𝐌𝐚𝐝𝐦𝐚𝐧
رفتن به کانال در Telegram
چیزی نیست جز تُهی A man who sold the world https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-ruO9SteJov Anything here Pv: @nerve_op
نمایش بیشتر250
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+430 روز
آرشیو پست ها
250
تنها چیزی که از من دلجویی میکرد امید نیستی پس از مرگ بود.
فکر زندگی دوباره مرا میترساند.
- صادق هدایت
250
مدتی نمانده به طلوع افتاب.
امشب موزیک هایی را گوش دادم که خاطراتم را زنده کرد
هنوز نگاه به اون گالری گوشی قدیمیم نکردم که جزئیات خاطراتم را به یاد بیاورم یا برم سراغ هاردم و بگم
{هه پسر اینارو ببین چه روزایی از نو جوونی که بدون دغدقه میگذراندم!}
اما وقتی که به یاد میاورم آن خاطرات ها را،جزئیات حس هایه گذشته را تک به تک دوباره حس میکنم.
حس غمی که لذت بخش بود
خوب نبودم اما در عین حال در همان غمگینی هایم روز های خوبم بود که میگذشت
با یه چایی نبات بغل دکه ی متروی تئاتر شهر نزدیک به پارک دانشجو
قدم زدن هایه بی هدف با رفیق هایم توی هوایی سرد با کاپشن.
لحظه های بسیار معمولی.
عکس های غیر منتظره ای میگرفتم!
وقتی آن عکس ها را میگرفتم اصلا هدفی نداشتم اما تمام آن عکس ها آن همه جزئیات را در خود ثبت کرد!
از این بابت خوشحالم که کلی خاطرات را ثبت کردم.
شاید الان با فکر کردن آنها کمی غمگین شوم اما باز لذت میبرم که روز های خوبی را پشت سر گذاشتم.
شب جالبی بود.
روز بخیر.
250
دیروز آسمان من آبی و پر نور
و خالی و از ابر و طوفان بود
من دیروز را خود کشتم
دیروز را با دستان خود کشتم🦋
