راهیرا؛ سازمان معناگرا (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
رفتن به کانال در Telegram
2 086
مشترکین
+524 ساعت
+37 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
درود و احترام. در یک شرکت بازرگانی (واردات و صادرات) نیاز به یک نفر حسابدار با تجربه 3 سال، یک نفر کارشناس فروش مسلط بر فروش تلفنی محصولات وارداتی و یک نفر کارشناس صادرات با حداقل سه سال سابقه کار مفید هست. دوستانی که تمایل دارند یا افرادی را برای این سه پست شغلی میشناسند لطفا در بخش خصوصی برای بنده پیام و رزومه ارسال نمایند.
📌📌قسمت سوم انتقال تجربه و صحبتهای جناب دکتر کاکوند با تیم راهیرا
درباره فضای ابهام موجود در کسب و کارها برای جوانان
📌📌قسمت سوم انتقال تجربه و صحبتهای جناب دکتر کاکوند با تیم راهیرا
درباره فضای ابهام موجود در کسب و کارها برای جوانان
Repost from (Competent Managers) مدیران شایسته
🔴 «تحقیر نخبگان اداری؛
🔺گونهشناسی رفتاری مدیران ناکارآمد در مواجهه با کارکنان شایسته»🔺
🔷مقدمه:
🔸در شرایطی که سازمانهای دولتی امروزه در عصر داناییمحور بیش از پیش نیازمند استفاده بهینه از ظرفیت نخبگان انسانی و سرمایههای دانشی خود هستند، متأسفانه در برخی از نهادهای اداری کشور، شاهد شکلگیری و نهادینه شدن الگویی معیوب از مدیریت هستیم که مبتنی بر باندبازی، پارتبازی، حذف شایستهسالاری و فقدان شفافیت در انتصابات و ارتقاهای سازمانی است. این وضعیت، زمینه را برای صعود مدیران کمتجربه، ناکارآمد و فاقد شایستگیهای مدیریتی حرفهای فراهم کرده است. در چنین فضایی، مدیران نالایق، برای حفظ سمت و جایگاه اداری خود، به جای ارتقای عملکرد سازمان، دست به تحقیر، تضعیف، و تحمیق کارکنان توانمند و شایسته میزنند. این کارکنان که اغلب از نخبگان، متخصصان پیشکسوت، واغلب دارای مدارک عالی دانشگاهی هستند، بهجای آنکه به عنوان منابع استراتژیک مورد توجه قرار بگیرند، تهدیدی برای بقای مدیران ضعیف تلقی شده و تحت انواع فشارهای سازمانی، روانی، و حرفهای قرار میگیرند.
🔸این رویکرد تحقیرآمیز و سلطه جویانه نه تنها موجب سوء استفاده از قدرت سازمانی و آسیب به سرمایههای انسانی میشود، بلکه به مرور زمان منجر به فرسایش روانی نخبگان، ترک خدمت متخصصان، سقوط انگیزش شغلی، رکود نوآوری، گسترش فرهنگ سکوت سازمانی، و سرانجام افت کیفی عملکرد سازمان خواهد شد. افزون بر آن، این وضعیت باعث شکلگیری "بحران مشروعیت مدیریتی" در ذهن کارکنان شده و موجی از بیاعتمادی نسبت به ساختارهای اداری در سازمان ایجاد میکند.
📕در ادامه، بیش از ۴۰ مصداق عینی از تحقیر و آزار سازمانیافته کارکنان شایسته که توسط مدیران ناکارآمد استفاده میشود، ارائه میگردد:
1. تحقیر و نادیده گرفتن نظرات، تحلیلهای علمی فرد شایسته در جلسات رسمی.
2. حذف فرد از پروژههای کلیدی با وجود تخصص بالای او.
3. تخصیص وظایف سطح پایین و بیربط به تجربه و تخصص فرد دارای مدرک عالی دانشگاهی
4. تحقیر ضمنی در قالب طعنههای مکرر درباره «غیرعملی بودن تئوریها».
5. بیتوجهی به پیشنهادات نوآورانه یا ایدههای تحولگرایانه فرد نخبه.
6. جلوگیری از حضور در کارگروهها، شوراها، یا کمیتههای تصمیمساز.
7. دادن مأموریتهای بیربط و زجرآور در زمانهای غیرعادی.
8. تعلل و تاخیر عمدی در پاسخگویی به مکاتبات و درخواستهای رسمی فرد.
9. حذف از لیستهای ارتقا و ارزشیابی سالانه علیرغم شایستگی.
10. تبلیغات منفی غیرمستقیم برای تخریب وجهه حرفهای او نزد همکاران.
11. جلوگیری از انتشار مقاله یا پروژههای پژوهشی در رسانههای سازمانی.
12. ارجاع کارهای طاقتفرسا یا فوری در پایان وقت اداری.
13. حذف نام فرد از برنامههای تشویقی، قدردانی، یا پاداشها.
14. فشار روانی از طریق تغییر محل کار یا میز بدون اطلاع.
15. ایجاد شایعات مخرب در مورد زندگی شخصی یا شغلی فرد نخبه.
16. نسبت دادن اشتباهات دیگران به کارمند شایسته.
17. تخریب روابط او با همکاران از طریق ایجاد سوءظن و رقابت مصنوعی.
18. اعمال کنترلهای بیش از حد بر زمان ورود و خروج وی.
19. عدم موافقت با مرخصیهای قانونی یا استعلاجی با دلایل واهی.
