fa
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

رفتن به کانال در Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

نمایش بیشتر
422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
تازگی از ایموجی قلب آتشین، بسیار استفاده می‌کنم، گرچه آن متن و حال را لایق چنین ایموجی می‌دانم. اما مانند همان ایموجی خنده‌ای که از شدت خنده اشک‌هایش درآمده، حالم در واقع همان پوکر فیسی‌ست که بود. قلب آتشین؛ قلبی سوزان، گرم و روشن است و همچون ققنوس تولدی نو و معجزه دارد. دلسوختگی‌ای از سر حسرت و پشیمانی نیست یا خودسوزی‌ای که به هیچ برسد. بارها جگرم سوخته، سرم چنان داغ شده که صدای آهسته‌ی سلول‌های مغزم را همچون صدای پوکیدن هیزم در آتش شنیده‌ام، اما چنان نبوده که شعفی از روشنی و گرمی داشته باشم. سوره‌ی انبیاء و بت‌شکنی حضرت ابراهیم علیه السلام را می‌خواندم و با خود اندیشیدم، چه بسیار بت‌هایی دارم که پشت پنجره‌های دلم گذاشته‌ام که در آمد و شد نور و تاریکی درون هم، اوهامی از شادی و ترس برایم می‌سازند و قلب و ذهنم را در چنین سوختنی پرتاپ کرده. قلب آتشین حقیقی را وقتی خواهم داشت که ابراهیمم بت‌ها را بشکند و بیم و امید، شادی و غمِ حقیقی را بیابم. ✨
(و سرانجام آتشی فراهم آورده و ابراهیم را به درون آن انداختند، امّا ما) گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش.
انبیاء- ۶۹✨ 🌱
"حال" را می شود با درد گذراند؛ اما تصور دردآلود بودنِ آینده و دوامِ بدونِ دگرگونیِ "حال"، انسان را از پا در می‌آورد.. بهشت، وعده‌ی کاملی نیست...
#نادرابراهیمی #ابن‌مشغله آری اگر بهشت را فقط وعده‌ای دور ببینیم که پاداشی‌ست برای تحمّل درد، وعده‌ی کاملی نیست. حال آنکه وعده‌ی سرد شدن آتش در همین عالم را داریم به شرطِ تأمّل در درد و یافتنِ طبیب و درمانِ حقیقی. چه بهشت‌هایی در همین نزدیکی، که با تحمّلی بدون دگرگونیِ حال، از خود و دیگران، دریغ کرده‌ایم. 🦋
اين سر، كه ز انديشه مرا بر سرِ زانوست گر بر سر زانوی تو می‌بود، چه می‌بود؟
#طالب_آملی @rismanash

نامه به دوستِ او💌 بیا رسم داشته باشیم در احوالپرسی‌هایمان، از هر چه حالمان را خوب می‌کند و می‌توانیم انجام دهیم، بگوییم. مگر
نامه به دوستِ او💌 بیا رسم داشته باشیم در احوالپرسی‌هایمان، از هر چه حالمان را خوب می‌کند و می‌توانیم انجام دهیم، بگوییم. مگر بهشت اینگونه نیست که جز سلام و تحیت به هم نمی‌گویند؟ ما هم بهشت کوچک خودمان را داشته باشیم. مگر بهشتیان دیوار به دیوار جهنم نیستند؟ پس می‌شود چهاردیواری بهشتی خودمان را داشته باشیم. مگر نورِ بهشتیان، راهِ پیش رویشان را روشن نمی‌کند؟ بیا هر چه چراغ که می‌توانیم، روشن کنیم! 🌹
چو غنچه گر چه فروبستگيست کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش
#حافظ @rismanash

