𝘉𝘭𝘶𝘦 𝘴𝘩𝘢𝘥𝘰𝘸(ایرانی ازاد)🖤
رفتن به کانال در Telegram
𝘞𝘩𝘰 𝘬𝘯𝘰𝘸𝘴 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘸𝘪𝘭𝘭 𝘩𝘢𝘱𝘱𝘦𝘯 𝘵𝘰𝘮𝘰𝘳𝘳𝘰𝘸? Hala Madrid, Forza Milan به امید آزادی ایران🖤 Talk: @fonixxxxbot t.me/RedChtBot?start=5816986033
نمایش بیشتر250
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+6
در 14 کانالها
اوت '26
+20
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+22
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+50
در 23 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '260
در 11 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+72
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 4 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+141
در 1 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 17 سپتامبر | +1 | |||
| 16 سپتامبر | 0 | |||
| 15 سپتامبر | +1 | |||
| 14 سپتامبر | +2 | |||
| 13 سپتامبر | 0 | |||
| 12 سپتامبر | 0 | |||
| 11 سپتامبر | 0 | |||
| 10 سپتامبر | 0 | |||
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | 0 | |||
| 07 سپتامبر | 0 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | 0 | |||
| 04 سپتامبر | +1 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | بنیتام💘 | 11 |
| 3 | همینمون کم مونده بود | 12 |
| 4 | بنازم اقا ماشالا | 12 |
| 5 | بن دیکتاتور🤙🏽 | 13 |
| 6 | . | 13 |
| 7 | تایم فدای بانو بنی⚘️ | 13 |
| 8 | بنییئ | 14 |
| 9 | بنبن قشنگم💞 | 13 |
| 10 | Gtr r34
Supra mk4
Gtr r35 ( انتخاب سومم ) | 9 |
| 11 | دوتا مااشین موردعلاقتو بگو | 15 |
| 12 | کلی خسته نباشییییی | 9 |
| 13 | خیلی خیلی ممنونممممممم | 9 |
| 14 | واقعا خیلی خیلی قشنگ و خفن بود | 9 |
| 15 | واقعا یکی از ماشین هایی که دوستشون دارم هم هست | 9 |
| 16 | چقدر قشنگ بود:))))))))) | 9 |
| 17 | Your style and car | 6 |
| 18 | Your car:Nissan GT-R R35
city & country:Tokyo, Japan
Your role:
تو برای هیچ باند، پلیس یا سازمان خاصی کار نمیکنی. خودت کار میکنی و خودت تصمیم میگیری که کدوم مأموریت ارزش وقتت رو داره. کاری که انجام میدی، برگردوندن چیزهاییه که نباید دست آدم اشتباه بمونن؛ ماشینهای دزدیدهشده، محمولههای حساس، اطلاعاتی که داخل یک خودرو جابهجا میشن یا حتی آدمی که باید قبل از رسیدن بقیه از یک نقطه خارج بشه.
تو از اون آدمایی نیستی که به همه اعتماد کنن. ولی اگر کسی واقعاً برات مهم بشه، به این راحتی ولش نمیکنی. برای همین معمولاً چند بار به آدمها فرصت میدی؛ نه از روی سادهلوحی، بلکه چون ترجیح میدی مطمئن بشی کسی واقعاً ارزش از دست دادن اعتماد تو رو نداره.
گذشتهات هم خیلی مشخص و تمیز نیست. چند سال قبل، تو بخشی از یک تیم کوچک بودی که کارهای انتقال و بازیابی خودروهای خاص رو انجام میداد. یک مأموریت باعث شد بفهمی یکی از آدمهای داخل تیم اطلاعات رو عمداً در اختیار افراد اشتباه گذاشته. تو مجبور شدی بین نجات چند نفر از اعضای تیم و تحویل دادن اطلاعات تصمیم بگیری؛ تصمیمی که باعث شد تیم از هم بپاشه.
از اون موقع تصمیم گرفتی تنها کار کنی.
