fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

هَلالوش

هَلالوش

رفتن به کانال در Telegram

هَلالوش به معنیِ آشفته و آشوب.

نمایش بیشتر
664
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
این چند روزه نمیدونم چرا خیلی به اسم عمو رسول بر خوردم:) هرکجا رفتیم صحبت از رسول ترک بود بیشتر ازعاقلان دیوانه میماند به جا.
این چند روزه نمیدونم چرا خیلی به اسم عمو رسول بر خوردم:) هرکجا رفتیم صحبت از رسول ترک بود بیشتر ازعاقلان دیوانه میماند به جا... ما گاهی وقتی اسم امام حسین علیه السلام میاد.. وسط روضه یادت میکنیم..عموجان شماهم پیش ارباب یاد ما کن...

از همین حالا فیلمبردارش و نامزد کسب جایزه بهترین تصویربرداری سال بدونید:) مردی که عمرش همه در صبر و تحمل طی شد در روضه‌ی تو اشکِ دلش جاری شد.......

چه جوری میخوای سائل و درمانده باب الحوائج بشی؟ چه جوری میخوای به امام موسی الکاظم علیه السلام متوسل شی؟ روضه ی زندان بخونی؟  از سیاهچاله بخونی؟ از جسربغداد بخونی؟ روضه نرم شدن استخوان بخونی؟ از جسارت ها بخونی؟ همه اینا حقیقته...روضه ش و خوندن خوبه ولی  راه بهتری هم هست...راه سریع تری هم هست...  همه ما تو گریه و روضه به ایشون اقتدا میکنیم.. پسرشون امام رضا علیه السلام فرمودند پدرم وقتی هلال ماه محرم و میدیدن خنده از صورتشون میرفت و اندوه جای اون و میگرفت... کارشون گریه میشد... من نمیدونم شاید کنج زندان بود.. درکنار دعایی که برا شهادتشون میکردن،درکنار دعا برای شیعیانشون همش دعا میکردن که کاش یه بار دیگه پسرم رضا رو ببینم... کاش یه بار دیگه دخترم فاطمه ی معصومه رو ببینم.. ولی هممون یه آقایی و میشناسیم که وقتی سرش به نی بود... وقتی سر و توی تشت طلا گذاشتن.. شاید هی دعا میکرد کاش دخترم و نبینم... آقامون امام کاظم تازیانه خورد... دستش بسته بود... ولی بسته شدن دست دختر و خواهرش و ندید.. تازیانه خوردنشون و ندید...   آقا که به شهادت رسید امام رضا خبر شهادت و به خانم حضرت معصومه دادن.. فرمودن خواهر لباس مشکی تن کنید... برا پدر عزاداری کنین... مجلس گرفتن... آقارو تشییع کردن...برا آقا کفن اوردن... ولی همه بمیریم برا اون دختری که فرصت عزاداری نداشت... برا اون دختری که وقتی بهانه ی پدر گرفت سر بریده پدر و.... صلی الله علیک یا مظلوم، یااباعبدالله..

روز هفتم نیت باب الحوائج میکنیم سائل درمانده موسی ابن جعفر میشویم
روز  هفتم نیت باب الحوائج میکنیم سائل درمانده موسی ابن جعفر میشویم

یا رازق الطفل الصغیر و یا راحم الشیخ الکبیر... از حاج رسول ترک نقل میکنن که تو روضه ی حضرت علی اصغر علیه السلام این دستاش و مثه گهواره میگرفت و تکون میداد... شروع میکرد لالایی خوندن... نمیدونم... شاید میخواست یه دلخوشی برا دل حضرت رباب سلام الله علیها بسازه... بگه خانم جان گهواره رو که ندادن بهتون..ولی این دستای رسول گهواره.. گفتم حسین صفحه‌ی دل پرستاره شد راهِ نجات، دامنِ یک شیرخواره شد گفتم که کیست، اکبرِ آیاتِ کردگار؟ فوراً به گاهواره‌ی اصغر، اشاره شد...