فرق است میان آنکه از پروازت می‌پرسد تا اوج کمانش را بداند با آنکه می‌پرسد تا با تو بپرد... دام بسیار دیده‌ام، گاهی بخسته‌ام و
فرق است میان آنکه از پروازت می‌پرسد تا اوج کمانش را بداند با آنکه می‌پرسد تا با تو بپرد... دام بسیار دیده‌ام، گاهی بخسته‌ام و گاهی بجسته‌ام. فرق است میان صیاد رندی، که صید را نیز می‌بیند و صیاد سلندری که فقط صیادی‌ش را... اگر بر این بام و دام، بست نشسته‌ام، صیادِ خود را بامِ آرزویِ پرواز یافته‌ام. 🪽♡ (رند: آنکه در باطن پاک‌تر و پرهیزکارتر از صورت ظاهر باشد، در واقعیت؛ دنبال حقیقت؛ و در حقیقت دنبال واقعیت است. سلندر: سرگردان، حیران، آنکه نداند تکلیف او چیست.)
خداوندِ من به من عشق را بخشیده است -که بعد از خدا از همه چیز عظیم‌تر است- توان پرواز روح را بخشیده است آرامش دلنشین شب‌ها را بخشیده است و غزل را خدایِ من به من دل را بخشیده است و رحمت را و خنده از اعماق را و گریه‌ی تصفیه کننده‌ی روح را و آواز را و تولد را
#نادرابراهیمی *سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد* @rismanash

به سکوتِ سرد پس از خنده‌ها، و بُهتِ پس از گریه‌ها، توجه کرده‌ای؟ فروریختن‌هایِ در خلوت، پس از اجبار به تظاهر، را تجربه کرده‌ای؟ تعویضِ دستاویزهای فراموشی را آزموده‌ای؟ فرار، به ناکجاآباد می‌کشد. بر بستر این بیمار بنشین! شاید قبل از احتضار، راه شفایی بیابی؟ درد را حس کن! ترس از بیماری، مرگ است، در اغمایِ زندگی، خود را نباز! اندیشه دردناک است، پنجه در زمین روح می‌زند، خاکش را می‌کاود، روزنی می‌یابد و بذر‌ها را به رنجی نو به نو، می‌آزماید تا به لذت شکوفایی برسد. روحی چنین زنده، زبانش گویاست. خنده، گریه و سکوتش روشن است. نه در بند اجبار و نه در معلقیِ اختیارِ مطلق می‌ماند، بلکه از دردِ اندیشه، نردبانی آیه به آیه می‌سازد برای سکوی پرواز... 🦋
چه بسیار شخص غمگینی که غمش، او را به شادمانى هميشگى می‌كشاند...
#امام_علی(علیه‌السلام) 🌱
اندوهی که از اعماق تفکر سرچشمه نگیرد، اندوه نیست، عزای باطل و بی‌اعتباری به خاطر سرکوب شدنِ امیالِ فردی‌ست؛ و انسان متفکّری که گهگاه گرفتار اندوه نشود، علیل و ناقص است؛ دور از دریا، دور از توفان، دور از پرواز، دور از شکفتن روح است...
دردِ روحِ تو را تنها عرفان شفا می‌بخشد. یعنی، نه آنکه از میان ببرد، نه آنکه کم کند، نه آنکه تسکین بدهد. نه... عرفان، جایی‌ست که درد روح تو آنجا باقی می‌شود، می‌ماند، رشد می‌کند، بی‌آنکه تو را لِه کند و از میان ببرد. شفا، برای عارف در دوامِ درد است نه محو درد.
#نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود @rismanash

من بندهٔ تو، بندهٔ حیران توام دلبستهٔ دردهای درمانِ توام از لطف تو باغِ شب، پر از زمزمه‌ است مجذوب صدا، مُرید اَلحان توام دری
من بندهٔ تو، بندهٔ حیران توام دلبستهٔ دردهای درمانِ توام از لطف تو باغِ شب، پر از زمزمه‌ است مجذوب صدا، مُرید اَلحان توام دریاب فغانِ خاک را، ابر غیور! دریا با توست: های، باران توام هر بار بگویی‌ام که: تو، آنِ که‌ای؟ هر بار بگویم: آنِ تو، آنِ توام #صدیق_قطبی @rismanash

