پنجره- خردسرای فردوسی نیشابور (پنجرهای برای دیدن، شنیدن و شنیده شدن)
رفتن به کانال در Telegram
@F0ROUq ارتباط با ادمین نشانی: ورودی بلوار ملاصدرا از بعثت غربی، بعثت ۲۸، نبش بعثت ۲۸/۳. پلاک ۲۷۱
نمایش بیشتر472
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
مه '26
مه '260
در 0 کانالها
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+10
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+11
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+16
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+35
در 3 کانالها
Get PRO
اوت '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+66
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+4
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+14
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '25
+8
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+11
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+19
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+33
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+24
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '24
+21
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+40
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+28
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+46
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+43
در 2 کانالها
Get PRO
مارس '24
+15
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+29
در 2 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+308
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 09 مه | 0 | |||
| 08 مه | 0 | |||
| 07 مه | 0 | |||
| 06 مه | 0 | |||
| 05 مه | 0 | |||
| 04 مه | 0 | |||
| 03 مه | 0 | |||
| 02 مه | 0 | |||
| 01 مه | 0 |
پستهای کانال
▪️جشن در ایرانزمین از دورۀ باستان تا به امروز، تنها شادیآور و شورانگیز نبوده؛ چهبسا جانِ آیینهای ایرانی، بر خردورزی و آگاهی بنیان شده است.
▪️امروز، از پسِ چهل روزی( تو بخوان چهل سالی) که از ماهِ پیش تا کنون، بر ایران و ایرانی گذشت، روزِ زن، زمین، مادر و روزِ عشق ایرانی است.... سپندارمذگان است!
شگفتا از رخدادهای زمانه و دوصد شگفت از همزمانی آیینهای ایرانی!
▪️بهسانِ روزهایِ پیش از این، در ادامه و تا زمانی دیگر، سخنی نداریم برای گفتن؛ زبانی برای سخن و واژگانی که بهترش را حکیم توس نگفته باشد و خود ندانید، نداریم.
شاید روزی برای گفتن و نوشتن، سخن نوی یافتیم...
💚🤍♥️ ایرانِ جان مانا
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید
| 2 | 🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 28 |
| 3 | 🟣 رادی و جوانمردی در شاهنامه
🎧 پوشه شنیداری
دکتر علیرضا قیامتی
(قائم مقام خردسرای فردوسی)
«سخن را چو بگذاشتم سال بیست»
(گرامیداشت بیستمین سال تأسیس خردسرای فردوسی)
آدینه، ۱۲ دیماه ۱۴۰۴
مشهد، تالار همایشهای آریو مصلینژاد
خردسرای فردوسی
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 165 |
| 4 | 🟣جدایی: نام و وضعیت
به یادبود نام بلند بهرام بیضایی
✍فروغ خراشادی
خردسرای فردوسی نیشابور
«جدایی»، تخلُص «میرسیدعلی» نگارگر سدۀ دهم خورشیدی، فقط یک نام هنری نبود؛ نوعی خودآگاهی تلخِ پس از هجرت بود. پایهگذار مکتب نگارگری هندوایرانی، آن شکوفایی را از دل انتخابی آزاد برنیاورده بود. هجرتش به هند، اگرچه به دعوت همایونشاه گورکانی اما پس از آن روی داد که شاه تهماسب صفوی یکشبه کارگاه هنری مکتب تبریز صفوی را برچید چراکه هنردوستی او یکباره رنگ دینخویی بنیادگرایانه بهخود گرفت.
از اینرو، «جدایی» نام وضعیتی شد که هنرمند، پیش از ترک سرزمین، در درون خود تجربه کرده بود.
و این وضعیت، برای هنرمند ایرانی نخستینبار نبود. پیشتر نیز، نگارگرانی بربالیده از مکتب جلایری به حکم تیمور گورکانی به سمرقند کوچانده شدند؛ نه بهعنوان مهاجر، که بهمثابه سرمایۀ مصادرهشدۀ فرهنگی.
