188
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
188
هِی تو که ادِعات میشد
بیا تو حال خرابم یه انقلابی کن
مثِ همیشه مالِ تو نصفه آبِجوم
من یه عمره شبا خوابیدم به قصه های تو
الان که میرم زیره هر تومنی
کجایی که دارم خودمو میکشم رو زمین
چی تو گوشِت خوندن که چشت منو ندید
که قیدِ منو زدی دِ آخه لامصب تو رفیقِ منی
ادا میای قیافه میگیری برا من هم
الآن که پاچیدم و میبینی سرو تَهم
الان که دیگه هیشکی نی تا أ حال نَرَم
باید ببینی آشنا ها چه ویترینی برام زدن
هروز زورِ دنیا رو جف کولامه
نیستی و دیگه این محل فقط یه پررو داره
کوش اون که میخورد تو حالم میخورد تو حالش؟
اوضاع که بیریخت بود میگفت تو راهه