دورى گزيدن تو از كسى كه خواستار توست نقصان بهره توست از او و گرايش تو به كسى كه از تو دورى مى‌گزيند، سبب خوارى و ذلت توست.
نهج البلاغه، حکمت ۴۵۱ رسول خدا صلوات الله علیه:
با متکبران متکبرانه رفتار کنید که این گونه رفتار، خود عبادت است.
گفت: در تمایل به کسیکه نسبت بهت بی‌رغبته، ظرفیت‌هات تحلیل می‌ره روحت ضعیف و کشته می‌شه و از رسیدن به رسالتت باز می‌مونی. و در سستی در مقابل فرد متکبر، مغلوب روح و تمایلات اون می‌شی و چون خودش منکر نقص‌هاشه، متحمل و دچار نقص‌هاش می‌شی و راه رو بر پیشرفت او هم می‌بندی آخه ممکنه با طرد کردنش، هشدار و فرصتی برای روبرویی با نقص‌هاش پیدا کنه. این رو هم بدون که آدم متکبر همیشه اونی نیست که برتری‌هاش رو‌ به رُخت می‌کشه، گاهی همون آدمی که همیشه ضعف‌هاش رو بهت نشون می‌ده، هم متکبره چون تویی که باید برای حال خوبش و حفظ رابطه تلاش کنی و اینقدر خودبینه که خودش رو توی اولویت می‌بینه و حاضر نیست به خاطر تو قدمی برای بهبودی برداره. این‌ها هم نمونه‌ای از استعمار و استثمار روح، در بُعد شخصی‌ست. غم‌انگیز و تأسف‌برانگیزه اما زمانی توی دام چنین روابطی می‌افتی که ارزش شخصیتت رو ندونی و عزّت‌نفس نداشته باشی. به خاطر همه‌ی اونایی که دوستت دارند، به خاطر همه‌ی قشنگی‌هایی که داری و هنوز خیلی‌هاش پنهانه، به خاطر او که دوستت داره، جلوی این استعمار هم بایست. #کابوس @rismanash

برای انسانی که آرزو دارد طاهرانه و زیبا زندگی کند و فرزندانش نیز طاهرانه و زیبا و پرشکوه زندگی کنند، خوب است که خدا باشد و خو
برای انسانی که آرزو دارد طاهرانه و زیبا زندگی کند و فرزندانش نیز طاهرانه و زیبا و پرشکوه زندگی کنند، خوب است که خدا باشد و خوب است که هست- بی‌نیازِ به اثبات. تا بیایی که مهربانْ به طبیعت، به خاک، به انسان، به آسمان بی‌کران و به ظلمت بی‌پایان شب‌های پرستاره نگاه کنی، حس می‌کنی که چه خوب است که خدا باشد، چه خوب، چه خوب!، خدایی که بسیاری از مبهمات جنون‌آفرین را به نرمیِ «یقین که حکمتی در کار بوده است» و «خدا راه را بر دانش نبسته است. حالیا آرامش پرشکوه شبی اینگونه سیاه و نورانی» حل می‌کند و فرصت می‌دهد که نیروی تو، نه صَرف ترس، که صَرف آفرینش‌های کاشفانه‌ی نو شود، نه در خود فرورفتن‌های افیونیِ بی‌فایده، که یا یافتن راه در اعماق کهکشان شیری امید.
#نادرابراهیمی *سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد*
خدایا! بر بریدنم از غیر و پیوستنم به تو، خود را خالص و پاک کردم... و تو پیش از هر موجودی که بخوانندش، مخصوص به خواندن منی؛ هیچ‌کس در امید من با تو شریک نمی‌شود؛ و احدی در دعای من با تو، هم‌پیمان نمی‌گردد؛ و ندای من کسی را با تو، به یک رشته در نمی‌آورد.
دعای ۲۸ #صحیفه_سجادیه @rismanash

هر جا تلاشم صرفاً برای فهمیده شدن بود و نه همچنان فهمیدن، فاصله‌ها بیشتر شد. یادم می‌رود که گمشده‌ام با گمشده‌ی دیگران و تعار
هر جا تلاشم صرفاً برای فهمیده شدن بود و نه همچنان فهمیدن، فاصله‌ها بیشتر شد. یادم می‌رود که گمشده‌ام با گمشده‌ی دیگران و تعاریفم با تعاریف دیگران فرق دارد و در توضیحِ بیشتر، این تفاوت‌ها نمایان‌تر می‌شود. یادم می‌رود که ما همه تشنگانِ یک چشمه‌ایم ولی هر کدام اندازه‌ی مشت خودمان و در زمان و مکانِ خاصی، از رودها، نصیبی داریم. به سختی و تلخی تجربه کرده‌ام که در هر ارتباط به دنبال سیراب کردنِ خودم هستم نه دیگران. پس منّتی بر آنان و توقعی ازشان نیست. اوست که همه را می‌نوشاند و اگر همنوایی هم هست به تدبیر اوست. تکلیفی که بر من است:
«آب را گل نکنیم در فرودست انگار کفتری می‌خورد آب یا که در بیشه‌ای دور سیره‌ای پر می‌شوید یا در آبادی کوزه‌ای پر می‌گردد آب را گل نکنیم شاید این آبروان می‌رود پای سپیدار تا فرو شوید اندوه دلی...»
#سهراب_سپهری
چه خوش است راز گفتن به حریف نکته‌سنجی که سخن نگفته باشی به سخن رسیده باشد
#بیدل_دهلوی @rismanash