گاهی و جایی دیگر، «شاهقلی» و «ولیجان» ناچار راه عثمانی را در پیش گرفتند... تاریخ هنر ایران، تاریخ حرکت مدام هنرمند است؛ حرکتی از سر ناخواستگی، از روی فشار و ناچاری.
شگفت آنکه این هنرمندان هرجا رفتند، قدر دیدند و بر صدر نشستند؛ در دربارها، در کارگاهها، در حافظۀ تاریخی و فرهنگی و هنری ایرانیان؛ اما این عزت بیرونی، هرگز جای آن فقدان درونی را پر نکرد.
▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️▫️
در جان هنرمند دورافتاده، بهتدریج این وضعیت بیرونی به حالتی درونی میگراید. هنرمند میداند که جامانده است؛ نه از زمانۀ نو؛ از امکان زیستن در سرزمینی که ریشههایش آنجاست.
و شاید به همین دلیل است که یاد بهرام بیضایی امروز و این چند روز، چنین سنگین و اندوهبار جانفشار است. بیضایی، سالها در استنفورد، از فرّهمندی و گرانسنگی برخوردار بود و در هر انجمن و بر هر صحنه، جوشید و چون همیشه درخشید اما زیست او در این سالها، زیست یک کوچگر اجباری بود؛ کوچ از میهنی که عاشقش بود اما هر روز برایش تنگتر و دلتنگکنندهتر میشد.
او در غربت، در دل بزرگترین سرمایۀ خود، فرهنگ، اسطوره و شاهنامه زیست و اینکه به انتخاب خود و به گفته همسر هنرمندش، مژده شمسایی، همانجا به خاک سپرده میشود، نه نشانۀ بریدن، که سند تداوم همان «جدایی» تاریخی است. همان جدایی که قرنهاست سرنوشت هنرمند ایرانی را رقم میزند حتی آنگاه که جهان به احترام خفتۀ او برمیخیزد. همان جدایی که گاهی نام میشود و گاهی فرجام...
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 554 |
| 5 | در روزی که بهترین نبود، من به دنیا آمدم
گریان بر مرگِ امروزۀ خویش!
خون از زانو برگذشته و آتش در سینۀ من است.
هرکس دیگری را سبب میداند و بهراستی که ما همه سببایم!
تاراج نامه
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 228 |
| 6 | 🟣در همان روزی که طالع شده بود، غروب کرد...
بیضایی بزرگ
بیضایی شریف
بیضایی یگانه
درگذشت در زادروزش
💚🤍♥️
کسی که همه زندگی و زیستش ایران و فرهنگ ایران بود رفت با میراثی مانا که
از خود به یادگار گذاشت...
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 318 |
| 7 | با اجرای خردجوی نازنین خردسرای فردوسی نیشابور، نگار تاجیک، به پیشواز شبچله برویم...
نقل هفتخوان رستم؛ خوان دوم
آمفیتئاتر دانشکده هنر دانشگاه نیشابور
در این شب مهرانگیز، انار دلتان سرخ ♥️
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 485 |
| 8 | 🟣 اجرای گروه هنری «آوای امید شاندیز»
به سرپرستی: حسین افشاریان
در پنجاهوپنجمین همایش میانفصلی خردسرای فردوسی «شب یلدا(چله)، شب مهر»
مشهد، تالار همایش پژوهشسرای ثابت فردوسی
۲۷ آذرماه ۱۴۰۴/ خردسرای فردوسی
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 302 |
| 9 | 🟣دو اتفاق خجسته در عرصۀ پژوهشهای شاهنامه - بخش دوم
