تونم نگاهم و توجهم رو ازش بگیرم. واسم یکی از بامزه‌ترین چیزای دنیاست.

قفسه چایی.
قفسه چایی.

و در آخر عزیز دلم.

زهرا بد افتاده بود خوشگلش کردم🌹☝️🏽
+9
زهرا بد افتاده بود خوشگلش کردم🌹☝️🏽

بیاید یه گوشه از آبادان که خیلی واسم خونه‌س رو نشانتان بدم.

برای غلومی فندک ساده‌ی هم‌برند سیگارش از امیر برداشتم و خوشحال شد! باورم‌ نمی‌شه.

عه دستم خورد کتاب خریدم.(دستبند اشانتیونه)
+1
عه دستم خورد کتاب خریدم.(دستبند اشانتیونه)

پیام ویدیو00:42

photo content

خب کتاب یادداشت‌های یک پزشک جوان رو تموم کردم. کتاب خیلی خوبی بود و عاشق توصیفات و نحوه نوشتار بولگاکف شدم تقریبا. گاها حتی می‌تونستم خودم رو کنار پزشک توی اتاق جراحی ببینم یا اینکه عواطف و احساساتش رو توی کولاک وقتی که گرگ‌ها رو دیده بود لمس کنم. از جالب‌ترین ویژگی‌های کرکتر اصلیش اضطراب عملکردیش بود خیلی توجهم رو جلب کرد. خیلی واسم جالب بود که علیرغم اضطراب و شک به مهارت‌هاش، حین درمان و عمل همه‌ی اون‌ها رو پشت سر می‌ذاشت و با اعتماد به نفس باور نکردنی کارشو انجام می‌داد. گاهی نسبت به این ویژگی‌اش احساس حسادت می‌کردم چون با اینکه تازه‌کار بود و با یک الگوی باورنکردنی و کامل مقایسه می شد اما باز هم از پس خودش بر می‌اومد و کاراشو به نحو احسن به پایان می‌رسوند. کلا کرکتر کاملی به نظر می‌رسید و رفته رفته این کمالش شدت بیشتری پیدا می‌کرد. راجع به بخش مورفین، دکتر دوم ویژگی مشابه ویژگی دکتر اتاق شماره شش رو داشت. محیط تاثیر بسیار زیادی روش گذاشته بود و باعث فرسایش و اون مشکل اعتیادش شده بود. تو فصل مورفین هم توصیفات درباره‌ی اعتیاد و عواطف و افکار یک فرد معتاد خیلی خوب نشون داده شده بود و کتاب رو خیلی واسم جالب‌تر از قبل کرد. اوایلش فکر می‌کردم که اعتیاد به مورفین واسه خود بولگاکف قراره رخ بده اما وقتی دیدم که نه و این اتفاق نمی‌اقته کتاب رو یکم واسم منطقی‌تر کرد؛ چون تصور اون شخصیت و ایگوی کامل که بخواد درگیر اعتیاد بشه واسم یکم ناملموس به نظر می‌رسید. در کل کتابی بود که بخوام پیشنهادش کنم یا حتی در آینده نه چندان دور دوباره بخونمش. بهش نه از ده می‌دم چون پزشک و سیمپ‌