خبر آتش‌بس در غزه را که شنیدم، گویی به شام‌غریبان رسیدم. و شعری که مرا به یاد بازماندگان و اسرا انداخت:
تو خیلی بیشتر از رنج‌هایت هستی تو خیلی بیشتر از شکست‌هایت هستی تو خیلی بیشتر از اشک‌هایت هستی تو شعر هستی، قلب تو یک شعر است.
(الکساندرا واسیلیو) @sedigh_63 پیامرسان‌های کربلا، از زیباییِ رقص زیر شمشیرِ غم خواهند گفت و نیک‌سرانجامیِ کشته‌هایِ او. همانگونه که فداکاری‌های شهدای کربلا، اسلام را، انسانیت را، آزادگی را زنده نگه‌داشت، مقاومت و شهادتِ سرزمین زیتون نیز با رنگِ قرمزِ خون به سیاهیِ ظلم و غفلت، هجوم برد. آغاز از همین پایان است.
یادش به خیر گفتۀ دریامَرد: کافی‌ست سطل آبی اگر ریزیم... جز آبروی رفته چه خواهد ماند امروز اگر که سیل نینگیزیم؟
#محمدمهدی_سیاری
عمه جان فریاد کشید: «مثل همه‌ی تاریخ، جنگ است میان عدل و ظلم. عادل ضعیف است و ظالم، که شما باشید زورمند؟ خب باشد، اینکه دلیل نجنگیدنِ عادل نیست؛ بلکه از اساس، علّت جنگ است. حقّی را ظالمِ زورمند، پایمال کرده است، خب این برعهده‌ی مظلومِ نازورمند است که برخیزد.
#نادرابراهیمی *سه دیدار با مردی که از فراسوی باور ما می‌آمد*
طوفان اقصیٰ و مقاومت یک‌ساله‌ی غزّه و لبنان، رژیم غاصب را به جایی رساندند که مهم‌ترین دغدغه‌اش، حفظ موجودیّت خود است؛ یعنی همان دغدغه‌ای که این رژیم در سالهای اوّل ولادت نحسش داشت. این بدین معنی است که مجاهدت مردان مبارز فلسطین و لبنان توانسته است رژیم صهیونی را هفتاد سال به عقب برگرداند.
#رهبری ❌ نتانیاهو در سال ۲۰۲۳: حماس در غزه وجود نخواهد داشت. ✳️ نتانیاهو در سال ۲۰۲۵: منتظر پاسخ حماس به پیشنهاد آتش‌بس هستیم. #حزب_خدا_پیروز_است @rismanash

جامه‌ی آرمان‌های گذشتگان را به جرم کهنگی درآورده‌ایم. به گمان آزادیم اما با لباس عاریه و برهنگی سرمی‌کنیم. خسته و فرسوده، مدا
جامه‌ی آرمان‌های گذشتگان را به جرم کهنگی درآورده‌ایم. به گمان آزادیم اما با لباس عاریه و برهنگی سرمی‌کنیم. خسته و فرسوده، مدام از خود می‌پرسیم، چه داریم که ارزشِ تحملِ رنج زندگی را داشته باشد؟ به چه امید داریم؟ علی (ع) در باب بازنگری در عقاید نیکانِ گذشته می‌فرماید:
پس تلاش کن تا درخواست‏هاى تو از روى درک و آگاهى باشد، نه آنکه به شبهات روى آورى و از دشمنى‏ها کمک گیرى. اگر در این راه آنچه را دوست مى‏دارى فراهم نشد، و آسودگى فکر و اندیشه نیافتى، بدان که راهى را که ایمن نیستى مى‏پیمایى، و در تاریکى ره مى‏سپارى، زیرا طالب دین نه اشتباه مى‏کند و نه در تردید و سرگردانى است، که در چنین حالتى خوددارى بهتر است.
آرمانی فراتر از حیاتِ انسانی:
هیچ چیز، زندگی یک انسان شریف را بی‌بها نمی‌کند. می‌توان در راه چیزی معتبر و مقدّس، جان داد؛ اما نه با این تصور که جان، بی‌ارزش است که می‌توانش داد. برای کشته شدن، باید که پای چیزی بسیار گران‌بها و گران‌بهاتر از حیات انسانی درمیان باشد.
#نادرابراهیمی از بدعهدی آدم‌ها می‌گوییم، عهد بر سر کدام آرمان؟ برای انسانِ بی‌آرمان، ایثار کردنِ زمان هم اشتباه است چه برسد به جان. @rismanash

