fa
Feedback
ریسمــان‌

ریسمــان‌

رفتن به کانال در Telegram

حرکت فکری‌ست که الهی در صدق باشد و نور✨🌱

نمایش بیشتر
422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
🌱 این جا، من کسانی را دیده‌ام که نامنحرف را، صراحتاً، عقب افتاده، اَبله، دِهی، اُمُّل و مسخره می‌نامند. در چنین محیطی‌ست که انسان به فکرِ طهارت و ارزش‌های آن می‌اُفتد.
#نادرابراهیمی #آتش_بدون_دود
خدایا! رضایتِ وجدان می‌خواهم، نه رضایت خویشان و دوستان.
#نادرابراهیمی #بر_جاده‌های_آبی_سرخ
✨ (به مردم) بگو: پلید و پاک، یكسان نیست، گرچه عدد ناپاكان تو را به تعجّب وادارد. پس ای صاحبان خرد! از خدا پروا كنید، باشد كه شما رستگار شوید.
مائده- #آیه ۱۰۰
ریسمان

احتمالاً... کوه بهتر است🏔

دستوری را با مضمونِ انتقاد، به هوش مصنوعی دادم؛ او به‌زعم خودش شروع کرد به انتقاد کردن، آن هم تند و آتشین. با این‌حال، به نظر من این جنبه‌ی مثبتم بود. می‌گفت: «آن بیرون، همه مدام در حال آزمایش و خطا هستند و از زندگی لذت می‌برند، ولی تو دنبال چارچوب و باید و نبایدها می‌گردی.» اما فقط آن‌هایی که پول بادآورده دارند ــ یا گمان می‌کنند بادآورده دارند ــ سرمَست خرج می‌کنند. من که می‌دانم چقدر فقیرم، وقتی زخم‌هایم را مرور می‌کنم، وقتی به یاد می‌آورم که مرگ به سراغِ خیلی کم‌سن‌وسال‌تر از من هم رفته است، چطور می‌توانم عاقبت‌اندیش نباشم؟ اصلاً انسان ذاتاً در پیِ جاودانگی است؛ می‌خواهد هر آنچه را می‌پسندد، در گستره‌ی هستی ببیند. «یک شب هزار شب نمی‌شود.»، سازش و سهل‌پنداری برای به‌دست آوردنِ امتیازی محتمل، برایم قابلِ اعتبار نیست. باید هر لحظه به خودم یادآوری کنم که نمی‌شود با دستی ریسمانِ رو به آسمان را گرفت و با دستی دیگر، دستِ همراهانِ مخالف را، و انتظارِ صعود داشت. از سوی دیگر، قبول دارم که بسیار محتاطم؛ پس باید هنگامِ عمل، پس از به‌کارگیریِ تمام توانم، نتیجه را به صاحبِ اثرِ حقیقی واگذار کنم و توجه‌ام به او باشد؛ چرا که تنها اوست که می‌تواند حاصل را از هر شر و نقصی ایمن سازد. ✨
(ای پیامبر!) هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا (آنكه تسلیم خواسته آنان شوی و) از آئین آنان پیروی كنی. بگو: هدایت تنها هدایت الهی است، و اگر از هوی و هوسهای آنها پیروی كنی، بعد از آنكه علم (وحی الهی) نزد تو آمد، هیچ سرور و یاوری از ناحیه خداوند برای تو نخواهد بود.(۱۲۰)
خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم. ابراهیم گفت: از فرزندان من نیز (امامانی قرار بده...(۱۲۴)
و (بیاد آور) هنگامی كه ابراهیم گفت: پروردگارا! این (سرزمین) را شهری امن قرارده و اهل آن را، آنان كه به خدا و روز آخرت ایمان آورده‌اند، از ثمرات (گوناگون) روزی ده.(۱۲۶)
سوره بقره ریسمان

از سنگ نیز گل می‌روید، آری آنجا که بَرَد گمان، تو پا بگذاری ریسمان
از سنگ نیز گل می‌روید، آری آنجا که بَرَد گمان، تو پا بگذاری ریسمان