20. بازخواست مکرر بابت جزئیترین مسائل روزمره کاری.
21. جاسوسگماری سازمانی برای رصد گفتار و رفتار کارمند نخبه.
22. گزارشسازی ساختگی به حراست یا تخلفات اداری برای تخریب وجهه.
23. کشدادن فرایند درخواست کالا یا درخواست تعمیرات تجهیزات مورد نیاز وی.
24. تحمیل رفتارهای بروکراتیک در انجام کوچکترین امور اداری او.
25. کاهش اضافهکاری، پاداش، یا مزایای مالی فرد به نازلترین سطح ممکن.
26. امتیازدهی ناعادلانه به کارکنان کمسواد یا تازهکار برای تضعیف فرد نخبه.
27. القای بیاعتمادی به دیگر همکاران برای قطع ارتباط حرفهای با او.
28. ترویج ضمنی درگیریهای ساختگی میان کارکنان با هدف انزوای او.
29. تهدید به تغییر و تمزل سمت، محل خدمت یا بازنشستگی زودهنگام.
30. ترساندن مکرر بابت اظهارنظرهای علمی یا تحلیلهای نقادانه.
31. تحمیل مشارکت در برنامههای بیهدف یا ضدتخصصی.
32. بستن راه ارتباط مستقیم او با مدیران ردهبالا یا ذینفوذ.
33. بایکوت اجتماعی و حرفهای در سازمان.
34. تخریب سیستماتیک عزت نفس حرفهای فرد از طریق بازخوردهای تحقیرآمیز.
35. منع از تدریس یا مشارکت در دورههای آموزشی داخلی یا بینسازمانی.
36. تحریک کارکنان برای مخالفتهای صوری با نظرات تخصصی وی.
37. استفاده از جلسات عمومی برای توهین یا بیاحترامی علنی.
38. تعیین برنامههای کاری غیر واقع بینانه برای شکست اجباری فرد.
39. انجام بررسیهای غیرضروری و کنترلهای مکرر برای ایجاد جو بیاعتمادی.
40. تهدید به پروندهسازی یا پیگیری حقوقی در صورت اظهار نارضایتی.
🆔@Competentmanagers
با درود.
📌📌 آندسته از اعضای محترم کانال که درباره آموزش مهارتهای اجرایی مدیریت منابع انسانی و HR GENERALIST سوال و درخواست داشتند،
لطفا در بخش پیامهای خصوصی به بنده پیام بدهند.
در دوره های مدیریت و ارزیابی عملکرد از بنده در مورد چگونگی ارزیابی عملکرد کارکنان بخش ستادی و پشتیبان تولید زیاد سوال می شود. این تصویر به خوبی سرفصلهای اصلی هدفگذاری و ارزیابی عملکرد این کارکنان را برای شما مشخص می نماید.
در دوره های مدیریت و ارزیابی عملکرد بر لزوم هدفگذاری عملکرد واحدهای سازمان و شرکت برای اتصال عملکرد فرد و سازمان تاکید فراوان داریم.
فایل پیوست نمونه ای واقعی از هدفگذاری عملکرد در مورد شاخصهای فرایندی واحدهای مختلف یک شرکت تولیدی بخش خصوصی است که دقیقا نشان می دهد هر یک از واحدها باید چه شاخصهایی را با چه مقدار هدفی به صورت سیستمی دنبال کنند که مطابق با همان بتوانند عملکرد کارکنان و مدیران همان بخش را هدفگذاری و مدیریت و ارزیابی نمایند.
📌📌فول تکست کامل سیستمهای جامع مدیریت عملکرد در سازمان و شرکت،
سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه
https://t.me/Hrbasedorg
سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه
https://t.me/Hrbasedorg
سازمان انسان مدار (کانال شخصی دکتر فاطمه قیطرانی)
#انتقال_تجربه
https://t.me/Hrbasedorg
برای بسیاری از جوانان امروز، کار صرفاً ابزار پولدرآوردن نیست. آنها به دنبال شغلی هستند که با ارزشهای درونیشان همراستا باشد، اثربخش باشد، امکان یادگیری و رشد فردی فراهم کند، و البته، حسی از "معنا" در آنها ایجاد کند. اگرچه دغدغه معیشت همچنان پررنگ است، اما کافی نیست. نسل جدید با این پرسش کلیدی روبهرو است: «چرا باید کار کنم، و کار من چه تأثیری بر جهان دارد؟»
اینجاست که دولتها و نهادهای عمومی نقش مهمی پیدا میکنند. دیگر کافی نیست فقط فرصتهای شغلی ایجاد کنند یا مهارتآموزی را ترویج دهند؛ باید در سطحی عمیقتر به بازتعریف فرهنگ کار بپردازند. دولتها باید روایتهایی تازه از ارزش و معنا در کار بسازند.
حمایت از کارآفرینیهای اجتماعی، پررنگکردن نقش خدمات عمومی، توجه به عدالت شغلی، ترویج داستانهایی الهامبخش از تأثیرگذاری شغلی، و فراهمکردن بسترهایی برای مشارکت جوانان در تصمیمگیریهای اجتماعی، همه ابزارهایی هستند برای معنابخشی دوباره به مفهوم کار.
اگر معنا از کار حذف شود، نیروی جوانی کشورها نهتنها بیانگیزه میشود، بلکه ممکن است در دام بیاعتمادی و بیهدفی گرفتار شود.
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