کتاب دوم فهرست ابیات بررسی شده در مقالات فارسی از آغاز تا پایان سال ۱۳۸۵ شمسی است. جلد نخست از پژوهشی سترگ از بهراد بنائی، رومینا رضوانی و ویشار کاوه که حتی دیدن اسمش فرحانگیز و روحافزاست. همه کس دربارۀ شاهنامه نوشته و نظر دادهاست (همین جلد که «فهرست ابیات» است 604 صفحه است و میتوان قیاس کرد که حجم این نوشتهها چقدر است). در این نظرها همه جور چیزی پیدا میشود، ولی تعدادشان آنقدر زیاد است که محقق سخت میتواند مطمئن باشد که همه را دیده یا همه را به یاد و در یادداشتها دارد. این بهویژه آنجا مهم میشود که بسیاری از فضلای نسلهای پیشین به رغم این که در شاهنامه تخصص و بر آن تمرکز نداشتهاند، واگرچه در زمانی نوشتهاند که آگاهی از متن و نسخ شاهنامه در سطح کنونی نبوده، به منابع، ارتباطات، نسخهها و پسزمینۀ ذهنیای نیز مجهّز بودهاند که ما الزاماً (و گاه قطعاً) نیستیم. این است که در بین حدسیاتی که زدهاند و گاه پر دور رفتهاند و چیزهای عجیب گفتهاند، نکاتی بسیار مهم نیز هست که گاه سرنخهای تعیینکننده به پژوهشگر میدهد. بر من بارها چنین گذشته که مطلبی را با مصیبت و زحمت پیدا کردهام و مدتی بعد دیدهام که مثلاً در یک نامۀ وارده به نشریهای از نود سال پیش کسی، مثلاً یک «دبیر دبیرستانهای بیرجند»، به سرنخی از آن اشاره کرده بودهاست و اگر زودتر میدانستم چند هفته کارم جلو میافتاد و مستقیم بر سر موضوع میرفتم.
برخلاف کتاب پیشین، این مجلّد را هنوز ندیدهام؛ ولی شک نیست که انتشار این دفتر از پژوهش مزبور خدمتی است نمایان به پژوهشگران شاهنامه و سالهای سال به آن رجوع خواهدشد. امیدوارم مجلد یا مجلدات بعدی این تحقیق نیز منتشر شود.
در پایان باید گفت که هر دوی این کتابها را موسسۀ میراث مکتوب منتشر کردهاست و باید آن را به کارنامۀ پربرگ خدمات فرهنگی این مؤسسه افزود. جای تاسف است که میراث مکتوب غالباً با مشکلات مالی درگیر است و شایستۀ تحسین است که به رغم این مشکلات همچنان حامی و ناشر چنین آثاری است. چنین باد و بیش باد. درودی بر میراث مکتوب و اهل آن و هر چهار پژوهشگر پیشگفته.
@fanneadab
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 441 |
| 10 | 🟣دو اتفاق خجسته در عرصۀ پژوهشهای شاهنامه - بخش نخست
در چند روز گذشته دو کتاب منتشر شده که هریک خبری بسیار خوش برای شاهنامهپژوهان است. کتاب نخست مقدمۀ شاهنامۀ ابومنصوری است به تصحیح سیدعلی محمودی لاهیجانی. از اهمیت این متن همه باخبرند. شاهنامۀ منثور ابومنصوری، تالیف 346 قمری، منبع اصلی (و برخی به ابرام میگویند تنها منبع) شاهنامۀ فردوسی است و از آن جز همین بخش باقی نماندهاست. تصحیح علامۀ قزوینی از این متن مشهور است و بعدها دیگرانی نیز آن را تصحیح کردهاند. تصحیح محمودی لاهیجانی چندین ویژگی مهم دارد: نخست این که از تمام نسخ کهن شناختهشده که این مقدمه را دارند بهره بردهاست. دیگر این که مقدمهای مفصل و مفید دارد. بسیاری از آنچه در این مقدمه آمده در تحقیقات فضلای قدیم نیز هست ولی مزیت پژوهش حاضر این است که به مدد دانش بیشتر امروز ما از بسیاری بیدقتیها و حدسیاتی که در نوشتههای قدما هست عاری است.