🌹🦋♡ به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی‌ست جهان و هرچه در او هست، واگذاشتنی‌ست نظر به هر چه گشایی درین فسوس آباد دریغ و درد بر
🌹🦋♡
به غیر دل که عزیز و نگاه داشتنی‌ست جهان و هرچه در او هست، واگذاشتنی‌ست نظر به هر چه گشایی درین فسوس آباد دریغ و درد بر اطراف او نگاشتنی است چه بسته‌ای به زمین و زمان دل خود را؟ گذشتنی است زمان و زمین گذاشتنی است
#صائب_تبریزی
از عشق، سخن باید گفت. همیشه از عشق، سخن باید گفت. حتی اگر عاشق نیستی هم از عشق سخن بگو تا دهانت به شیرین‌ترین شربت‌های معطرِ جهان، شیرین شود، تا خانه‌ی تاریکِ قلبت، به چراغی که به مهمانی آورده‌یی، روشن شود، تا کدورت از روحت، همچو ابلیس از نام خدا بگریزد.
#نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود @rismanash

آمدم عینکم را روی میز بگذارم که چشمم افتاد به چشمانت در قاب عکس. دلم برای خیره شدن به ترکیب رنگ چشمانت و تقلا برای پیدا کردن
آمدم عینکم را روی میز بگذارم که چشمم افتاد به چشمانت در قاب عکس. دلم برای خیره شدن به ترکیب رنگ چشمانت و تقلا برای پیدا کردن نامی برای رنگش تنگ شد و گفتم: «کاش اینطوری بود که می‌تونستم حداقل گاهی ببینمت» فرصتِ بیشتر حرف زدن را به دلم ندادم. دلم مطیع شده، دانسته
«فرصت نمی‌دهد که بشویم ز دیده خواب از بس که تند می‌گذرد جویبار عمر»
و به دیدار امیدوار است؛ ✨
«کسانی که ایمان آوردند و فرزندانشان به پیروی از آنان ایمان اختیار کردند، فرزندانشان را (در بهشت) به آنان ملحق می‌کنیم...»
✨ طور- ۲۱ وه چه خواب رویایی‌ای دیدم آن شب! سقف اتاق از وسط به اندازه‌ی پنجره‌ای بزرگ، باز بود، آسمان مهتابی و پرستاره‌ را می‌دیدم، طیف رنگی‌اش برایم آشنا بود، سرم را برگرداندم تا این حس شعف را با کسی درمیان بگذارم، تو را دیدم که پشت سرم نشسته‌ای، طیف رنگی چشمانت، آرامشی که می‌گفت: «هستم و من هم می‌بینم» پ.ن: نهج‌البلاغه را چند دور خواند، حالا می‌فهمم بعضی را هر چه تکرار کنی کم است.
مرا عهدی‌ست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
#عشق #او #میلاد_امام_علی @rismanash

