محافـــظ پیڪسے سنــــاریو
رفتن به کانال در Telegram
306
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾̨𝗇𝖾 | فیکشن
فـوروارد ڪنید ؛ 🌹
فولدر بزنم 𝟩𝟧+ جذب داشته باشید.
🌿 " جوین بودنتون چک میشه " 🌿
من در ڪوچہ،، ڪه ڪف آن بر اثر باران میےدرخشید، شروع به دویدن ڪردم.
بدون توقف میدویدم. نمیدانستم چطور از سالن سبز و سالن سفید و راهرو خارج شدهام و چطور از جلوی مدعوین که برای من راه باز میکردند و نوکرها که سعی میکردند بازویم را بگیرند گذشته بودم. تنها چیزی که میدانم این است که در کوچه میدویدم. ناگهان در تاریکی فرورفتم، به کوچۀ دیگری پیچیدم. قلبم بهشدت میزد. باران بر سر و رویم میریخت. مثل اینکه یک غریزۀ حیوانی مرا بهطرف مقصدی که دنبال آن میگشتم هدایت میکرد. به خیابان کنار رودخانه رسیدم. آهسته به وسط پل رفتم. روی دیوارۀ سنگی پل خم شدم، عکس چراغهای بیشماری را دیدم که در آب میرقصیدند. من هر اقدامی را از طرف ارتش و فرماندهان آن برای تغییر قانون اساسی با توسل به زور، خیانت میدانم. این تصاویر بالا میآمدند و پایین میافتادند مثل اینکه در شادی و نشاط بودند! بیشتر خم شدم، روشنایی آبها رقصکنان بهطرف من بالا میآمد، صدای زمزمۀ باران شنیده میشد. چقدر تنها بودم، هیچوقت در زندگی تا این حد احساس تنهایی نکرده بودم.
رُز به جاوِدانهگے اش معــروف است . اگر خونــے شود ، اگر خشڪ شود .. دوباره متـولد خواهد شد
رُز به جاوِدانهگے اش معــروف است . اگر خونــے شود ، اگر خشڪ شود .. دوباره متـولد خواهد شد
دستان این جا . محافظ چنل پیکسی بود ولی به دلایلی چنل میکسی پابلیک شده
من کیلیانم . میخوام اینجارو تبدیل به دیلی یونجونی بکنم . آقای فاکس
اگه میخواید همراهم بمونید . از اینجا لفت ندید
من تو بیدارے با یادآورے وقتی نگاهم به زمرد هاے براقت گره مےخورد و زیر گوشم نجوا میکردے ' دوست دارم ' روحم حیرون و سرگردون برای پیدا کردن لبهات و چشیدن طعم دوبارهاش تو دنیاے احساساتم گم میشه اما تو نیستی!
من تو بیدارے با یادآورے وقتی نگاهم به زمرد هاے براقت گره مےخورد و زیر گوشم نجوا میکردے ' دوست دارم ' روحم حیرون و سرگردون برای پیدا کردن لبهات و چشیدن طعم دوبارهاش تو دنیاے احساساتم گم میشه اما تو نیستی!