در تحقیقات مربوط به تصحیح، تفاوت «اصل» و «مادرنسخه مشترک» مطلب مهمی است که نودونه سال پیش هنری کوئنتین نخستین بار طرح کردهاست، به این معنی که گاه تمام نسخهها به یک مادرنسخه مشترک برمیگردد ولی این به این معنی نیست که این مادرنسخه همان نسخۀ اصل است. مقدمۀ ابومنصوری به وضوح این را نشان میدهد. تمام نسخههای موجود از این مقدمه از یک مادرنسخۀ متاخر منشأ گرفته که تاریخش احتمالاً از اواسط قرن هفتم (ظاهراً ثلث میانی این قرن) عقبتر نیست و همان زمان است که کسی این متن و دو روایت افسانۀ فردوسی را به هم چسبانده و از هر سه یک مقدمۀ منثور برای شاهنامۀ فردوسی ساختهاست و آن را به اعتبار کهنتر بودن از مقدمۀ بایسنغری (تالیف 829) مقدمۀ «قدیم» نامیدهاند. بنابراین تصحیح متن ابومنصوری بر اساس نسخ موجود به همان مادرنسخۀ قرن هفتمی میرسد و البته میتوان در مواردی آن نسخه را -که سیصد سالی جوانتر از اصل متن بوده- نیز تصحیح کرد و از آن عقبتر رفت. محمودی لاهیجانی نیز در بسیاری موارد چنین کرده و حال با انتشار تصحیحش این امکان نیز فراهم شدهاست که دیگران نیز در این راه طبع بیازمایند. کار دیگری که باید کرد این است که بر خود این تغییرات در سیصد سال بین تالیف متن ابومنصوری و کتابت تکنسخۀ قرنهفتمی، و سپس بر تغییرات متن از آن تاریخ به بعد، تمرکز کنیم و ببینیم در این متن چه دستهایی بردهاند که آن را به شاهنامۀ فردوسی بخورانند و کجاهایش را بر اساس شاهنامۀ فردوسی عوض کردهاند (مثلاً آیا نگاره افزودن چینیان به «شاهنامه» در متن اصلی بودهاست؟ حتی آیا آن چند نفر که راویان متن ابومنصوری میشناسیم در متن اصلی بودهاند یا از شاهنامۀ فردوسی به آن افزوده شدهاند، و از این قبیل). در هر صورت، پژوهش حاضر راه این بحثها را باز میکند و مواد خام لازم را برای پژوهشگران دیگر فراهم میکند، و تا زمانی که یک نظریۀ جدید بر پایۀ روشی متفاوت عرضه نشود یا نسخۀ کهنی ترجیحا از مادرنسخۀ دیگری پیدا نشود باید آن را پایان تصحیح متن ابومنصوری دانست و اگر هم باید جایی «در»ی را «اندر» کرد و از این قبیل، باید نوشت و عرضه کرد. با انتشار این متن یک اتفاق هم شدنیتر است: این که بالاخره از وسوسۀ «کهنترین نثر» خلاص شویم و نگاهی بیندازیم به آنچه در مقدمۀ موسوم به «قدیم» بعد از آن آمده و به نسخههای موجود شاهنامه و بافتار کتابت و ویرایش آنها (یعنی مآلاً به متن موجود شاهنامه) ربط بیشتری دارد.
@fanneadab
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 383 |
| 11 | دانشگاه نیشابور به مناسبت هفتۀ پژوهش برگزار میکند:
سفال منقوش نیشابور بهمثابه تاریخ
پژوهشگر: فروغ خراشادی
گاه: ۲۵ اذر۱۴۰۴؛ ساعت ۱۲:۳۰
جای: آمفیتئاتر دانشکده هنر دانشگاه نیشابور
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 1 244 |
| 12 | 🟣ثبت جهانی هنر آینهکاری ایرانی
🟪در جریان بیستمین نشست کمیته بیندولتی پاسداری از میراث ناملموس یونسکو در دهلی هند، «هنر آینهکاری در معماری ایرانی» با عنوان رسمی Ayeneh-Kari, the art of mirror-work in Persian architecture به فهرست نماینده میراث فرهنگی ناملموس جهانی اضافه شد.
🟪این ثبت جهانی، نخستین مورد ایران در حوزه معماری ایرانی در میراث ناملموس است و اهمیت نور، روشنایی و زیبایی در سنتهای معماری ما را بار دیگر یادآوری میکند. با این ثبت، تعداد عناصر میراث ناملموس ایران در یونسکو به ۲۷ اثر رسید.
