ㅤ 𝖣𝖾𝖺𝖽𝗅𝗈𝖼𝗄ㅤ
رفتن به کانال در Telegram
ما از همدیگه زندگی قرض میکنیم. -نوآ 𝘋𝘦𝘤𝘦𝘮𝘣𝘦𝘳 𝟣𝟫𝟫𝟣 Уважаемый @durov !! http://t.me/HidenChat_Bot?start=1297579877
نمایش بیشتر2 051
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-417 روز
-20530 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
ژوئن '25
ژوئن '25
+1
در 0 کانالها
مه '25
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '250
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+8
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+1 004
در 15 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+173
در 10 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+1 262
در 10 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+638
در 50 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+641
در 52 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+146
در 86 کانالها
Get PRO
اوت '24
+299
در 48 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+10
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+2 725
در 19 کانالها
Get PRO
مه '24
+2 849
در 79 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+202
در 74 کانالها
Get PRO
مارس '24
+405
در 13 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 03 ژوئن | +1 | |||
| 02 ژوئن | 0 | |||
| 01 ژوئن | 0 |
پستهای کانال
| 2 | چه پست خاص و چشمگیری. | 135 |
| 3 | " 𝚻𝖧𝖤︎ 𝖥𝖴︎̲𝖢𝖪 𝖸︎𝖮︎𝖴︎ #𝖫𝚶𝚶𝚱𝖨︎𝖭 𝖠︎𝖳︎🍸 | 114 |
| 4 | sticker.webp | 83 |
| 5 | فور کنید بگم وایب چه مکانی میدین.
جوین باشید،چک میشه؛ | 78 |
| 6 | sticker.webp | 87 |
| 7 | فور کنید
بگم وقتی یه کتاب نوشتید صحفه اول اون چی مینویسید/شعر یا متن
Be join | 235 |
| 8 | فورکنید حدس بزنم چجور شخصیتی جذبتون میکنه. | 1 |
| 9 | sticker.webp | 91 |
| 10 | خیلی زیبا بود. | 168 |
| 11 | موهایش صورتی بود، مثل آسمانِ قبل از طلوع
مثل گلبرگهای نرم که انگار با نوازش نسیم رنگ گرفتهاند.
در میان جمعیت که قدم میزد، انگار تکهای از رویا از دل شب بیرون آمده باشد؛ روزی که بوی شکوفههای تازه میداد و در آن، سکوت تاریکی شب هنوز در هوا بود. همان سکوتی که مثل سایهای ناپیدا به دنبالش میآمد، و آن را از دیگران متفاوت میکرد. اما چیزی در او بود که از جنس نور بود، از جنس طلاییِ گرمی که در نگاهش برق میزد. نوری که انگار از خورشید وام گرفته بود، از غروبهایی که آسمان را به شعله میکشند، از خندههایی که میان تاریکی میدرخشند. | 95 |
| 12 | بدون متن... | 91 |
| 13 | sticker.webp | 99 |
| 14 | ㅤㅤㅤㅤㅤㅤ𝟪𝟥 ㅤㅤ𝗅 𝗄𝗈𝗇𝗐 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 𝗂𝗌 𝖺 𝘀𝗉𝖾𝖼𝗂𝖺𝗅 𝗽𝗅𝖺𝖼𝖾
ㅤ 𝗂𝗇 𝗁𝖾𝗅𝗅 𝖿𝗈𝗋 𝗠𝖾 𝗂𝗍'𝗌 𝗰𝖺𝗅𝗅𝖾𝖽 𝖺 𝘁𝗁𝗋𝗈𝗇𝖾.ㅤㅤㅤ | 95 |
| 15 | sticker.webp | 100 |
| 16 | انتخاب خلاقانه و چشمگیری برای تمت داشتی، علاوه بر قلم دلنشینت. | 99 |
| 17 | ㅤㅤ
دࢪ جسٺوجوے یادِ ٺو
وقتی ڪـہ سڪوت دنیا به گوش میࢪسد، یاد تو چون ستاࢪهای دࢪ آسمان دل میدࢪخشد. هࢪ لحظـہای که دوࢪیات ࢪا احساس میکنم، دنیا بࢪایم بیمعنی میشود. تو بودی و زندگی؛ با وجودت ࢪنگ و بو گࢪفت، اما حالا که ࢪخت بࢪبستـہای، شادابی همه چیز به زࢪدی خزانی بدل شده است.
یاد آن ࢪوزها میافتم که دستانت ࢪا دࢪ دستانم میگࢪفتم و دنیا دࢪ آن لحظـہ متوقف میشد. صدای خندهات مثل شیرینی دلانگیزی دࢪ باغچههای خاطࢪاتم میپیچید. تصوࢪ میڪࢪدم عشقمان جاودانه است، اما حالا میفهمم که همـه چیز در این دنیا گذراست. فاصلـہها مانند سایههای بلند، بین من و تو نشستهاند و هر ࢪوز باࢪ سنگینی از یاد تو ࢪا به دوش میکشم.
دوࢪی از تو نه تنها جسمام را آزاࢪ میدهد، بلکه ࢪوحام را هم به زنجیࢪ میکشد. در هر نفس، غمی عمیق ࢪا حس میکنم ڪه از قلبم به سوی آسمان پࢪتاب میشود. آسمانی که دیگر ࢪنگ آبیاش را فراموش ڪࢪده و هیچ ستارهای نمیتابد. انگاࢪ دنیا به من میخندد و میگوید: به خاطر چه میگࢪید؟.. ولی نمیداند ڪه هࢪ ڪلمه و هࢪ خاطࢪهای که از تو به جا مانده، مانند تیࢪی دࢪ قلبم است.
اشكهایم، اشكهای بیپناهیاند ڪه در بࢪزخ بین زنده بودن و مࢪده بودن گمشدهاند. چه دردناك است اینڪه ࢪویای دیداࢪت را همهروزه با دل خالی بسازم و بخواهم از زندگی بیتفاوت بگذرم. از عشقات، بوی خوش میآمد که اکنون بࢪ آغوشم مثلِ غم نشسته است.
و حالا، دࢪ این دوࢪی ابدی، چه ڪسی میداند که ڪجای قلبام تصوࢪ تو ࢪا نگهداࢪی میڪند؟ دࢪ گوشهای از شاخ و برگهای خشکیدهی دࢪختان، یا دࢪ عمیقتࢪین زوایای تاࢪیك ذهن؟ تو خاطرهای هستی که هرگز از یاد نمیࢪود، اما دوࢪیت همچنان زخمهایی بࢪ دل میزند که هیچگاه التیام نخواهند یافت.
بگذاࢪ هࢪ قطࢪه اشڪی ڪه میࢪیزم، ادامهی عشقام باشد، ادامهی داستانی که هیچگاه به پایان نمیࢪسد. شاید این دوࢪی به معنای تمام شدن نباشد، بلکه بـہ معنای یادآوࢪی بیپایان آن عشق شیࢪین و دࢪدناك باشد که هࢪگز فࢪاموش نخواهد شد.
آࢪیشا، ۲۰ فوࢪیه ۱۹۹۸، دࢪخت عشقِ بیبࢪگ | 83 |
| 18 | بدون متن... | 72 |
| 19 | sticker.webp | 74 |
| 20 | شاهکار خلق کردی، خیلی پسند بود. | 81 |