یادم نیست چه فیلمی بود، کارکترش نارو می‌زد، می‌گفت: «نزنی، می‌خوری.» می‌گویند: «قانونِ زندگی، قانونِ جنگل است، قوی‌ترها می‌مانند» و قدرت را در بدی هم می‌دانند و با رقابت در بدی، از خود دفاع می‌کنند. با این مسلک، چرخه‌ی بد، وسیع‌تر و فرصت روبرو شدن با خوب، کمتر خواهد شد. حتی در حیات وحش، چنین نیست بلکه اصل بر حفظ بهترینْ بقا، برای کلِّ حیات است نه آن نزاع نوعی که ما می‌پنداریم و همچنین تاریخ و علم نشان می‌دهد، زشتی و نقص هرچند بزرگ، محکوم به نابودی‌ست. ✨✨
خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر درّه و رودی به اندازه گنجایش و وسعتش [سیلابی] جاری شد، سپس سیلاب، کفی پُف کرده را به روی خود حمل کرد، و نیز از فلزاتی که برای به دست آوردن زینت و زیور یا کالا و متاع، آتش بر آن می‌افروزند، کفی پُف کرده مانند سیلاب بر می‌آید؛ اینگونه خدا حق و باطل را [به امور محسوس] مَثَل می زند. اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می‌رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می‌رساند، در زمین می‌ماند. خدا مَثَل ها را این گونه بیان می‌کند [تا مردم در همه امور حق را از باطل بشناسند.]
رعد- ۱۷ ✨✨
...و از خدا با وفاتر به عهد کیست؟ پس از این معامله‌ای که کردید بسی شاد باشید که این به حقیقت سعادت و فیروزی بزرگ است.
توبه- ۱۱۱
-او که مرا خُرد می‌کند من نیستم، روزگارِ من است... -روزگار، خُردشدنی‌ها را خُرد میکند، شکستنی‌ها را می‌شکند،‌ و بطلان‌پذیران را باطل می‌کند. جِنسَت را عوض کن یاشا، بعد به جنگ با روزگار برو!
‌ #نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود @rismanash

ای آن که بر اسبِ بقا از دیر فانی می‌روی دانا و بینای رهی، آن سو که دانی می‌روی بی‌همرهِ جسم و عرض، بی‌دام و دانه و بی‌غرض از
ای آن که بر اسبِ بقا از دیر فانی می‌روی دانا و بینای رهی، آن سو که دانی می‌روی بی‌همرهِ جسم و عرض، بی‌دام و دانه و بی‌غرض از تلخکامی می‌رهی، در کامرانی می‌روی نی همچو عقلِ دانه‌چین نی همچو نفس پر ز کین نی روحِ حیوانِ زمین، تو جانِ جانی می‌روی ای چون فلک دربافته‌ای همچو مه درتافته از ره نشانی یافته در بی‌نشانی می‌روی ای غرقه سودای او ای بیخود از صهبای او از مدرسه اسمای او اندر معانی می‌روی ای خوی تو چون آب جو داده زمین را رنگ و بو تا کس نپندارد که تو بی‌ارمغانی می‌روی
 #او #مولانا ‌ @rismanash

نوزدهم دی ماه، ۱۰/۱۹ متوجه شدم تمام نقاشی‌های دی ماه را به تاریخ دومین ماهِ سال ثبت می‌کرده‌ام. هوای دی ماه چه شباهتی به هوای اردیبهشت دارد؟ به هم، نزدیک هم نیستند. تا سی‌ام آذر، تاریخ درست بوده. یعنی آغاز سال برایم از همان ماه تولدم بوده؟ آذر اولین ماهِ سالم و دی ماه، دومین ماهِ سالم؟ از کی اینقدر تاریخ تولدم برایم مهم شده؟ اینقدر خودمحور شده‌ام؟ یا زیادی در عالم خودم غرق شدم؟ بالای سنگ مزار پدر ایستاده بودم، یک لحظه نام خودم را به جای نام پدر روی سنگ تصور کردم. به راستی گذشت زمان برایم مهم شده است. «روزی مرا جنازه، جسد و میّت صدا می‌زنند» این جمله از انگیزشی‌ترین، زیباترین و تکان‌دهنده‌ترین جملات است. 🌱
زندگی مِلکِ وقف است دوست من! تو حق نداری روی آن فساد کُنی و به تباهی‌اش بکشی، یا بگذاری که دیگران روی آن فساد کنند. حق نداری بایر و برهنه و خلوت و بی‌خاصیتش نگه‌داری یا بگذاری که دیگران نگهش دارند. حق نداری بر آن ستم کنی و ستم را، روی آن، بر تن و روح خویش خاموش و سر به زیر، بپذیری. حق نداری در برابر مظالمی که دیگران روی آن انجام می‌دهند سکوت اختیار کنی و خود را یک تماشاگر ناتوانِ مظلومِ بی‌پناه بنُمایی. حق نداری به بازی‌اش بگیری، لکه‌دار و لجن‌مالش کُنی، آلوده و بی حرمتش کنی یا دورش بیندازی. حق نداری در آن چیزی که به زیان دردمندان و ستمدیدگان باشد، بکاری، برویانی و بار آوری. حق نداری علیهش، حتّی در بدترین روزگار و سخت‌ترین شرایط اعلامیه صادر کنی یا به آن دشنام بدهی.
#نادرابراهیمی #ابن‌مشغله 🦋
وقتی به تو می‌نگرم، از همه نزدیک‌تری و چون به خودم می‌نگرم، بسیار دورم.
بر کرانه شرح چهل حدیث #امام_خمینی (ره) @rismanash