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 496 |
| 13 | 🟣«مینیاتور به سبک بهزاد» به نام افغانستان ثبت جهانی شد
در بیستمین نشست کمیته بین دولتی پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس یونسکو، افغانستان موفق شد «هنر مینیاتور به سبک بهزاد» را به نام خود در یونسکو ثبت کند.
افغانستان این پرونده را در سال ۲۰۲۱ برای ثبت در یونسکو معرفی کرده بود.
این اجلاس از ۱۶ آذرماه در هند آغاز شده و قرار است از ایران «پرونده هنر آینهکاری در معماری ایرانی»، برای ثبت جهانی بررسی شود.
اقدام افغانستان برای ثبت هنر مینیاتور به سبک بهزاد در یونسکو به نام خود، مدتی است در ایران واکنشبرانگیز شده است. علیرضا ایزدی، مدیرکل دفتر ثبت آثار تاریخی و حفظ و احیای میراث معنوی و طبیعی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، نیز در این رابطه گفته بود که «اگر افغانستان بخواهد مکتبی را تحت عنوان «مکتب بهزاد/ هرات»، ثبت کند، باید بیاید با ما بنشیند و رضایت ایران را بگیرد.»
ایسنا - سمیه حسنلو
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 413 |
| 14 | 🟣گرد خاطره (بازم دوباره بارون میباره)
خواننده: هومن محمودی
آهنگساز و تنظیم: کورش یغمایی
ترانهسرا: حسین نجفیان
از آلبوم سل۲ (به سال ۱۳۵۹)
این آهنگ را کورش یغمایی روی ملودی مشهور «هاوا ناگیلا» ساخته و در آلبوم سل۲ که در سال ۱۳۵۹ (مشترک با فریدون فروغی) منتشر کرده است.
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 374 |
| 15 | 🟣اجرای تصنیف بارون
کیهان کلهر در ساندچک کنسرت
💟ببار ای بارون ببار
با دلم به هوای کوی یار
به یاد عاشقای بیمزار....
این قطعه حدود ۲۸ سال پیش بر اساس ملودی خراسانی بهدست کیهان کلهر آهنگسازی شده و با صدای محمدرضا شجریان در آلبوم "شب، سکوت، کویر" منتشر شده است.
بعدها این اثر به یکی از ماندگارترین آثار این هنرمندان تبدیل شد.
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 648 |
| 16 | 🟣یک پژوهش تازه دربارهٔ شاهنامه
◻️ابیات پراکندهٔ شاهنامه در منابع کهن فارسی تا پایان سال هفتصد هجری، کتابی مفید است که بخشی از دامنهٔ نفوذ فرهنگی شاهنامه را در چارچوب متون فارسیِ قرن ششم و هفتم بررسی میکند (علی غلامی، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ۶۷۵ ص).
بررسیهای آقای دکتر غلامی به این نتیجه رسیده که در پنجاهودو کتاب منثور فارسی تألیفشده تا سال ۷۰۰ هحری، از شاهنامه شعری آمده. رجوع نویسنده به نسخههای کهن این متون، اعتبار کار را بالا برده است. هرچند دربارهٔ استفاده از «منابع جنبی» در تصحیح انتقادی اختلافنظر هست، دستاوردهای این کتاب برای آن حوزه نیز فایده دارد.
◻️در پایان کتاب، فهرستی از اشعار آمده است. به شمارش من، اگر اشتباه نکرده باشم، نزدیک به ۱۷۰۰ بیت شاهنامه در این متون نقل شده؛ رقمی چشمگیر. برخی کتابها مجموعهای گسترده نقل کردهاند (مثل گنج الگنج شاذان نیشابوری یا راحة الصدور راوندی) و برخی تنها یک یا دو بیت. بعضی ابیات نیز در چند متن تکرار شدهاند. گاهی ابیاتی به شاهنامه منسوب شده که در متن و نسخهبدلهای تصحیح خالقیمطلق نیست و احتمالاً برساخته است. اختلاف ضبطها نیز کم نیست و نویسنده همه را با دقت بررسی کرده است.