ششمين سحر هم آمد، به خداوند قسم ياد شش گوشه وشش ماهه ی تو پيرم كرد
ششمين سحر هم آمد، به خداوند قسم ياد شش گوشه وشش ماهه ی تو پيرم كرد

دم امیرحسین انصاری گرم که بی تفاوت نبود... از خیلیا حتی بچه هیئت هایی بابت این لعنی که کرد حرف شنید... توهین های مخالفان که بماند...

چندسال پیش بود که یه تیمی که به صورت هدفمند به ائمه و قرآن توهین میکردن و دستگیر کردن.. دونفر اصلی پشت این تیم بودن که هرکدوم ۲٠ کانال و گروه بزرگ داشتن که توش مطالب توهین آمیز پخش میکردن.. منِ مثلا شیعه یِ مسلمان بعد اون داستان چکار کردم؟  تازه این اتفاقات که جدید نبوده   احمدبن علی نجاشی معروف به نجاشی میگه من از سیدمرتضی (برادر سیدرضی) شنیدم که میگه مخالفان ما ادعا کردن که شما شیعیان آدم وعالم به دردبخور ندارید... سلف ندارید.. کتاب به دردبخور ندارید... من خواستم جواب این حرف و بدم براهمین رفنم کتاب رجال و نوشتم.. حالا نمیخواد من کتاب بنویسم ولی حداقل اول سعی کنم خودم با قرآن مأنوس بشم و دوم اگر تونستم بقیه رو مأنوس با قرآن کنم... اگر تونستم شبهه ای و برطرف کنم..

خدا لعنت کنه اهانت کنندگان به دین و قرآن رو! حکم شرعی با مانیست ولی به طور کلی میگن اینجور افراد اگر در شرایط عادی باشن (مست
خدا لعنت کنه اهانت کنندگان به دین و قرآن رو! حکم شرعی با مانیست ولی به طور کلی میگن اینجور افراد اگر در شرایط عادی باشن (مست نباشن یا درلحظه عصبانی نشده باشن) ریختن خون نجسشون حلاله انشاالله این افراد اگر شامل اون حکم میشن سرنوشت حرومزادگانی مثل رشدی و مومیکا در انتظارشون باشه امثال کریمی یا باید توبه کنن یا مثل یه حیوون و مخفیانه زندگی کنن و هر لحظه منتظر مرگ باشن این یه بُعد ماجراست یه بُعد ولی کم کاری ماهاست

پناه حرم... لطمه... به یاد شهید مجید قربانخانی..

وداع حضرت قاسم خیلی خاصه...  اصلا همهذقسمت های نقل شده از حضرت قاسم روضه هست...دردناکه.. کجاها؟ همه جا.. نقل برخی مقاتل هست وقتی نزد مادرشون اومد تا اون دست نوشته امام حسن علیه السلام و بگیره مادر براش سنگین بود... این دست نوشته رو بالا گرفته بود... نقل مقاتله.. قاسم علیه السلام دو تا دستش و بلند کرد تا این کاغذ و بگیره.. احساس میکنم خوب نگرفتی چی گفتم.. بزار با یه بیت شعر برات جا بندازم.. ایستادم به روی پنجه ی پا اما حیف دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد.. یا امام حسن... نقل شده فَلَمّا نَظَرَ إلَيهِ الحُسَينُ عليه السلام اعتَنَقَهُ، وجَعَلا يَبكِيانِ حَتّى غُشِيَ عَلَيهِما.. میدان که میخواست بره تا اومد برای وداع و امام ایشونو دید،  اورو در آغوش کشید.. دونفری اینقدر گریه کردن که از حال رفتن... بیهوش شدن.. نمیدونم چه جور این دونفر و به هوش اوردن.. ولی ظاهرا فاصله به هوش آمدن و میدان رفتن زیاد نبوده... نقل شده فخرج و دُموعُه علی خدَّیه.. وقتی قاسم به میدان اومد هنوز اشک چشمانش جاری بود..... نیزه پس از نیزه میان پیکرش بود خنجر پس از خنجر میان حنجرش بود این سو حسین ابن علی خون گریه می کرد آن سو عزادار عزایش مادرش بود آن گاه که بر پهلویش می خورد نیزه تصویر زهرا پیش چشمان ترش بود بی شک میان جسم او راهی نمی یافت شمشیر اگر از معرفت چیزی سرش بود قاسم به زیر دست و پای یک سپاه و شمر لعین مشغول مدح لشکرش بود با این همه سختی ، خدا را شکر در دشت تنها نبود و شاه بالای سرش بود

