151
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
151
و بالِشَش پر شده بود از گودال هایی پر از مروارید هایی ک هرشب توسط چشمانش شکار میشد
و در همان گودال ها زیر فرسخ ها خاک کاشته میشد
ریشه میزد
و جوانه میداد
و جالب اینجاست ک او هرشب برای ابیاری ب انها تقلا میکرد
151
اون که بهش نزدیک میشی
باید خیلی ارزشش رو داشته باشه
چون آدما هر چی به یکی نزدیک میشن
از بقیه دورتر میشن
ممکنه بخاطر اون یه نفر
خیلی موقعیت ها رو از دست بدن
