fa
Feedback
Out of The Matrix

Out of The Matrix

رفتن به کانال در Telegram

“هرچی در کانال تیت یا ایمیل های اندرو پست میشه بلافاصله در کانال با ترجمه فارسی قرار میگیره” بحثا، ویدیو، و …. هم داخل کانال هستش✅ وبسایت ما دنیای واقعی ایران جهت تهیه دوره های دنیای واقعی اندرو تیت ((اپدیت جدید)) Realworldiran.ir

نمایش بیشتر
3 731
مشترکین
+224 ساعت
-27 روز
-9930 روز
جذب مشترکین
اوت '26
اوت '26
+8
در 1 کانال‌ها
ژوئیه '26
+33
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+98
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+14
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+188
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+207
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+175
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+38
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+75
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+42
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+345
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+904
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+1 208
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+53
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+1 295
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+1 155
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+107
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+122
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+296
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+1 517
در 1 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
01 اوت+8
پست‌های کانال
هنوز هیچ جرمی علیه من ثابت نشده. یک کشور خارجی خواستار استرداد من است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۶:۴۱ دولت حزب کارگر بریتانیا از سال ۲۰۲۲ به دنبال خاموش کردن صدای من بوده است. تمام بازداشت‌هایی که برایم رقم زده‌اند، چیزی جز یک تسویه‌حساب شخصی و سیاسی از طرف همان کسانی نیست که دارند سقوط بریتانیا را سرعت می‌بخشند. اگر این افراد در قدرت بمانند، سرنوشت هر کسی که دشمنشان باشد، چیزی جز دادگاه و زندان نخواهد بود.۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۷:۵۸ من: یک روز می‌رسد که از این اتفاق خوشحال می‌شویم. تریستان: همه می‌دانند ما بی‌گناهیم. ما به‌عنوان قهرمان سقوط کردیم. اما مهم‌تر از همه، با هم سقوط کردیم. برای من همین حالا هم بهترین اتفاق ممکن بوده. دیگر هیچ‌وقت سعی نکن دلداریم بدهی.۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۰:۵۱ من آدم مشهوری هستم که به جرائم جنسی متهم شده… اما اسمم در فایل های اپستین نیست. چون برایم پرونده ساخته‌اند. آن‌ها آزادانه بیرون می‌گردند… و من اینجا، پشت میله‌های زندانم.

2
سرنوشت هر کسی که دشمنشان باشد، چیزی جز دادگاه و زندان نخواهد بود. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۷:۵۸ من: یک روز می‌رسد که از این اتفاق خوشحال می‌شویم. تریستان: همه می‌دانند ما بی‌گناهیم. ما به‌عنوان قهرمان سقوط کردیم. اما مهم‌تر از همه، با هم سقوط کردیم. برای من همین حالا هم بهترین اتفاق ممکن بوده. دیگر هیچ‌وقت سعی نکن دلداریم بدهی. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۰:۵۱ من آدم مشهوری هستم که به جرائم جنسی متهم شده… اما اسمم در فهرست1”} Tatespeech | ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۹:۳۲ هزاران نامه از بریتانیا به دستم رسیده. همه‌شان یک حرف می‌زنند؛ اینکه ما قهرمانیم، مردم پشت ما هستند و تقریباً هیچ‌کس در بریتانیا دیگر دولت را باور ندارد. از من می‌پرسند چرا آمریکا با من این‌طور رفتار می‌کند. کاش خودم هم جوابش را می‌دانستم. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۱:۴۶ ساعت‌ها و ساعت‌ها منتظر می‌مانی، به این امید که بالاخره یکی کار درست را انجام بدهد… اما هیچ‌وقت آن لحظه نمی‌رسد. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۲:۵۶ تمام روز را کنار هم، داخل سلول، مدام این طرف و آن طرف قدم می‌زنیم. سال‌ها بود صدایش را این‌قدر واضح نشنیده بودم. از همان روز اولی که من را آوردند اینجا، او هم کنارم بوده. و پدر مدام به من می‌گوید: «هیچ‌وقت تسلیم نشو.» ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۵:۲۷ زن‌های نازپرورده‌ای را دیده‌ام که همه‌چیز زندگی‌شان برایشان آماده بوده، اما برای کوچک‌ترین مسائل غر زده‌اند. شریک‌های تجاری‌ای داشته‌ام که میلیون‌ها دلار به آن‌ها پول داده‌ام، اما آن‌ها هم برای بی‌ارزش‌ترین چیزها شکایت کرده‌اند. اما وقتی پای سخت‌ترین و واقعی‌ترین اتفاقات زندگی‌ام وسط بوده… تنها کسی که کنارم ایستاده، تریستان بوده. و او حتی یک بار هم غر نزده، شکایت نکرده یا از چیزی ننالیده. حتی یک بار. ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۷:۰۹ روز دوازدهم در SHU (واحد نگهداری ویژه) اینجا بخشی از زندان است که معمولاً کسانی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه فروشگاه زندان، نه تماس تلفنی، نه هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین زندانی‌ها در نظر می‌گیرد. من فقط یک بازداشتیِ پرونده استرداد هستم. تا وقتی جرمم ثابت نشده، طبق قانون بی‌گناهم. یک کشور خارجی خواهان استرداد من است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟ ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۰:۳۸ حتی یک مدرک هم ارائه نشده. نه هیچ جزئیاتی. نه حتی اسم یک قربانی. هیچ سند و مدرکی وجود ندارد. من فقط به خاطر یک نامه، و تصمیم یک دادستان کلِ فاسد، در زندانم. نامه‌ای که از طرف یک کشور خارجی آمده. یک نامه، بدون حتی یک مدرک… و نتیجه‌اش زندان، آن هم در «سرزمین آزادی». ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۲:۵۳ قدرت را با میزان رنجی که می‌توانی تحمل کنی نمی‌سنجند. قدرت واقعی این است که رنج نتواند تو را به آدم دیگری تبدیل کند. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۰۱:۱۹ اینکه به خاطر درخواست یک کشور خارجی، به‌عنوان یک زندانی سیاسی در زندان آمریکا باشم… قلبم را می‌شکند. فکر می‌کردم اینجا آمریکاست؛ جایی که هیچ‌کس را تنها نمی‌گذارند. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۴:۵۲ دیشب، وسط تاریکی مطلق، حوالی سه یا چهار صبح ــ ساعت ندارم ــ یکی از زندانی‌ها از پشت درِ فلزی سلولش داد زد: زندانی اول: کسی هست حرف بزنیم؟ … کسی هست حرف بزنیم؟ حدود سی ثانیه بعد، یکی جواب داد. زندانی دوم: آره. زندانی اول: داداش، واسه چی افتادی زندان؟ زندانی دوم: به تو چه، مردک مفلس؟ زندانی اول: گفتم می‌خوای حرف بزنیم. چرا نباید بپرسم… زندانی دوم: هر دومون زندانیم، خفه شو! زندانی اول: حروم‌زاده، می‌کشمت! حدود پانزده دقیقه فقط داد می‌زدند، فحش می‌دادند و همدیگر را به مرگ تهدید می‌کردند. بعد ناگهان از یکی از سلول‌های دیگر، صدایی درآمد که انگار متعلق به یک موجود شیطانی بود. غرشی عمیق و خشن، همراه با مشت‌هایی که با تمام قدرت به در سلول کوبیده می‌شد. تق… تق… تق… و جیغی که بیشتر شبیه خواننده‌های دث‌متال بود تا یک انسان. آن دو نفر یکی دو دقیقه دیگر هم دعوا کردند، بعد ساکت شدند. اما آن غرش و کوبیدن‌ها ساعت‌ها ادامه داشت. اول فکر کردم آن زندانی فقط می‌خواست دعوا را تمام کند. بعد فهمیدم احتمالاً سروصدای آن‌ها بیدارش کرده بود. تا طلوع آفتاب همان‌طور غرش می‌کرد و به در سلول می‌کوبید. خواب به چشمم نیامد. هوا هم آن‌قدر تاریک بود که نمی‌شد کتاب خواند. برای همین نشستم و آجرهای دیوار را شمردم. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۶:۰۷ روز سیزدهم در SHU (واحد نگهداری ویژه) اینجا بخشی از زندان است که معمولاً کسانی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه فروشگاه زندان، نه تماس تلفنی، نه هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین مجرمان در نظر گرفته. من فقط یک بازداشتیِ پرونده استرداد هستم.