آن زمان که بخواهم خداحافظی کنم و برای مدتی ـ شاید طولانی ـ نباشم، نامه‌ای خواهم نوشت. اما نه... پیش‌تر گمان می‌کردم اگر بخواهیم، می‌توانیم بر سرِ روزِ رفتنمان و دلایلش به توافق برسیم؛ اما خداحافظی‌هایی را تجربه کرده‌ام که در آن‌ها نه مهلتِ توافق بود و نه توانِ آن. پس همین امروز می‌نویسم. و در هر روزی که نرفتم و اثری بر ماندنم افزوده شد، نامه‌ای از نو خواهم نوشت. باید پیش از آن‌که در جدایی، بارها و بارها گذشته را مرور کنم؛ پیش از آن‌که با سؤال‌هایی بی‌پاسخ روبه‌رو شوم، پشیمانی به سراغم بیاید، یا نگرانِ خوبی‌هایی شوم که برایتان به‌خوبی ترجمه نکردم و به مقصد نرسید، و نیز نگرانِ بدی‌هایی که فرصتِ جبرانشان را نداشتم و ولگردانه به مقصدهای ناخواسته‌ام رسیدند، بنویسم. نوشتن، به اعتبارِ ثبت و آشکار شدن، مرا مقیّد خواهد کرد که مسئولانه‌تر بیندیشم و عمل کنم. ✨
دستور داده شد که چون مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست وصیت کند برای پدر و مادر و خویشان به چیزی شایسته عدل و به قدر متعارف. این کار سزاوار مقام پرهیزکاران است.
سوره بقره- #آیه ۱۸۰ ریسمان

برای شهید عجمیان نوشتم :'(

باز هم فراموشی درباره آنچه خیلی بدیهی می‌پنداشتم... سال‌هاست می‌خوانم: «الحمد لله»؛ وای از این غفلت و وَه از عظمت دریای معرفت در همین یک ذکر! چگونه می‌گویم ستایش مخصوص خداوند است، اما از مدح دیگران دچار غرور می‌شوم؟ چرا وقتی در دیگران جاذبه‌ای می‌بینم، یادم نمی‌آید که مالک اصلی او نیست؟ حسادت، حسرت و تملق آلوده‌ام می‌کند. چگونه می‌ترسم که مدح دیگران را از دست بدهم؛ آن هم وقتی هر چه هست، امانتی‌ست و مالک و مُلوک (تدبیرکننده) خدای «مالک الیوم الدین» و «الرحمن و الرحیم» است؟ چگونه به وحدانیت خدا بر ستایش اظهار زبانی دارم، اما نسبت به آنچه زیبایی می‌بینم، مبتلا به وابستگی می‌شوم، در برابرش حاضر به پذیرش ذلّت می‌شوم و یا به جهت برخورداری‌هایی، رفتاری مستبدانه پیدا می‌کنم؟ «هر کس [رابطه] میان خود را با خدا اصلاح کند، خدا [رابطه] میان او و مردم را اصلاح فرماید»
حکمت-۸۹ #نهج_البلاغه
ریسمان

چنین زنی که در تمام مدت عمرش از طفولیت تا ازدواجش و از ازدواجش تا مرگش، به عنوان یک عنصر مسئول در سرنوشت امت، فکر، عقیده، مبارزه و حق‌پرستی [می‌کند] و همچنین در مقابل انحراف و در غضب و ستمی که در جامعه‌اش به وجود می‌آید، احساس مسئولیت می‌کند و در متن درگیری‌های اجتماعی حضور دارد و تا لحظه مرگش خاموش نمی‌نشیند؛ علی‌رغم این که می‌داند در این مبارزه پیروز نخواهد شد، این، درس است! این، مسئولیت اجتماعی است.
فاطمه، فاطمه است #علی_شریعتی
حضرت فاطمه (س):
اللَّهُمَّ اسْتَعْمِلْنِی لِمَا خَلَقْتَنِی لَهُ؛ خدایا مرا خرج کاری کن که مرا برای آن آفریدی!
ریسمان

فرشته حسینی استوری گذاشته از دخترانی بدون حجاب و نوشته بود: «همه ما ازت ممنونیم مهسا امینی» این‌ها از حقوق انسانی فقط آزادی در پوشش را می‌بینند؟ چرا در مقابل نسل‌کشی اسرائیل خفه شده‌اند؟ خانم حسینی! آقای روستا! شما هنرمند نیستید شما از عقده‌هایتان پول درمی‌آورید. شما نماینده‌ی ملت خود نیستید. خانم حسینی زنان کشور شما سال‌هاست زیر چکمه‌های استعمار له شده‌اند و کوچکترین حقوق انسانی را ندارند برای ملت خود چه کرده‌اید جز فرار و نمایش آزادی‌تان؟ سودان هم به کشور آزاد پیوست با همان نقشه‌ی کثیفِ زنِ آزادی‌طلب

