fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

" آجوشیِ پروانه ها "

" آجوشیِ پروانه ها "

رفتن به کانال در Telegram

«تقدیم به آن‌هایی که مخفی هستن» • ✨🕯 • ناشناس 📮 https://t.me/iSchmetterlingbot

نمایش بیشتر
316
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
+2030 روز
آرشیو پست ها
دیدن رومینا امروز به تنهایی نصف غمای این ماه رو شست و برد ( نصف دیگه‌شم با وقت گذروندن باهاش پودر شد رفت هوا )

1|8 - Family Line - Conan Gray (320).mp38.49 MB

Ich kann nicht in Worte fassen, wie sehr mein Herz gebrochen ist. Ich habe nicht einmal mehr eine Stimme, mit der ich meinen Schmerz hinausschreien könnte, weil mich sowieso niemand hört. Dass meine eigene Familie mein Leid, meinen Schmerz und all die Dinge, die ich erzählt habe, in der Hoffnung, endlich verstanden und gesehen zu werden, gegen mich verwendet und daraus einen Vorteil zieht, bringt mich um. Wie kann es sein, dass ich mir all das nur einbilde, obwohl ich doch mit eigenen Augen sehe, wie du mich behandelst? Wie kannst du dich überhaupt eine Frau nennen, die mich zur Welt gebracht hat? Es ist meine eigene Schuld, dass ich dir immer wieder glaube und dir als meiner Mutter mein Herz öffne, obwohl du dich nie verändert hast. Ich war einmal ein Kind, aber selbst jetzt, als Erwachsene, sehe ich mit eigenen Augen, was wirklich passiert. Dein Verhalten, deine ständige Opferrolle nichts davon entgeht mir. Ich sehe es alles. Wie soll ich jemals an Liebe und Zuneigung glauben können? Wie soll ich Menschen in mein Leben lassen und daran glauben, dass sie mich wirklich lieben, wenn selbst ein Mensch, der sich meine Familie nennt, mich so behandelt?

Das unwichtige Kind der Familie

Sea.mp312.20 MB

1|5 - my tears ricochet - Taylor Swift (320).mp310.21 MB

1|1 - Ends of the Earth - Lord Huron (320).mp311.03 MB

من خودم فانتزی خوان بودم و از یک جایی به بعد که فانتزی ها افتاد توی سراشیبی یک کلیشه مشخص ( که سناریو هاشون تقریبا شبیه رمان های نود و هشتیا هست با این تفاوت که بین المللین کرکتر ها ) تصمیم گرفتم که سبک چیزی که میخونم رو عوض کنم که چند نایی آزمون و خطا داشت چون یکی دوبار به اشتباه خواستم خودم کتابی رو بخونم و ببینم سلیقه‌ام هست یا نه که معمولاً کسی نخونده بودشون اما از یک جایی به بعد از دوستهای کتابخوانم پرس و جو کردم و چند تا کتاب خوب شروع کردم تا اینکه به اون سبکی که میخواستم میشه گفت تقریباً رسیدم این هم یکی از کتابهایی هست که میشه گفت نه دوستش داشتم و نه بدم میومد اما کتاب خیلی معمولی بود و اونقدر که به به و چه چه کردن نبود هرچند شاید بعد ها مثل کتاب مرگ به وقت بهار نظرم عوض بشه

این رو صرفاً نوشتم برای اینکه اگر دوست داشتید این کتاب رو بخونید اول بررسی کنید ببینید چی براتون بهتر هست

کتاب آپارتمان پنج سویم
راستی این کتاب رو تمام کردم، همچنان نظرم بر اینه که این کتاب خیلی از سطح توقع پایین تر بود توی این دوره و زمونه ای که کتاب انقدر گرون شده یک کتاب ۱۸۰ صفحه ای که سر و تهی نداشت ششصد هزارتومان نمی ارزید داستانش به طوریه که اگر کسی تعریف کنه آدم با خودش میگه چقدر جالب می‌تونه باشه! اما فقط زمانی که تعریفش می‌کنی خوب به نظر میاد ساختار نوشتار ضعیفه که همین دلیلی میشه برای بد به نظر رسیدن متن حتی اگر روایت جالب باشه. دقیقا انگار یک نوجوان خاطراتی که توی دفترش نوشته رو به چاپ رسونده شخصیت پردازی ضعیفه و توی هر روایت متفاوت یک شیوه رو تکرار کرده پنج بار اسم یک شخصیت ( که به هم ربط ندارن ) تکرار شده در کل انگار نویسنده بلد نبوده شخصیت پردازی و داستان سرایی کنه هرچند هم که کرکتر ها روانپریش باشن و بخوان پیامی رو به مخاطب برسونن با تمام چیزهایی که گفتم ، بیشتر فکر خواننده کتاب درگیر نکات بد میشه تا کلید اصلی داستان درکل این نظر من بود ( هنوز هم احساس میکنم که توی دام بلاگر های کتابی افتادم برای بار اول ) امتیاز از نظر من :۱.۷۵

1|1 - Autumn Leaf - Esperanza (320).mp35.84 MB

تکه‌ای از کتاب «عمارت رصدخانه»
“همین؟ این تمام چیزی‌ست که هستی؟ این تویی؟ آه، اگر این تویی، اگر تمام آنچه تو هستی همین است، پس دیگر آن‌قدر ها هم استثنایی نیستی. حالا دیگر قصه‌ات را می‌دانم. دیگر چیزی برای فهمیدن نیست و ناگهان دیگر نمی‌دانم چه حرفی با تو دارم. راستی خیلی کودنی. نباید همه چیز را برایم می‌گفتی. باید چیزی را مخفی می‌کردی تا حس کنجکاوی‌ام را قلقلک دهی، اما حالا که همه‌چیزت را می‌دانم، دیگر نمی‌توانم با تو حرفی بزنم. ترجیح می‌دهن ساکت بمانم.”

اگر هربار گوشی از دستم میوفتاد بهم پول میدادن، الان واحد پول توی جیبم همت بود

1|1 - God Needs The Devil - Jonah Kagen (320).mp37.63 MB

آیا به اون بزرگتر باحال تبدیل شدم؟ فکر نکنم

1|17 - Lazy Confessions - The Moldy Peaches (320).mp34.33 MB

اقا ما یه چایی بخوریم و دیگه فقط کار.