ریسمــان
رفتن به کانال در Telegram
422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
422
فکر میکردم تونستم از پس این طوفان هم بربیام. زمانی که در سرم هوایِ دست کشیدن از هر چه تعهد و تعلُّق بود، تونستم ادامه بدم و با منی که دوباره سرپا شده، برنامهای برای ادامهی زندگیم داشته باشم. اما دیروز برای اولین بار با وجود مسیر سختی که برای صعود طی کرده بودیم و افق همیشه زیبای قله، نتونستم اون احساس سرزندگی و توانمندی رو داشته باشم. برعکس، خودم و جایی که ایستاده بودم، در نظرم کوچیک اومد. کابوسها و اضطرابهام برگشته، انگار یهو وسط یه کار مهم خوابم برده باشه به نهیبی از خواب میپرم. من از مرگ میترسم، مثل بچهای که میترسه بیان برگه امتحان رو از زیر دستش بکشن در حالی که هنوز نمره قبولی رو از جواباش جمع نکرده...
و بیشتر میترسم که ترس از مرگ رو انکار کنم...
«ای روشنیبخش وحشتزدگان در تاریکیها ای دانای بیمعلم...
انجام ده دربارهی من آنچه را که تو شایستهی آنی...»
@rismanash
422
عقل کجا پی برد شیوهٔ سودای عشق
باز نیابی به عقل سر معمای عشق
عقل تو چون قطرهای است مانده ز دریا جدا
چند کند قطرهای فهم ز دریای عشق
*عطار نیشابوری*
🌱
@rismanash
422
برای رسیدن به حقیقت باید بتوان اهم و مهم را تشخیص داد و از خودبینی دور ماند. ابزار غلط، هدف درست را هم تباه میکند.
@rismanash
422
امام على عليه السلام :
هيچ بندهاى به حقيقتِ ايمان نرسد، مگر اينكه در عينِ حال كه حق با اوست، مجادله را رها كند.
🌱
*كنز العمّال : ۹۰۲۴ *
@rismanash
422
آدمی موجودی ذاتاً اجتماعیست چون در اجتماع خودش را بازتعریف میکند، بازخورد میگیرد، میشکند، میسازد و پیدا میکند.
ما به دوست پناه میبریم چون امید داریم در ما زیباییهایی را ببیند که خود قادر به دیدنشان نیستیم یا یاوری باشد برای برطرف کردنِ کاستیهایمان.
به مشاور مراجعه میکنیم تا شنیده شویم و آنچه را در لایههای درونیمان گم کردهایم، پیدا کنیم.
اما نیاز به دیگری، میتواند مجالِ آسیب هم باشد.
احساسات و تفکرات هر فردی مَنیّت او را شکل داده که ریشهی آن در تمام تجربیات خودآگاه و ناخودآگاه زندگیاش نهفته و ما قادر به درکِ حقیقی او نخواهیم بود مگر آنکه زندگی او را زیسته باشیم.
وقتی در ارتباط، فقط از نگاه خود میبینیم، در حقیقت موجودیّت او را نادیده گرفتهایم.
گفتوگوهایمان بیشتر شبیه مجادله میشود. در تعریف مجادله آمده است: مباحثه در مسئلهای (علمی، ادبی، دینی و غیره) بهطوری که هر یک از طرفین بخواهد رأی خود را بر دیگری تحمیل کند.
این یعنی بر اثر خودبینی، به حریمِ دیگری حمله کردن یا همان بیاحترامی.
پس هدف حتی اگر پیدا کردن حقیقت باشد، ممکن نمیشود، یا هدف دوستی و عشق باشد...
#جدل
@rismanash
422
گفتم: پارسال یه همچین روزی توی صحن حرم امام رضا نشسته بودم و ازش شفای بابا رو خواستم.
گفت: از پارسال نرفتی حرم؟ قهری؟
گفتم: نه قهر نیستم. قدمم سنگین شده چون دلم کدر شده، ولی میدونم یه حساب و کتابهایی بین بابام و امام رئوف بوده که آخرین زیارت بابا طوافش دور حرم روی دوش مردم باشه...
الانم دلم یه گوشه از حرم رو میخواست که فارغ از هر چی شد و خواهد شد، کنارش آروم بگیرم...
“خدایا کاری کن که از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اولین چیزی باشد که از من میگیری”
*نهج البلاغه خطبه ۲۱۵*
@rismanash
422
اگر تو را روشنایی و ذوقی هست که مشتاقِ مرگ میباشی، مبارکت باد.
ما را هم از دعا فراموش مکن.
*شمس*
🌱
@rismanash
422
«الهي رِضاً بِقَضائِكَ و تَسْليماً لِامْرِكَ وَ لا مَعْبودَ سِواكَ يا غِياثَ الْمُستَغيثين»
@rismanash
422
غم عشق، غمی اصیل است در میان دیگر غمها زیرا دیگرخواهیست نه خودخواهی. غم عشق، رنجِ زیباتر شدن و خلقِ زیباییست.
@rismanash
422
از آن لحظه که عاشق شدم تاکنون، هرگز غمهای بزرگ دلم را با شادمانیهای کوچک مردم عوض نکردهام.
هرگز نمیگذارم اشکهایی که غم بر گونههایم جاری میسازد، به خنده بدل شوند.
ای کاش زندگی برای همیشه اشکی و لبخندی باقی بماند.
مگر نه آن است که شادمانیهای ما همان اندوه مایند که نقاب از چهره برگرفتهاند؟!
«قصهی عشق»
*جبران خلیل جبران*
@rismanash
422
خدایا! استغفار...
با نور رحمت خود زخمها و شکافهای روحم را بپوشان، قبل از آنکه کر و لال و کور شوم و جانم در دوری از مرحمتت به هلاکت افتد.
درد هزاران بار شکستن و با نور تو وصله خوردن کجا و بوی تعفن پوسیدن در درک الاسفل کجا؟!
@rismanash
422
✨✨
قَالَ
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ
(سوره أعراف، آیه ۱۲)
[شیطان] گفت:
من از او بهترم.
(ترجمه محمدعلی کوشا)
✨✨
@rismanash
422
صحنهی اول
به خاطر اینکه مدام زیر ذرهبینش بودم و انتقادهای زیادی ازم کرده بود، کینه به دل گرفته بودم. وقتی مچش رو موقع خطا گرفتم، از خودم بدم اومد. چون هدفم بیشرمانه جلوم آشکار شد، تحقیرش رو میخواستم نه دفاع از حق...
صحنهی دوم
مهم نیست صحبت سر چه موضوعی باشه همیشه دستوری و نسخهای حرف زدن، منظورم نصیحت و مشورت نیست، حس تحقیر القاء کردن...
صحنهی سوم
مهم نیست چه تجربه و اتفاقی باشه ادعایِ کاملا درک کردن، اینکه مخاطب احساس کنه نه حرفهاش شنیده شده و نه دیده شده، بلکه گوینده خودش رو گذاشته جلوی آینه و فقط خودش رو میبینه.
صحنهی آخر
شیطان بر مقام فرشتگان مقرب خدا تکیه زده بود اما خود را با انسان مقایسه کرد و دچار کبر شد پس از خدایی که به او معرفت داشت، سرپیچی کرد و مورد لعن (قطع رحمت و دور کردن با ناراحتی) خدا قرار گرفت.
@rismanash
422
جبر یه معنی اصیل و قدیمی داره که خیلی قشنگه. جبر یعنی شکستن برای اصلاح. یعنی اگه دلم شکست، اگه پل بینمون شکست برای هردومون صلاح بوده. خدا جبّاره پس برام جبران میکنه»
@rismanash