این پژوهش نشان میدهد که شاهنامه تا سال ۷۰۰ نفوذ وسیعی داشته است؛ از فرارود تا آناتولی، در کتابهایی با موضوع تاریخ، تصوف، تفسیر قرآن، کلام، فلسفه، اخلاق، لغت، بلاغت، عروض، آداب ملوک، حکایتنامه، شهرنامه، دانشنامه، ترسلات فنی و مصنوع، مکاتبات و قصص عامیانه از شاهنامه شعرهایی نقل شده است.
صاحبان سلایق گوناگون بیتهای شاهنامه را در آثارشان آوردهاند: اسدی طوسی، احمد جام، ابوالفتوح رازی، عینالقضات، احمد غزالی، ظهیری سمرقندی، عبدالکریم شهرستانی، خواجه نصیر طوسی، صدرالدین قونوی، مولانا جلالالدین، عطاملک جوینی، شمس قیس رازی، عوفی و نیز نویسندگان مجمل التواریخ و القصص، سمک عیار، مرزباننامه، مرصادالعباد و دیگران.
◻️در گزینش ابیات نیز تنوع فراوان است: یکی اندرزها را برگزیده، دیگری اشارات اساطیری و تاریخی را؛ یکی وصف شب و شراب را، و دیگری مضامین توحیدی یا حکمت و اخلاق را. یکی بزم و آن دیگری رزم را. مولانا جلالالدین دو بیت مشهور «فریدون فرخ فرشته نبود…» را در مکتوبی نوشته و احمد غزالی و عینالقضات بیت «ستم نامهٔ عزل شاهان بود…» را.
◽️◽️این کتابِ پیراسته و محترم میتواند دستمایهٔ بررسیهای تازه دربارهٔ شاهنامه باشد؛ از دل آن نکات روشنگری میتوان بیرون کشید.
کانال تلگرامی نورسیاه- میلاد عظیمی
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 429 |
| 17 | برای زندهیاد استاد اسلامی نُدوشن
مرگ آمد و دید جان روشن با ماست
تیغ آمد و فهمید که جوشن با ماست
ظلمتکدهی شب است و روز بیداد
پرویزیِ مُشکاتِ نُدوشن با ماست
مرتضاآخرتی
https://t.me/akheratimorteza58 | 317 |
| 18 | 🟣جنگلهای هیرکانی؛ میراثی به ارزش «زبان فارسی» و شاید بیش از آن
✍فروغ خراشادی- خردسرای فردوسی نیشابور
اهمیت، جایگاه و ارزش جنگلهای هیرکانی بهقدری عمیق و حیاتی است که میتوان آن را همسنگ زبان فارسی و حتی در برخی جنبهها بالاتر دانست. این قیاس هرچند میان دو پدیدهٔ متفاوت انجام میشود، اما از نظر «ارزش حیاتی و هویتی» کاملاً قابل دفاع است.
چرا جنگلهای هیرکانی سرمایهای بیبدیلاند؟
جنگلهای هیرکانی با قدمتی بین ۲۵ تا ۵۰ میلیون سال، یکی از کهنترین زیستبومهای زمین هستند؛ بازماندهای زنده از دوران سوم زمینشناسی. این جنگلها زیستگاه گونههاییاست که در هیچجای دیگر جهان یافت نمیشود؛ از سرخدار ایرانی و شمشاد هیرکانی تا مرال و دهها گونهٔ گیاهی و جانوری منحصربهفرد.
از اینرو، هیرکانی تنها یک جنگل نیست؛ یک موزهٔ زندهٔ طبیعی است و زخمی که بر آن وارد شود، در بسیاری از موارد غیرقابل ترمیم باقی میماند.
جنگلهای هیرکانی نقشی بیبدیل در تنظیم اقلیم، جذب کربن، تولید اکسیژن، حفظ آب و خاک، و تثبیت حیات در شمال ایران دارند. افزون بر این، بخش مهمی از هویت فرهنگی ایرانیان؛ از اسطورههای شاهنامه تا معماری شمال, بر بستر همین زیستبوم شکل گرفته است.
