fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

از خلاف‌آمدِ عادت

از خلاف‌آمدِ عادت

رفتن به کانال در Telegram

از خلاف‌آمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم ( حافظ، ۳۱۹) محمد غلامی _ کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی ارتباط: @Mohammadreza1381

نمایش بیشتر
733
مشترکین
-224 ساعت
+17 روز
+1030 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26
نوامبر '26
+4
در 0 کانال‌ها
اکتبر '26
+24
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '26
+22
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '26
+25
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+39
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+26
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+52
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+27
در 2 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+12
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+40
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+18
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+25
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+26
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+32
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+31
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+106
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+36
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+67
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+67
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+213
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+80
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
07 نوامبر+2
06 نوامبر0
05 نوامبر+1
04 نوامبر0
03 نوامبر0
02 نوامبر0
01 نوامبر+1
پست‌های کانال
کسی به خاک چنان بی‌دریغ دانه نریخت که ما به کویِ تو دُرهای دانه‌دانهٔ چشم... #کمال_خجندی

2
دل کیست که گویم از برای غم توست‌؟ یا آن که حریمِ تن، سرایِ غمِ توست لطفی است که می‌کند غمت با دل من ورنه دلِ تنگ من چه جای غم توست #ابوسعید_ابوالخیر
268
3
با خیالِ یار در یک پیرهن خوابیده‌ام «بر ندارد سر ز بالین»، هر که بیدارم کند! #صائب_تبریزی
250
4
تبسمی اگرم رو دهد ز عیش ندانی که گاهی آدمی از کثرت ملال بخندد #طالب_آملی
364
5
خوش آن زمان كه نكويان كنند غارت شهر مرا تو گيری و گويی كه اين اسير من است #شهیدی_قمی
408
6
کاروانی زده شد، کارِ گروهی سره شد... هر بار که تاریخ بیهقی می‌خوانم و به این شعر می‌رسم، به فکر فرو می‌روم؛ شعری است برای تمام قرون و همانطورکه استاد نوریان در جایی گفتند: «این [شعر] لُبّ مطلب تاریخ است؛ این شعر کل تاریخ بشریت را اصلاً خلاصه کرده که در طول تاریخ، کاروان انسان‌ها پیوسته غارت شده و یک عده‌ای به نوایی رسیده‌اند و بقیه هم بدبخت و بیچاره شده‌اند و از بین رفته‌اند و فقط کار گروهی سره شده. هنگامی که به حال و روز کشورم نگاه می‌کنم، باز با خود می‌گویم: کاروانی (کشوری) زده شد، کار گروهی (.....) سره شد. بار دیگر آن را با هم بخوانیم: کاروانی همی از ری به سوی دسکره¹ شد آب پیش آمد و مردم همه بر قنطره² شد گله دزدان از دور بدیدند چو آن هر یکی ز ایشان گفتی که یکی قسوره³ شد آنچه دزدان را رای آمد، بردند و شدند بُد کسی نیز که با دزد همی یکسره شد رهروی بود در آن راه، درم یافت بسی چون توانگر شد گویی سخنش نادره شد هر چه پرسیدند او را همه این بود جواب کاروانی زده شد کار گروهی سره شده کاروانی در راه سفر خود (از ری به دستکره) به دلیل بالا آمدن آب، مجبور شدند که بر بلندی و پل بایستند. گروهی از دزدان که این کاروان را دیدند، به سوی آنها حمله‌ور شدند. در این میان فرد دیگری از راه می‌رسد و از فرصت استفاده می‌کند و اموال آنان را غارت می‌کند. درست است که کاروانیان غارت شدند اما حملهٔ دزدان برای آن رهرو، آبادی و ثروتمندی به همراه آورد. نظیر این شعر در امثال و حکم علامه دهخدا چنین آمده است: تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام کاسه‌لیسان ۱. نام ناحیهٔ جغرافیایی میان حلوان و بغداد. ۲. پل، آنچه بر روی آب سازند برای عبور. ۳. شیر. منظور این است که دزدان جسارت حمله را پیدا کردند. #مثل #نکته