155
3
1”} Tatespeech | ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۹:۳۲ هزاران نامه از بریتانیا به دستم رسیده. همه‌شان یک حرف می‌زنند؛ اینکه ما قهرمانیم، مردم پشت ما هستند و تقریباً هیچ‌کس در بریتانیا دیگر دولت را باور ندارد. از من می‌پرسند چرا آمریکا با من این‌طور رفتار می‌کند. کاش خودم هم جوابش را می‌دانستم. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۱:۴۶ ساعت‌ها و ساعت‌ها منتظر می‌مانی، به این امید که بالاخره یکی کار درست را انجام بدهد… اما هیچ‌وقت آن لحظه نمی‌رسد. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۲:۵۶ تمام روز را کنار هم، داخل سلول، مدام این طرف و آن طرف قدم می‌زنیم. سال‌ها بود صدایش را این‌قدر واضح نشنیده بودم. از همان روز اولی که من را آوردند اینجا، او هم کنارم بوده. و پدر مدام به من می‌گوید: «هیچ‌وقت تسلیم نشو.» ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۵:۲۷ زن‌های نازپرورده‌ای را دیده‌ام که همه‌چیز زندگی‌شان برایشان آماده بوده، اما برای کوچک‌ترین مسائل غر زده‌اند. شریک‌های تجاری‌ای داشته‌ام که میلیون‌ها دلار به آن‌ها پول داده‌ام، اما آن‌ها هم برای بی‌ارزش‌ترین چیزها شکایت کرده‌اند. اما وقتی پای سخت‌ترین و واقعی‌ترین اتفاقات زندگی‌ام وسط بوده… تنها کسی که کنارم ایستاده، تریستان بوده. و او حتی یک بار هم غر نزده، شکایت نکرده یا از چیزی ننالیده. حتی یک بار. ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۷:۰۹ روز دوازدهم در SHU (واحد نگهداری ویژه) اینجا بخشی از زندان است که معمولاً کسانی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه فروشگاه زندان، نه تماس تلفنی، نه هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین زندانی‌ها در نظر می‌گیرد. من فقط یک بازداشتیِ پرونده استرداد هستم. تا وقتی جرمم ثابت نشده، طبق قانون بی‌گناهم. یک کشور خارجی خواهان استرداد من است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟ ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۰:۳۸ حتی یک مدرک هم ارائه نشده. نه هیچ جزئیاتی. نه حتی اسم یک قربانی. هیچ سند و مدرکی وجود ندارد. من فقط به خاطر یک نامه، و تصمیم یک دادستان کلِ فاسد، در زندانم. نامه‌ای که از طرف یک کشور خارجی آمده. یک نامه، بدون حتی یک مدرک… و نتیجه‌اش زندان، آن هم در «سرزمین آزادی». ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۲۲:۵۳ قدرت را با میزان رنجی که می‌توانی تحمل کنی نمی‌سنجند. قدرت واقعی این است که رنج نتواند تو را به آدم دیگری تبدیل کند. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۰۱:۱۹ اینکه به خاطر درخواست یک کشور خارجی، به‌عنوان یک زندانی سیاسی در زندان آمریکا باشم… قلبم را می‌شکند. فکر می‌کردم اینجا آمریکاست؛ جایی که هیچ‌کس را تنها نمی‌گذارند. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۴:۵۲ دیشب، وسط تاریکی مطلق، حوالی سه یا چهار صبح ــ ساعت ندارم ــ یکی از زندانی‌ها از پشت درِ فلزی سلولش داد زد: زندانی اول: کسی هست حرف بزنیم؟ … کسی هست حرف بزنیم؟ حدود سی ثانیه بعد، یکی جواب داد. زندانی دوم: آره. زندانی اول: داداش، واسه چی افتادی زندان؟ زندانی دوم: به تو چه، مردک مفلس؟ زندانی اول: گفتم می‌خوای حرف بزنیم. چرا نباید بپرسم… زندانی دوم: هر دومون زندانیم، خفه شو! زندانی اول: حروم‌زاده، می‌کشمت! حدود پانزده دقیقه فقط داد می‌زدند، فحش می‌دادند و همدیگر را به مرگ تهدید می‌کردند. بعد ناگهان از یکی از سلول‌های دیگر، صدایی درآمد که انگار متعلق به یک موجود شیطانی بود. غرشی عمیق و خشن، همراه با مشت‌هایی که با تمام قدرت به در سلول کوبیده می‌شد. تق… تق… تق… و جیغی که بیشتر شبیه خواننده‌های دث‌متال بود تا یک انسان. آن دو نفر یکی دو دقیقه دیگر هم دعوا کردند، بعد ساکت شدند. اما آن غرش و کوبیدن‌ها ساعت‌ها ادامه داشت. اول فکر کردم آن زندانی فقط می‌خواست دعوا را تمام کند. بعد فهمیدم احتمالاً سروصدای آن‌ها بیدارش کرده بود. تا طلوع آفتاب همان‌طور غرش می‌کرد و به در سلول می‌کوبید. خواب به چشمم نیامد. هوا هم آن‌قدر تاریک بود که نمی‌شد کتاب خواند. برای همین نشستم و آجرهای دیوار را شمردم. ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۶:۰۷ روز سیزدهم در SHU (واحد نگهداری ویژه) اینجا بخشی از زندان است که معمولاً کسانی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه فروشگاه زندان، نه تماس تلفنی، نه هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین مجرمان در نظر گرفته. من فقط یک بازداشتیِ پرونده استرداد هستم. هنوز هیچ جرمی علیه من ثابت نشده. یک کشور خارجی خواستار استرداد من است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟ ⸻ ۳۱ ژوئیه ۲۰۲۶ | ۱۶:۴۱ دولت حزب کارگر بریتانیا از سال ۲۰۲۲ به دنبال خاموش کردن صدای من بوده است. تمام بازداشت‌هایی که برایم رقم زده‌اند، چیزی جز یک تسویه‌حساب شخصی و سیاسی از طرف همان کسانی نیست که دارند سقوط بریتانیا را سرعت می‌بخشند. اگر این افراد در قدرت بمانند،
140
4
. همه‌شان یک چیز می‌گویند؛ اینکه ما قهرمانیم، مردم پشت ما هستند و دیگر هیچ‌کس در بریتانیا حرف دولتش را باور نمی‌کند. از من هم می‌پرسند چرا آمریکا دارد این‌طور با من رفتار می‌کند. کاش خودم هم جوابش را می‌دانستم. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۱۹:۴۶ ساعت‌ها منتظرم شاید بالاخره یکی کار درست را انجام بدهد. اما انگار قرار نیست این اتفاق بیفتد. ⸻ ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۲۰:۵۶ تمام روز را با هم در سلول قدم می‌زنیم؛ هی این طرف، هی آن طرف. سال‌ها بود صدایش را این‌قدر واضح نشنیده بودم. از همان روز اولی که آمدم اینجا، کنارم بوده. و پدرم مدام به من می‌گوید: «هیچ‌وقت تسلیم نشو.» ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۱۳:۲۷ زن‌های نازپرورده‌ای دیده‌ام که همه چیز برایشان آماده بوده، اما برای کوچک‌ترین مسئله‌ای غر می‌زدند. شریک‌های کاری‌ای هم داشته‌ام که میلیون‌ها دلار بهشان پول داده بودم، ولی آن‌ها هم سر هر چیز بی‌اهمیتی شکایت می‌کردند. اما وقتی پای سخت‌ترین و واقعی‌ترین اتفاق‌های زندگی‌ام وسط بوده، فقط تریستان کنارم بوده. و حتی یک بار هم غر نزده، شکایت نکرده یا ناله نکرده. حتی یک بار. ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۱۵:۰۹ روز دوازدهم در بخش SHU (واحد نگهداری ویژه). اینجا جایی است که برای تنبیه زندانی‌ها استفاده می‌شود؛ همان بخشی که قاتل‌هایی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه اجازه خرید از فروشگاه زندان را دارم، نه تماس تلفنی، نه حتی هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین مجرمان در نظر می‌گیرد. من فقط در انتظار رسیدگی به درخواست استردادم هستم و تا وقتی جرمم ثابت نشده، بی‌گناهم. یک کشور خارجی خواهان استرداد من است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟ ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۱۸:۳۸ تا این لحظه حتی یک مدرک هم ارائه نشده. نه جزئیاتی، نه اسم هیچ شاکی یا قربانی‌ای. هیچ سندی وجود ندارد. من فقط به خاطر یک نامه و تصمیم یک دادستان کل فاسد، آن هم از طرف یک کشور خارجی، در زندانم. فقط یک نامه، بدون هیچ مدرکی… و نتیجه‌اش زندان، آن هم در «سرزمین آزادی». ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۲۰:۵۳ قدرت فقط به این نیست که چقدر می‌توانی سختی را تحمل کنی. قدرت واقعی این است که رنج و سختی نتواند تو را به آدمی تبدیل کند که نمی‌خواهی باشی. ⸻ ۳۰ ژوئیه ۲۰۲۶ – ۲۳:۱۹ اینکه در یک زندان آمریکایی، به خاطر درخواست یک کشور خارجی، مثل یک زندانی سیاسی حبس شده‌ام، قلبم را می‌شکند. من همیشه فکر می‌کردم اینجا آمریکاست؛ جایی که هیچ‌کس را تنها نمی‌گذارند
152
5
نظر شخصی: می‌خوان تیت رو جوری بکشن که بگن خودکشی کرده هر روز دارن سختر می‌کنن وضعیت رو که از نظر روحی و روانی نابود بشه ولی تیت هرگز خودش رو نمیکشه و هر بار اینو میگه و قاطعیت داره اگه هم بمیره کار اوناست چون اون هرگز خودکشی نمیکنه.
291
6
They don’t really care about us.
They don’t really care about us.
1 107
7
روز یازدهم در SHU (واحد نگهداری ویژه / سلول انفرادی) اینجا جایی است که برای تنبیه کسانی استفاده می‌شود که هم‌بندی‌شان را کشته‌اند. نه امکان خرید از فروشگاه زندان (کمیسری) وجود دارد، نه تماس تلفنی، نه حتی اجازه هواخوری. این بدترین شرایطی است که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و روان‌پریش‌های خطرناک در نظر می‌گیرد. من یک متهمِ در انتظار استرداد هستم و تا زمانی که جرمم ثابت نشده، از نظر قانون بی‌گناهم. یک کشور خارجی مرا تحت تعقیب قرار داده است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا من اینجا هستم؟
1 126
8
تعداد مأمورهای زندان در این بند، نسبت به زمانی که برای اولین بار به بخش انفرادی منتقل شدم، به‌مراتب کمتر شده است. اینجا حالا به شکلی نگران‌کننده ساکت است. من هرگز خودکشی نخواهم کرد
1 041
9
سیستم از من متنفره، چون آدم‌هایی که قدرت دستشونه فقط ازش برای دروغ گفتن استفاده می‌کنن. صداقت و واقعی بودن یه تهدیده، چون نفوذی که من دارم از اینه که به میلیون‌ها مرد جوان در سراسر دنیا انگیزه می‌دم. اما قدرت اون‌ها از یه نشان و یه اسلحه میاد. برای همین از من متنفرن.» ⸻ «از ۱۰ روزی که بازداشت بودم، فقط ۳ بار اجازه هواخوری داشتم. ۷ روز کامل، شبانه‌روز توی سلولم حبس بودم. پس حقوق شهروندان آمریکایی کجاست؟
1 291
10
روز دهم در SHU (بخش نگهداری ویژه) اینجا محل نگهداری تنبیهی زندانیانی است که هم‌سلولی‌هایشان را به قتل رسانده‌اند. نه امکان خرید از فروشگاه زندان (کمیساری)، نه تماس تلفنی، نه حتی زمان هواخوری. این سخت‌ترین شرایطی است که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و روان‌پریش‌های خطرناک در نظر می‌گیرد. من یک بازداشتیِ در انتظار استرداد هستم و تا زمانی که جرمم ثابت نشده، از نظر قانون بی‌گناهم. یک کشور خارجی مرا تحت تعقیب قرار داده است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا من اینجا هست؟
391
11
) اینجا محل نگهداری تنبیهی زندانیانی است که هم‌سلولی‌هایشان را به قتل رسانده‌اند. نه امکان خرید از فروشگاه زندان (کمیساری)، نه تماس تلفنی، نه حتی زمان هواخوری. این سخت‌ترین شرایطی است که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و روان‌پریش‌های خطرناک در نظر می‌گیرد. من یک بازداشتیِ در انتظار استرداد هستم و تا زمانی که جرمم ثابت نشده، از نظر قانون بی‌گناهم. یک کشور خارجی مرا تحت تعقیب قرار داده است. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا من اینجا هستم؟
1
12