نامه به دوستِ او💌 خودت می‌دانی، اهل این نیستم که اثاثیه‌ی زیادی دور و برم نگه دارم؛ حوصله و حواسی برای نگه‌داری‌شان ندارم. اما از احساس و فکر و خیال، با تمام جزئیاتشان، صندوچه‌های بسیاری در دنیای اندرونی‌ام دارم. مدام حواسم پی طبقه‌بندی و جمع‌وجور کردن آن‌هاست. هرچه بلندپروازانه‌تر و عمیق‌تر باشند، بیشتر جلوی چشمم‌اند؛ مثلاً آن‌چه مربوط به «عشق» است. تا آن‌جا که در رمان مردی که می‌خندد ــ رمانی سراسر جنگِ سیاهی با سفیدیِ خام‌گونه، و غالباً پیروزیِ سیاه ــ جمله‌ای درباره‌ی عشق را به خاطر سپردم: «آن‌ها از دوزخ برای خود بهشتی ساخته بودند، چنین است معجزه‌ی عشق!» در دنیایی که بیشترِ آدم‌ها بهشتِ یکدیگر را دوزخ می‌کنند، این خود هنری عظیم است. هر بار به‌هم‌ریختن و دوباره ساختنِ خود را، تا به شکلِ بهشتی درآیم، به یاد دارم؛ اما اکنون به نردبانی بلندتر و محکم‌تر از تمام آموخته‌هایم نیاز دارم. راهی وسیع‌تر از آن‌چه در «سیر عشق» از آلن دوباتن خواندم؛ تصویری خیالی از عشق، طرحواره‌ی عاشق شدن، و خطراتِ عادت، مقایسه و فراموشی. و نیز مهارت‌هایی ظریف‌تر و روشن‌تر از آن‌چه در «هنر عشق ورزیدنِ» اریک فروم یافته‌ام. اگر حاکمیت و مرکزیتِ عشق در وجودم را به نام و متعلق به نورِ لایزال و عشقِ لایتناهی قرار دهم، پرتو آن دیگرْ هستی‌ام را در نظمی زیبا سامان خواهد داد. به همین خاطر، تو را «دوستِ او» خطاب می‌کنم؛ تا در این منزلت، تو را ببینم و قدر بدانم.
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
#حافظ ریسمان

دوست دارم گریه‌هایم را پیش خدا ببرم… سرم را روی زانوی مهربانی‌های خدا بگذارم… و برای آن‌ها که صدایشان صدای خداست، گریه کنم… #نادرابراهیمی #سه_ديدار_با_مردی_که_از_فراسوی_باور_ما_می‌آمد ریسمان

✨♡♾

شاید قصه‌ی دیدار انسان‌ها نیز حکایتِ باران باشد؛ بادهایی که ابرها را به حرکت درمی‌آورند، توده‌های ابری که به هم می‌پیوندند،‌ نوری می‌جهد و قطراتِ ریز و درشت، نرم و تند، بر زمینِ خشک یا بارور فرو می‌ریزند؛ آباد می‌کنند یا ویران، شادی می‌آورند یا غم، می‌رقصانند یا می‌گریزانند. اما هیچ قطره‌ای هدر نمی‌رود؛ همه با هم، و در عین حال تنها، می‌روند به زمین، رود، دریا، آسمان. و باز، بارانی دیگر، سرنوشتی دیگر، دیداری دیگر، در انسانی و فصلی و زندگی‌ای دیگر. هیچ دیداری، جمعی و پیوندی، بی‌حکمت نیست، همان‌گونه که هیچ قطره‌ و بارانی بی‌ثمر نمی‌بارد.
خداست که بادها را می‌فرستد تا ابرها را برانگیزد، سپس آنها را در آسمان هرگونه بخواهد می‌گستراند...
روم-۴۸
پروردگارا، این جهان را بیهوده نیافریده‌ای؛ پاکی از آنِ توست.
آل‌عمران-۱۹۱
و از آسمان آبی پربرکت نازل کردیم، تا به‌وسیله‌ی آن باغ‌ها و دانه‌های درو شدنی برویانیم.
ق-۹
هر چیزی مگر ذات او هلاک شدنی است...
قصص-۸۸ و همه چیز نابود می‌شود الا هر چه که جلوه‌ی ذات الهی باشد. پ.ن: این موسیقی تنها آهنگی بود که توانستم به مدت طولانی به آن گوش دهم و احساسم به خودم و بودن در دایره‌ی انسانی را بهبود بخشید. ریسمان