نه چون از آدمها بدت میاد؛ چون فهمیدی وقتی پای تصمیم سخت وسط باشه، نمیخوای سرنوشتت به انتخاب شخص دیگهای وابسته باشه.
Your driving style:
تو سریعترین راننده نیستی؛ سختترین رانندهای هستی که میشه تعقیبت کرد.
قبل از اینکه گاز بدی، مسیر رو میخونی. فاصله ماشینها، عرض خیابون، چراغها، خروجیهای فرعی و حتی عادت رانندهای که دنبالت کرده رو زیر نظر میگیری.
وقتی تعقیبت میکنن، به جای اینکه مستقیم فرار کنی، کاری میکنی که ماشین پشت سرت خودش اشتباه کنه.
رانندگیت خیلی کنترلشدهست؛ حرکات اضافه نداری هیچ مانوری رو فقط برای نمایش انجام نمیدی. ولی وقتی مجبور بشی، ناگهان سرعت و خشونت رانندگیت تغییر میکنه و همون لحظهای که طرف مقابل فکر میکنه بالاخره گیرت انداخته، ناپدید میشی.
mission:
یک شب، یک خودروی حملونقل ویژه در مسیر ورود به توکیو ناپدید میشه. پلیس فکر میکنه هدف، خود ماشین بوده؛ اما تو متوجه میشی چیزی که داخل ماشین بوده اهمیت خیلی بیشتری داشته.
یک هارد کوچک که داخل سیستم خودرو مخفی شده، اطلاعات مسیر و زمانبندی انتقال چند خودروی خاص رو در خودش داره. اگر اون اطلاعات به دست آدم اشتباهی برسه، چندین سرقت بزرگ میتونه همزمان اتفاق بیفته.
تو تصمیم میگیری ماشینرو پیدا کنی
اما یک مشکل وجود داره
کسی که ماشین رو دزدیده، یکی از آدمهاییه که تو قبلاً بهش فرصت دادی.
باید قبل از اینکه اون فرد اطلاعات رو بفروشه، پیداش کنی؛ اما در طول مسیر متوجه میشی دزد واقعی اون نیست. کسی از پشت صحنه همه چیز رو هدایت کرده و عمداً کاری کرده که تو فکر کنی خیانت از طرف همون آدم اتفاق افتاده.
حالا باید تصمیم بگیری:
این بار هم بهش یک فرصت دیگه بدی، یا برای اولین بار کسی رو که بهت خیانت کرده رها کنی؟
Very first scene:
نیمهشب توکیو.
بارون تازه بند اومده و خیابون هنوز از نور تابلوهای بنفش و سفید خیسه.
ماشین تو توی یک پارکینگ زیرزمینی خاموشه. نه موسیقی، نه تماس، نه کسی کنارت.
روی صندلی شاگرد یک پاکت مشکی افتاده.
تو پاکت فقط یک کلید ماشین و یک عکس وجود داره.
عکس رو برمیداری.
ماشینی که توی عکس میبینی، همون خودروییه که قرار بوده امشب ناپدید بشه.
پشت عکس فقط یک جمله نوشته شده:
«تو بهش زیادی فرصت دادی»
چند ثانیه به جمله خیره میشی.
بعد گوشیات زنگ میخوره.
صدای طرف مقابل فقط یک جمله میگه:
«اگه هنوز بهش اعتماد داری، امشب دنبالش نرو.»
تماس قطع میشه.
تو بدون اینکه جواب بدی، عکس رو روی داشبورد میذاری، ماشین رو روشن میکنی و از پارکینگ خارج میشی.
چند خیابون جلوتر، همون ماشین رو میبینی.
تو برای چند ثانیه سرعتت رو کم میکنی.
بعد مسیرت رو عوض میکنی و دنبالشون میری.
چون از این لحظه به بعد، مأموریت دیگه فقط پیدا کردن یک ماشین نیست.
تو داری میفهمی چرا کسی از گذشتهات برگشته. | 8 |
| 19 | 🎀My dear @blueshadowisheree | 8 |
| 20 | نه بابااااا نپریدی معذرت خواهی چی اصلا😭
راحت باش عشقمممم | 10 |
