fa
Feedback
𝐡𝐨𝐰 𝐮 𝐝𝐨𝐢𝐧'?

𝐡𝐨𝐰 𝐮 𝐝𝐨𝐢𝐧'?

رفتن به کانال در Telegram

Welcome to the real world! It sucks,you're gonna love it. 🫪

نمایش بیشتر
307
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
امروز ۷ نوامبر، تولد آلبر کامو ست. این پیام رو فوروراد کنید تا محتوای کامویی* تقدیمتون کنم. * متن/عکس/ویدیو به صورت رندوم. - @sepina_journal

دارم به آخرین باری که این ساعت بیدار بودم فکر میکنم.

واسه رضا هم.

الهی بمیرم واست علی.

غلام وای غلام چه کثافتیه.

پیرپسر چه کثافتیه.

Repost from آذر
تغییر نگرش و سطح انتظارات به طرز عجیبی یهویی اتفاق می‌افته. یه روز تو یه موقعیتی قرار می‌گیری و می‌بینی چقدر عکس العملت شوکه کننده‌ست. جالبه.

نجات دهنده فقط دوستای دولینگو که استریک فریز میدن.

من هر موقع منتظر معجزه بودم اتفاق نیفتاده.انگاری که وجود نداره.

Repost from دو در یک
من آدم دیروز نیستم؛ منو هرروز باید کشف کنی.

طبق مسیر خط واحد مقصد خود را تغییر میدهیم-

لالا کن دختر زیبای شبنم و زهر مار.

خیلیاتون اینجا منو می‌شناسید و می‌دونید که ما دو ساله درگیر بیماری لنفوم مامانیم. متاسفانه بیماری‌ای که همه میگفتن سریع درمان میشه، شرایطمون رو هر روز سخت‌تر کرد تا الان که رسیدیم به نقطه‌ای که چاره‌ای جز درمان خارج از ایران نداریم. تو این چند وقت خیلی دنبال راه‌های تامین مالی و پیدا کردن گزینه‌هایی با کیفیت خوب و قیمت مناسبتر بودیم ولی نشد و الان طبق گفته پزشک فقط دو سه هفته فرصت داریم تا مامان رو برای ادامه درمان ببریم چین یا اسپانیا. درمان car t cd30 تو اسپانیا ۱۵۰ هزار یورو و تو چین شروع پروسه ۹۰ هزار دلاری داره که تامین این هزینه تو این فرصت کم برامون غیرممکنه. تو این نقطه، در انتهای همه راه‌های بسته‌ای که بهش خوردیم از شما میخوام که تو این مسیر بهمون کمک کنید تا بتونیم تنها امید درمان مامان رو پیش ببریم. می‌دونم پول کمی نیست و توقع زیادیه از این جمع چنین خواسته‌ای داشتن، ولی من برای درمان مامان هرکاری کردم و این آخرین در، آخربن کاریه که میتونم بهش چنگ بزنم.

این چند روزه خیلیا اومدن گفتن که چرا باید به مامان تو کمک کنیم این همه زیاد، اونم وقتی این‌همه آدم محتاج‌تر با مبالغ کمتر کارشون راه میفته. این که هرکسی با پولش میتونه چیکار کنه یه مساله کاملا انتخابیه، من که دو ساله تو بیمارستانها سرگردونم می‌دونم که خیلیا محتاج کمترش هم هستن. اگه چنین درگاهی پیدا کردید و کمک کردید دمتون گرم. ولی خب وقتی طرح مشکل می‌کنید راهکار هم بدید، من الان چیکار کنم؟ شما جای من بودید چیکار می‌کردید؟ یکهو متوجه میشید بیماری حجم فشارش رو بیشتر کرده و دستاشو دور گلوی مادرتون فشار داده، فرصت زیادی هم ندارید، پولدار هم نیستید، چیکار می‌کردید؟ من همین کار ازم برمیاد. اون چیزی که اینجا دارم خرج می‌کنم سرمایه ۱۵ سال حضورم تو این فضا و هویت مهم و مجازی منه. شانس بهم رو آورده و انسانهای دریادلی تو مسیرم قرار گرفتن که دلگرمم کردن و منم دارم تلاشم رو می‌کنم. من حق میدم کسی نخواد مشارکت کنه، ولی به خودم حق نمیدم که از تنها راه چاره‌ای که به ذهنم میرسه گذر کنم... من برای مامانم می‌جنگم، برای وجود ارزشمندی که جونم بهش بنده...

این حجم اخبار بد این روزا رو دیگه نمیتونم.

واقعا دلخوشیهام کوچولو ان، اینکه اتفاق نمیفتن ناراحتم می‌کنه.

Repost from Independent🪁
من دیگه نمی‌دونم با این زندگی باید چی کار کنم رابرت.

امروز اینطوری بودم که مرا در کودکی شوق دگر بود خیالم زین حوادث بی خبر بود.

یسری چیزا باید اتفاق بیفته تا بتونی بفهمی تصورت با واقعیت چقدر تفاوت داره.

Repost from N/a
هر خونه، هرخانواده و هر فرد، دغدغه ها و ماجراهای خودشونو دارن....