435
7
+1
تاریخ بیهقی.pdf
285
8
مداخل: تاریخ بیهقی و زندگی‌نامهٔ ابوالفضل بیهقی نویسنده: دکتر محمدجعفر یاحقی. #مقاله_بخوانیم #دانشنامه اول آبان‌ماه، بزرگداشت ابوالفضل بیهقی.
1
9
بوسه را در نامه می‌پیچد برای دیگران آن که می‌دارد دریغ از عاشقان پیغام را #صائب_تبریزی
318
10
بنده‌وار آمدم به زنهارت که ندارم سلاح پیکارت متفق می‌شوم که دل ندهم معتقد می‌شوم دگر بارت مشتری را بهای روی تو نیست من بدین مفلسی خریدارت غیرتم هست و اقتدارم نیست که بپوشم ز چشم اغیارت گرچه بی‌طاقتم چو مورِ ضعیف می‌کُشم نفْس و می‌کَشم بارت نه چنان در کمند پیچیدی که مُخَلَّص شود گرفتارت من هم اول که دیدمت گفتم حذر از چشم مست خون‌خوارت دیده شاید که بی تو برنَکُنَد تا نبیند فراق دیدارت تو ملولی و دوستان مشتاق تو گریزان و ما طلبکارت چشم #سعدی به خواب بیند خواب که ببستی به چشم سَحَّارت تو بدین هر دو چشمِ خواب‌آلود چه غم از چشم‌های بیدارت
331
11
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را؟ گاهی گذر کن سوی من، تا در گذر بینم تو را افتاده بر خاک دَرَت، خوش آن‌که آیی بر سرم تو زیر پا بینی و من بالای سر بینم تو را یک بار بینم روی تو، دل را چِسان تسکین دهم؟ تسکین نیابد جان من، صد بار اگر بینم تو را از دیدنت بی‌خود شدم، بنشین به بالینم دمی تا چشم خود بگشایم و بار دگر بینم تو را گفتی که: هر کس یک نظر بیند مرا جان می‌دهد من هم به‌جان در خدمتم، گر یک نظر بینم تو را صد بار آیم سوی تو، تا آشنا گردی به من هر بار از بار دگر، بیگانه‌تر بینم تو را تا کی هلالی را چنین زین ماه می‌داری جدا؟ یارب! که ای چرخ فلک، زیر و زبر بینم تو را #هلالی_جغتایی
297
12
آن را که غمی باشد و گفتن نتواند شب تا به سحر نالد و خُفتن نتواند از ما بشنو قصهٔ ما ورنه چه حاصل؟ پیغام که باد آرد و گفتن نتواند بی‌بوی وصالت نگشاید دل تنگم بی‌بادِ صبا غنچه شگفتن نتواند از اشک زدم آبْ همهٔ کوی تو تا باد خاشاک سر کوی تو رُفتن نتواند شوریده تواند که کند تَرکْ سرِ خویش ترکِ سرِ کویِ تو گرفتن نتواند اندر دل ما عکس رخ خوب تو پیداست زآیینه کسی چهره نهفتن نتواند #امیرخسرو_دهلوی
264
13
مدتی است که در کنار خواندنِ مقاله‌های علمی_پژوهشی، به سراغِ دانشنامهٔ زبان و ادب فارسی، به کوشش و همت استاد اسماعیل سعادت رفته و هر از گاهی مدخلی از آن مطالعه می‌کنم. تصمیم گرفتم برخی از این مدخل‌ها را در اینجا بارگزاری کنم. خواندن این مداخل علاوه‌بر این که ما را با انبوهی از اطلاعات دسته‌بندی شده و منسجم آشنا می‌کند، نقش مهمی بر نحوهٔ نگارش، ویرایش (ویراستاری) و از آن مهم‌تر موجزنویسی ما دارد.
299
14
مدخل: ادب. نویسنده: دکتر جلال خالقی مطلق. #مقاله_بخوانیم #دانشنامه
335
15
ز انگشتم شمیم غنچهٔ فرودس می‌آید نمی‌دانم سحر بند از گریبان که وا کردم!
366
16
آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب کشتهٔ غمزهٔ خود را به نماز آمده‌ای! #حافظ
484
17
شرح این سال‌های سرد و سیاه خامه در خون من بزن بنویس با سر کلک خود به دیده‌ٔ من شرح ویرانی وطن بنویس از زمین اشک و خون همی‌جوشد آتش از آسمان همی‌ریزد بر سر خلقِ بی‌پناه، بلا از زمین و زمان همی‌ریزد دامنِ مادرِ وطن گلگون گشت از خونِ پاک فرزندان مادران گل ز خونِ دل ریزند دسته‌دسته به خاکِ فرزندان هر کجا بنگری ز تیغ ستم کوه و صحرا و دشت در خونست جای آب آگنیده از خوناب جای ترخون پر از تبرخونست مادران موکنان و مویه‌کنان پدران رودرود می‌گویند ندبه جای سرود می‌خوانند نوحه جای درود می‌گویند کینه‌ها ماند، سینه‌ها افروخت خانه‌ها ریخت، سوخت خرمن‌ها پیرهن‌ها قبا شد از حسرت شد پر از خونِ دیده دامن‌ها ای دریغا که از یکی ضحّاک صد فریدون تباه می‌گردد از یکی ابرپارهٔ خونبار روی گردون سیاه می‌گردد دین‌به‌دنیافروش‌تر ز تو کیست ای گریبان به نام دین زده چاک خاک خاور ز توست پرفتنه پاک باد از تو دامن این خاک #مظاهر_مصفا ۱۸-۱۹: به یاد تمامی جاوید‌نامان کشورم‌ که از جان‌شان، این عزیزِ بی‌بازگشت، گذشتند.
448
18
با اشک الفتی که بود دیدۀ مرا طفلِ یتیم را نبود با گریستن... #صائب‌
382
19
هر کجا گوشیست والا عاشق آواز تست هفدهم مهرماه، سالروز درگذشت یگانهٔ بی‌بدیل حضرت استاد محمدرضا شجریان.
479
20
هفدهم مهرماه، سالروز درگذشت یگانهٔ بی‌بدیل حضرت استاد محمدرضا شجریان.
1