Tatespeech – ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۰۸ این حمله کاملاً سیاسی است. دارند مرا مجازات می‌کنند، چون به مردها قدرت دادم. چون به آن‌ها جرأت دادم که بگویند: «دیگر بس است.» ⸻ Tatespeech – ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۴۳ روز نهم در SHU (بخش ایزوله و تنبیهی زندان) اینجا جایی است که کسانی را نگه می‌دارند که هم‌سلولی‌شان را کشته‌اند. نه اجازه خرید از فروشگاه زندان را دارم، نه تماس تلفنی، نه حتی هواخوری. این سخت‌ترین شرایطی است که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین مجرمان در نظر می‌گیرد. من فقط به درخواست یک کشور خارجی برای استرداد بازداشت شده‌ام و تا زمانی که جرمم در دادگاه ثابت نشده، بی‌گناهم. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا اینجا هستم؟ ⸻ Tatespeech – ۲۷ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۵:۲۳ خطاب به همه کسانی که بیرون زندان با پلاکارد ایستاده‌اند: از این بالا نوشته‌های روی پلاکاردهای کوچک را به‌سختی می‌توانم بخوانم. اما تک‌تک پیام‌های حمایتتان را حس می‌کنم ممنونم.
1 255
13
⸻ Tatespeech، [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۱:۵۰] روز هشتم در SHU (واحد ویژه نگهداری) این بخش، محل نگهداری تنبیهی افرادی است که هم‌سلولی‌های خود را به قتل رسانده‌اند. نه امکان خرید از فروشگاه زندان (کمیسری)، نه تماس تلفنی، نه زمان هواخوری. بدترین شرایطی که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و افراد روان‌پریش فراهم می‌کند. من یک بازداشت‌شده برای استرداد هستم و تا زمانی که جرمم ثابت نشده، بی‌گناهم. یک کشور خارجی مرا تحت تعقیب قرار داده است. من شهروند آمریکا هستم. چرا من اینجا هستم؟ ⸻ Tatespeech، [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۳۷] من در واحد ویژه نگهداری (SHU) هستم. شیر آب سلولم خراب است. در SHU اجازه داشتن بطری آب را ندارم. هیچ آب تمیزی برای نوشیدن ندارم. تنها آبی که دارم از دوش حمام می‌آید؛ ولرم است و از شیری قهوه‌ای و کثیف خارج می‌شود. این آب باعث مشکلات مداوم معده برای من شده است. آبی که می‌نوشم تمیز نیست، در حالی که من یک آمریکایی هستم. تا زمانی که جرمم ثابت نشده، بی‌گناهم. اما مجبورم آب آلوده بنوشم. حقوق من کجاست؟ ⸻ Tatespeech، [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۲۷] هیچ تردیدی درباره بی‌گناهی من وجود ندارد؛ به‌ویژه در میان مردم بریتانیا که اعتماد خود را به نظام قضایی‌شان از دست داده‌اند و هزاران نامه برایم فرستاده‌اند. هیچ تردیدی نیست که بریتانیا از من متنفر است و این یک آزار و تعقیب سیاسی است؛ همان‌طور که خود نخست‌وزیر، کی‌یر استارمر، گفته است: «این موضوع شخصی است.» تنها پرسش‌هایی که باقی مانده‌اند این‌ها هستند: ۱. چرا یک شهروند آمریکایی، به درخواست یک دولت خارجی که با آمریکا خصومت دارد، در یک زندان فوق امنیتی آمریکا نگهداری می‌شود؟ ۲. بعد از پرونده‌های آسانژ و ترامپ، که هر دو به گفته او شرایط مشابهی را تجربه کردند، چرا اتهامات قدیمی جنبش #MeToo علیه افراد دارای نفوذ سیاسی تا این حد جدی گرفته می‌شود؟ به‌ویژه وقتی این اتهامات فقط در زمانی مطرح می‌شوند که از نظر سیاسی مناسب باشد. ۳. آیا دولت آمریکا به یک شهروند آمریکایی خیانت خواهد کرد؟ ⸻ Tatespeech، [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۱۵] freetopg@cobratate.com از طریق این آدرس برای من در زندان ایمیل بفرستید. ⸻ Tatespeech، [۲۶ ژوئیه ۲۰۲۶، ساعت ۲۱:۱۷] انگلستان یک پرونده مربوط به جنبش #MeToo را از ۲۰ سال پیش مطرح کرد و حالا من به‌عنوان یک زندانی سیاسی در یک زندان فوق امنیتی آمریکا گرفتار شده‌ام. مایه شرمساری است.