نامه به دوستِ او💌 می‌دانم وقتی خسته از تمام بدفهمی‌ها هستی، حداقل من نباید تو را بد بفهمم. اما هر چقدر با تمام هوش و علاقه‌ا
نامه به دوستِ او💌 می‌دانم وقتی خسته از تمام بدفهمی‌ها هستی، حداقل من نباید تو را بد بفهمم. اما هر چقدر با تمام هوش و علاقه‌ام تو را کشف کنم آنقدر شگفت‌انگیز هستی که اغلب خودت هم کلمه‌ای برای بیانت پیدا نمی‌کنی. از من نرنج! مرا کودکی بپندار که دوستت دارد اما هنوز زبان و فهمش برای درکت کامل نیست ولی همچنان با محبت تو را می‌نگرد. گرچه از این ناتوانی‌ام در درک تو در رنج هستم. اما دلخوشم که مونسی برتر از من داری.
يار با ماست چه حاجت که زيادت طلبيم دولت صحبت آن مونسِ جان ما را بس
و همنشینی که تو را به آغوش امنش می‌کشاند.
او: من همنشین کسی هستم که با من همنشینی کند...من این ماه را ریسمانی میان خود و بندگانم قرار دادم که هر کس به این ریسمان چنگ بزند، به من وصل شده است.
حضرت رسول اکرم (ص) @rismanash

اینکه روزگاری یادی از عزیزانم و من نماند و شاید ارزشی از جهان کم شده باشد، واقعیت و حقیقت است اما نه برای همه.✨ آیا ندیدی كه
اینکه روزگاری یادی از عزیزانم و من نماند و شاید ارزشی از جهان کم شده باشد، واقعیت و حقیقت است اما نه برای همه.✨
آیا ندیدی كه خداوند چگونه مثل زده؟ كلمه‌ی پاک همانند درختی پاک است كه ریشه‌اش ثابت و شاخه‌اش در آسمان است.
✨ابراهیم- ۲۴ «مخلوقات همه کلمات خداوند هستند و کلمه‌ی پاک،انسان‌های موحد بامعرفت هستند که حیاتشان مایه‌ی برکت و مرگشان موجب حرکت است. زندگی و آثارشان و حتی قبرهای خاموششان همگی الهام‌بخش، سازنده و تربیت‌کننده است. افق فکرشان محدود به دنیای کوچک نیست، حجاب‌های زمان و مکان را می‌درند و به سوی ابدیت و بی‌نهایت پیش می‌روند. تندباد حوادث و طوفان‌های سخت و مشکلات، آن‌ها را از جا حرکت نمی‌دهد. هر کس به کنار آن‌ها بیاید و دست به شاخسار وجودشان دراز کند، در هر زمان که باشد از میوه‌های لذيذ و معطّر و نیروبخششان بهره می‌گیرد.» چه بسیار شجره طیبه‌ای که با گذشت سال‌ها، علی‌رغم تلاش ضدیت‌ها برای نابودیشان، ریشه‌هایشان ثابت است و هر کسی به قدر قربت، همچنان از ثمره‌ی نیروبخششان بهره می‌گیرد. دلم، قربِ این شجره‌های پاک را خواست.
چون درین دل برق مهرِ دوست جست اندر آن دل، دوستی می‌دان که هست
#مولانا @rismanash