از این منظر، هیرکان نهفقط یک ذخیرهگاه طبیعی، بلکه سرمایهای تمدنی است.
آیا ارزش جنگلهای هیرکانی میتواند از زبان فارسی هم بیشتر باشد؟
زبان فارسی ستون حافظهٔ جمعی، اندیشه و هویت تاریخی ایرانی است. اما زبان یک موجودیت انعطافپذیر است که میتواند تضعیف شود و دوباره قوام یابد، میتواند گسترش پیدا کند، تغییر کند یا احیا شود. تاریخ زبانهای جهان پر از نمونههایی است که پس از دورههای افول، دوباره جان گرفتهاند. اما جنگل چنین نیست.
اگر بسوزد یا تخریب شود، بازگشتش یا ناممکن است یا نیازمند قرنها زمان. نابودی هیرکانی یعنی پایان قطعی بسیاری از گونهها و فروپاشی ساختار خاک و اقلیم.
به همین دلیل، ارزش اکولوژیک این جنگلها در سطحی قرار دارد که میتوان آن را «همسنگ یا حتی مقدم بر ارزش فرهنگی زبان» دانست. زیرا بقای حیات وابسته به آن است.
باید توجه داشت که این نگاه نه یک گزاره هیجانی اغراقآمیز است و نه فاقد وجاهت علمی و پشتوانه نظری است. این یک درک واقعبینانه از جایگاه میراث طبیعی است؛ میراثی که اگر از دست برود، هیچ بازآفرینیای جای آن را نمیگیرد.
نسبت جنگلهای هیرکانی با آیندهٔ زبان فارسی چیست؟
یک حقیقت بنیادین وجود دارد:
هیچ زبانی، هیچ فرهنگی و هیچ تمدنی بدون سرزمین قابل زیست دوام نمیآورد.
اگر روند فعلی تخریب محیطزیست ادامه یابد یعنی خشکسالی، فرونشست زمین، نابودی جنگلها، فروپاشی تنوع زیستی و موج آتشسوزیها استمرار داشته باشد, بخشهایی از ایران بهسوی غیرقابلسکونت شدن پیش میرود.
در چنین وضعی، با مهاجرت اجباری، کاهش جمعیت ساکن و فروپاشی پیوندهای اجتماعی، زبان فارسی با پشتوانهٔ هزارسالهاش از یک زبان زنده به یک «یادگار کتابخانهای» تقلیل مییابد.
زبان تنها مجموعهای از واژهها نیست؛
محصول یک زیستگاه و یک جامعهٔ انسانی پویا و پایا است. اگر زیستگاه نباشد، جامعه نیست و اگر جامعه نباشد، زبان نیز نمیماند.
به همین دلیل، نجات محیطزیست پیششرط نجات زبان، فرهنگ و موجودیت سرزمینی ایران است.
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 637 |
| 19 | 💟 در رثای سوختن جنگلهای هیرکانی
علیرضا قربانی با انتشار تصاویری از جنگلهای هیرکانی همراه با قطعه «حریق خزان» به آتشسوزی اخیر در این میراث جهانی واکنش نشان داد.
نسوز این چنین گرم در خود مسوز
مپیچ این چنین تلخ بر خود مپیچ
که گر دست بیداد تقدیر کور
تو را میدواند به دنبال باد
مرا میدواند به دنبال هیچ
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 330 |
| 20 | 🟣تحلیل گفتمانی توهین نمادین به فردوسی بزرگ و پاسخ قضایی نامتوازن
✍فروغ خراشادی - خردسرای فردوسی نیشابور
ماجرای توهین به حکیم ابوالقاسم فردوسی را نمیتوان صرفاً یک کنش فردی یا خطای لحظهای تلقی کرد؛ این رخداد درواقع آزمونی برای فهم عمومی وضعیت آزادی بیان و نیز سنجشی برای کیفیت مواجهۀ قضایی با جرائم فرهنگی است.