اگر آدمی از اشتغالات نفسانی خود فارغ شود: درختان به هزار زبان با او سخن می‌گویند در جویبار کتاب‌ها می‌خواند و از سنگ معجزه خواهد شنید و خوبی و نیکی را در هر چیزی خواهد دید.
شعر از لرد بایرون ترجمه:حسین الهی قمشه‌ای
هفت آسمان و زمين و هر چه در آن‌هاست تسبيحش مى‌كنند و هيچ موجودى نيست جز آنكه او را به پاكى مى‌ستايد، ولى شما ذكر تسبيحشان را نمى‌فهميد. او بردبار و آمرزنده است.
اسراء-۴۴ ریسمان

آیا (این معجزه) برای آنان كافی نیست كه ما كتاب (آسمانی) را بر تو نازل كردیم تا پیوسته بر آنان تلاوت شود؟ همانا در این كتاب، برای گروهی كه ایمان آورند، رحمت و تذكّری قطعی است.
عنکبون-۵۱ «نازل کردیم» فعلی در زمان گذشته و «پیوسته تلاوت می‌شود» زمان آینده و حال است. قرآن: معجزه‌ی زنده 🌱 تا قیامت باقیش داریم ما تو مترس از نسخ دین ای مصطفی ای رسول ما تو جادو نیستی صادقی هم‌خرقهٔ موسیستی هست قرآن مر تو را همچون عصا کفرها را در کشد چون اژدها تو اگر در زیر خاکی خفته‌ای چون عصایش دان تو آنچ گفته‌ای
#مولانا
ریسمان

برای ادامه‌ی زندگی در سوگ پدر، به دنبال راهی بودم. گوشم از نصیحت پر بود؛ هیچ‌کس نمی‌توانست از عمق زخم درونم و دردی که تحمل می‌کردم آگاه شود. به تجربه‌های افراد سوگوار گوش می‌دادم، #کتاب «خاطرات سوگواری» از رولان بارت را خواندم؛ همه‌ی این‌ها فقط نشان می‌داد که دیگران نیز چنین حس‌هایی را تجربه کرده‌اند، اما راهِ برون‌رفتِ سالم از این وضعیت را نمی‌یافتم. مثلاً رولان بارت دو شخصیت داشت: شخصیتی زخمی در درون، و شخصیتی که در اجتماع نقابِ همواره قوی بر چهره می‌زد. من چنین نمی‌خواستم باشم. #کتاب «گفت‌وگو با خدا» اثر نیل دونالد والش را پیش‌تر خوانده بودم؛ فلسفه‌ی مرگ و زندگی را در آن به‌خوبی درک کردم. با این حال، درد من «فراق» بود؛ جای خالی‌ای که نمی‌دانستم چگونه از وحشت و غمش درمانده نشوم. اولین بار، تفأل متفاوت دوستم با قرآن و تفسیری که گویی مخاطبش منِ اکنونم بود، جرقه‌ای از نور شد؛ ریسمانی به‌سمت من آمده بود. زیباترین پیامش همین بود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ»: یکی از زیباترین نصیحت‌هایش برای درک هر آنچه بر من می‌گذرد. نام او را، که هر چه هست از او و تجلی اوست، بخوانم تا رحمت جاری و حاکم بر همه‌ی احوال را ببینم و برایم، به‌گونه‌ای خاص، پنجره‌ای از رحیم بودنش گشوده شود و از تاریکی نجات یابم. هیچ‌گاه در تاریکی نخواهم ماند، وقتی او ولی و سرپرست مطلقم است. هستی هرگز خالی از نور او نیست، اگر لجوجانه حکم و رأی خود را برتر ندانم. ✨
هر (حكم و) آیه‌ای را نسخ كنیم ویا (نزول) آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را می‌آوریم، آیا نمی‌دانی كه خدا بر هر چیزی قادر است؟
آیا ندانستی كه حكومت آسمان‌ها و زمین از آن خداست؟ (و او حقّ دارد هرگونه تغییر و تبدیلی را به مقتضای حكمت و حاكمیّت خود، در قوانین و احكام بوجود آورد.) و جز خدا برای شما هیچ یاور و سرپرستی نیست.
بقره-۱۰۶، ۱۰۷ در دایرهٔ قسمت ما نقطهٔ تسلیمیم لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو فرمایی
#حافظ
ریسمان

قلمتان سبز و درود🌱

امشب اینجا دردِ دل کردم :'(

علم مفید ان شاء الله

sticker.webp0.55 KB