1 242
14
روز هفتم در SHU (بخش اسکان ویژه) اینجا بخشی تنبیهی برای کسانیه که هم‌سلولی‌شون رو به قتل رسوندن. نه امکان خرید از فروشگاه زندان رو داری، نه تماس تلفنی، نه حتی اجازه رفتن به حیاط. بدترین شرایطیه که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و افراد روانی خطرناک فراهم می‌کنه. من یک بازداشت‌شده برای استرداد هستم و تا وقتی جرمم ثابت نشده، بی‌گناهم. یک کشور خارجی من رو تحت تعقیب قرار داده. من شهروند آمریکا هستم. پس چرا من اینجام؟ ⸻ از این ۷ روزی که در بخش اسکان ویژه بودم، فقط دو بار اجازه داشتم از یک ساعت زمان ورزش روزانه‌ام استفاده کنم. در ۵ روز دیگه، ۲۴ ساعت کامل داخل سلولم موندم؛ کاملاً نادیده گرفته شدم و حتی یک نگهبان هم ندیدم. مگه این غیرقانونی نیست؟ مگه اون یک ساعت هواخوری طبق قانون حق من نیست؟ پس حقوق من کجاست؟ ⸻ در بخش اسکان ویژه، همسایه‌ی سلولم داره رنگ دیوار رو می‌کنه و می‌خوره. من هم زیر نور کم‌رنگ چراغ خیابونی که از لای پنجره به داخل سلولم می‌تابه، دارم کتاب «در جبههٔ غرب خبری نیست» رو می‌خونم. همین تضاد، ماهیت دوگانه‌ی انسانه.
1 203
15
اگه آدم‌های خوب، قوی‌ترین جنگجوهاشون رو تحویل شیطان بدن، دیگه کی قراره برای حق بجنگه؟ فرستادن جنگجوهای خودت به سمت مرگ حتمی، به خاطر چی؟ برای کی؟ خدا از خیانت خوشش نمیاد.
414
16
روز ششم توی SHU (بند انفرادی ویژه) اینجا جاییه که برای تنبیه آدمایی نگهشون می‌دارن که حتی هم‌سلولی‌شون رو کشتن. نه فروشگاه زندان در کاره، نه تماس تلفنی، نه هواخوری. بدترین شرایطیه که دولت آمریکا برای تروریست‌ها و خطرناک‌ترین مجرم‌ها در نظر می‌گیره. من فقط به خاطر درخواست استرداد یه کشور دیگه بازداشت شدم و تا وقتی دادگاه جرمم رو ثابت نکرده، از نظر قانون بی‌گناهم. اون کشوری که دنبالمه، یه کشور خارجیه. من شهروند آمریکام. پس چرا منو اینجا انداختن
413
17
سیستم از میلیون‌ها انسانِ بی‌گناه تشکیل شده که فقط «دارند کارشان را انجام می‌دهند»، اما در کنار هم نیرویی سرکوبگر و شرور را پدید می‌آورند. درست مثل گل‌های مینا؛ هر کدام به‌تنهایی لطیف و دوست‌داشتنی‌اند، اما وقتی کنار هم چیده شوند، تصویر چهرهٔ شیطان را می‌سازند.
514
18
قلب، پیوسته محتاج رهایی از سنگدلیِ ذهن است.
530
19
من در بخش SHU (واحد مسکن ویژه)، که بالاترین سطح امنیتی موجود است، نگهداری می‌شوم. نه امکان خرید از فروشگاه زندان (commissary) را دارم، نه اجازه ملاقات، و نه هیچ‌گونه ارتباطی با دنیای بیرون. همسایهٔ سلولم یک آدم‌خوار است که تمام طول شب فریاد می‌زند.
552
20
مبارزه کنید
690