🌱✨ وَانْهَجْ لی اِلبٰ مَحَبَّتِکَ سَبیلاً سَهْلَةً و راهی هموار به سوی عشقت برایم باز کن دعای بیستم #صحیفه_سجادیه خداوندِ خد
🌱✨
وَانْهَجْ لی اِلبٰ مَحَبَّتِکَ سَبیلاً سَهْلَةً و راهی هموار به سوی عشقت برایم باز کن
دعای بیستم #صحیفه_سجادیه
خداوندِ خدا، پیش از آنکه انسان را بیافریند، عشق را آفرید؛ چراکه می‌دانست، انسان، بدون عشق، دردِ روح را ادراک نخواهد کرد و بدونِ دردِ روح، بخشی از خداوندِ خدا را در خویشتنِ خویش نخواهد داشت.
#نادرابراهیمی #یک_عاشقانه_ی_آرام @rismanash

آدم‌های کم‌حوصله‌ای شده‌ایم. انگار بیش‌فعالی داریم، متن‌های کوتاه، همراه با عکس را به کتاب ترجیح می‌دهیم. پیرمردی را در بخش م
آدم‌های کم‌حوصله‌ای شده‌ایم. انگار بیش‌فعالی داریم، متن‌های کوتاه، همراه با عکس را به کتاب ترجیح می‌دهیم. پیرمردی را در بخش مرجع کتابخانه دیدم. به سختی از پشت میز بلند شد. با خودم فکر کردم اینطور که ما پیش می‌رویم اگر به سن این آقا برسیم به احتمال زیاد زوال عقل گرفته باشیم. راه‌های خوشبختی را هم در میانبرها دنبال می‌کنیم. به قولی: «فست‌فودی شده‌ایم»، چه غذای روحمان و چه غذای جسممان، خوش آب و رنگ، سریع‌الوصول ولی ناسالم شده است. اگرچه در دیدن و خواندن امکان سوءبرداشت و خطا هست اما در شنیده‌ها، هم امکان خطای گوینده هست و هم خطای شنونده. با پرورش تفکر انتقادی و تعمق در درون، قدرت شناخت و قضاوت بیشتری می‌یابیم. چه قضاوت‌های باطل و شایعات عمدی و غیر‌عمدی که سبب گسستن دل‌ها، نابودی فرهنگ‌ها و اعتماد و ایجاد بدبینی و یأس شده است!
هان! ميان حق و باطل جز چهار انگشت فاصله نيست. از آن حضرت درباره معناى اين فرمايش سؤال شد. امام انگشتان خود را به هم چسباند و آن‌ها را ميان گوش و چشم خود گذاشت و آنگاه فرمودند: باطل اين است كه بگويى: شنيدم و حق آن است كه بگويى: ديدم.
نهج البلاغه،خطبه ۱۴۱ #کتاب ‌@rismanash

انتخاب نقاب‌های گوناگون و نقاب‌های دیگران را حدس زدن، خسته کننده‌ست. اینکه بدانیم از ترس، ضعف، غرور و لجاجت، نقاب زده‌ایم، دردناک است. اینکه برخلاف باورمان، نقابی انتخاب کنیم، خردکننده است، در مخفیگاهمان تنها درد می‌کشیم. پشت نقاب‌ها گم می‌شویم. گمان کرده‌ایم ملزم و مجبور به پذیرفته شدن نزد دیگرانی هستیم که خودشان هم به همین درد دچارند. به قولی: «با سیاست وارد شدن و سیاست به خرج دادن، رابطه را طولانی نمی‌کند، فقط تمام شدن آن رابطه را به تأخیر می‌اندازد! چون بالاخره یکی از طرفین از اینکه خود‌ واقعیش نباشد خسته می‌شود و خودش را نشان می‌دهد.»
هر سازِش، یک عامل سقوط‌دهنده است؛ حالا چه مقدار باعث سقوط می‌شود مربوط است به نوع سازِش و منظور من از «سازِش» ، فدا کردن یک «باور» و «اعتقاد» است در زمانی که هنوز به صحّت آن باور و اعتقاد، ایمان داریم.
#نادرابراهیمی #ابن‌مشغله ✨✨
گفتند ای صالح تو پیش از این در میان ما، مایۀ امیدمان بودی. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند نهی می‌کنی؟ به‌راستی ما از چیزی که به آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردیدیم. گفت ای قوم من! به من خبر دهید اگر دلیل روشنی از پروردگارم داشته باشم و او رحمتی از جانب خود به من عطا کرده باشد، اگر او را نافرمانی کنم، چه کسی مرا در برابر خدا یاری می‌کند؟ شما جز زیان چیزی به من نمی‌افزایید.
۶۲ ۶۳ هود @rismanash