در درک مدرن آزادی بیان، افراد حق دارند نقد، مخالفت، اعتراض یا حتی طنز خود را آزادانه بیان کنند، اما این آزادی تا جایی معتبر است که به نفرتپراکنی، تحقیر هویتهای جمعی، یا آسیب به کرامت دیگری منتهی نشود.
چنین مرزبندی روشنی از سنت لیبرال میآید؛ چنانکه در نظریۀ «اصل آسیب» جان استوارت میل، آزادی تا جایی قابل دفاع است که به زیان ملموس یا نمادین دیگری نینجامد.
ازاینرو، توهین آشکار به شخصیتهایی که حامل میراث جمعیاند، نه در دایرۀ نقد سازنده قرار میگیرد و نه با استانداردهای گفتوگوی عمومی قابل توجیه است؛ زیرا اینگونه گفتارها ارتباط اجتماعی را تخریب میکنند و میتوانند زمینهٔ تنش، تحقیر و واگرایی فرهنگی را فراهم آورند.
نقد حکم و مفهوم تناسب جرم و مجازات
نظر به بخش نخست گفتار، پرسش اصلی نه درخصوص مشروعیت برخورد قانونی با رفتار موهن، بلکه دربارۀ تناسب حکم با ماهیت جرم است. جرایم فرهنگی معمولاً واجد ماهیتی نمادین، تربیتی و اجتماعیاند و مجازات آنها باید بر مبنای اصلاح، فهمبخشی و ترمیم طراحی شود. در پروندۀ یادشده، حکم نهتنها فاقد تناسب با ماهیت جرم است، بلکه در سطح کارکرد اجتماعی نیز ناکارآمد جلوه میکند. شاهنامهخوانی یا تدریس آن بهعنوان مجازات، آن را از یک متن هویتی و آموزشی به ابزاری تنبیهی فرومیکاهد و بهجای پاسداشت متن و مؤلف، نوعی بیاعتنایی و بیاحترامی غیرمستقیم را القا میکند.
چنین مجازاتی بیش از آنکه اصلاحگر باشد، جنبۀ نمایشی دارد؛ یعنی هدف آن آرامسازی افکار عمومی در کوتاهمدت است نه اصلاح رفتار فرد یا تقویت بازدارندگی اجتماعی. گویی هدف «مجازاتهای نمادین و غیرکارکردی» بوده است نه تغییر نگرش مجرم یا ترمیم آسیب فرهنگی.
راهکارهای اصلاحی و الگوی کارآمد برخورد
راه درستتر در مواجهه با جرایم فرهنگی، بهرهگیری از مجازاتهای ترمیمی و آموزشی است؛ مجازاتهایی که رفتار فرد را در بستر اجتماعی و فرهنگی اصلاح کنند و به او درک دقیقتری از مسئولیت شهروندی، اخلاق عمومی و پیامدهای گفتار بدهد. حضور در دورههای آموزش سواد رسانهای، کارگاههای آشنایی با حقوق شهروندی و پیامدهای گفتار خارج از عرف، ارائه عذرخواهی عمومی و رسمی، یا محدودیت موقت در فعالیت رسانهای میتواند در این چارچوب قرار گیرد. این نوع برخوردها نهتنها با استانداردهای حقوقی و نظریههای جدید عدالت ترمیمی همخوان است، بلکه به افزایش آگاهی اجتماعی و پیشگیری از تکرار رفتارهای مشابه کمک میکند.
در نهایت، مسئله اصلی نه مجازات فرد، بلکه حفظ شأن میراث فرهنگی و تقویت فرهنگ گفتوگوست؛ امری که تنها با رویکردی آموزشی، مسئولیتمند و مبتنی بر اصلاح ممکن میشود نه با مجازاتهایی که کارکردی نمادین و نمایشی دارند.
🔲پنجرهای برای دیدن
پنجرهای برای شنیدن
🆔 به تلگرام پنجره بپیوندید
با پنجره در اینستاگرام نیز همراه باشید | 1 171 |