امام حسین علیه السلام دو یادگار برادرشون و خیلی دوست داشتن... ولی گاهی تعاببر خیلی عجیبه.. چیزی فراتر از یه رابطه خونی هست... قبلا دو، سه تا نمونه ش و گفتیم... گفتیم رسول خدا حضرت محمدمصطفی صلی الله علیه و آله وسلم و امام کاظم علیه السلام خطاب به دخترانشون یعنی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و خانم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها از لفظ فداها ابوها استفاده کردن.. یعنی بابات فدات بشه.. آقا امام حسین علیه السلام خطاب به برادرشون عباس بن علی علیه السلام فرمودن بنفسی انت.. جونِ من فدات.. یکیش و هم امشب بگیم.. بعد اینکه به عمو عرض کرد شهادت برا من از عسل شیرین تره، امام فرمودن فداک عمک:) عموت فدات بشه....

السَّلَامُ عَلَى الْقَاسِمِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْمَضْرُوبِ‏ عَلَى‏ هَامَتِهِ‏ الْمَسْلُوبِ لَامَتُهُ حِينَ نَادَى الْحُسَيْنَ عَمَّهُ فَجَلَا عَلَيْهِ عَمُّهُ كَالصَّقْرِ وَ هُوَ يَفْحَصُ‏ بِرِجْلَيْهِ التُّرَابَ وَ الْحُسَيْنُ يَقُولُ بُعْداً لِقَوْمٍ قَتَلُوكَ وَ مَنْ خَصْمُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ جَدُّكَ وَ أَبُوكَ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ اللَّهِ عَلَى عَمِّكَ أَنْ تَدْعُوَهُ فَلَا يُجِيبَكَ أَوْ أَنْ يُجِيبَكَ وَ أَنْتَ قَتِيلٌ جَدِيلٌ فَلَا يَنْفَعَكَ هَذَا وَ اللَّهِ يَوْمٌ كَثُرَ وَاتِرُهُ وَ قَلَّ نَاصِرُهُ جَعَلَنِيَ اللَّهُ مَعَكُمَا يَوْمَ جَمَعَكُمَا وَ بَوَّأَنِي مُبَوَّأَكُمَا وَ لَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَكَ عُمَرَ بْنَ سَعْدِ بْنِ عُرْوَةَ بْنِ نُفَيْلٍ الْأَزْدِيَّ وَ أَصْلَاهُ جَحِيماً وَ أَعَدَّ لَهُ عَذَاباً أَلِيماً. سلام بر قاسم، فرزند حسن بن علی هلیه السلام؛ ضربت خورده بر سرش؛ و زرهش کنده شده؛ هنگامی که عمویش حسین را صدا زد! پس عمویش خود را مانند بازی شکاری بر بالای سرش رساند و او پاهایش را به خاک می سایید؛ و حسین علیه السلام می فرمود: از رحمت خدا دور باشند قاتلان تو؛ کسانی که روز قیامت، دشمنشانِ جد تو و پدر تو هستند! سپس فرمود: به خدا سوگند بر عمویت گران است که او را بخوانی و پاسخت را ندهد یا پاسخت را بدهد ولی تو کشته شده بر خاک افتاده باشی و سودی برایت نداشته باشد. به خدا سوگند امروز روزی است که کشندگان او (عمویت) فراوان و یاورانش اندک اند! خداوند مرا در روز قیامت با شما دو نفر (قاسم و امام حسین علیه السلام) قرار دهد و در جایگاه شما جای دهد. خداوند قاتلت عمر بن سعد بن عروة بن نفیل ازدی را لعنت کند و او را به دوزخ برساند و عذابی دردناک برایش آماده سازد..