fa
Feedback
Les références

Les références

رفتن به کانال در Telegram
413
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+47 روز
+6030 روز
آرشیو پست ها
در جستجوی ارتباط. هر نوع ارتباط. اگر می‌خواهم درباره‌ی انسان‌ها بنویسم، چگونه خود را از مناظر طبیعی جدا کنم؟ و اگر آسمان یا نور مرا جلب می‌کند، آیا چشم‌ها و صداهای کسانی را که دوست می‌دارم از یاد خواهم بُرد؟ هر بار عناصری از دوستی یا پاره‌هایی از محبت و عاطفه به من داده می‌شود، و نه هرگز خود محبت یا عاطفه. یادداشت‌ها، آلبر کامو، ترجمه خشایار دیهیمی.

آیت‌الله خمینی در ۱۲ فروردین ۵۸، با صدور پیامی خطاب به "ملت ایران" تشکیلِ "جمهوری اسلامی ایران" را رسماً اعلام میکند. مطابق با محتوی این پیام در اسلام اختناق نیست و "در حکومت اسلامی مردم باید از خودشان بترسند و نه از حکومت. از خودشان بترسند مبادا خلاف بکنند". رهبری روز ۱۲ فروردین را روز "حکومت الله" میخواند؛ روز بزرگترین عیدِ مذهبی و ملی ایرانیان که بعد از ۲۵۰۰ سال حکومت خداوند که "همانا حکومت مستضعفین" است، به جایِ سلطه‌ی طاغوت و شیطان نشست. در این پیام پیوند وثیقی میان الوهیتِ حکومت با حکومتِ مستضعفین برقرار میشود. پیوندِ این دو ایماژ به یکدیگر احزاب و افرادی غیراسلامگرا را، خصوصاً آنهایی که دغدغه‌ی طبقه‌ی کارگر داشتند، به رهبری انقلاب، هر چند تا مدت معینی، نزدیک میکند یا دستکم موجب عدم شکل‌گیری مخالفتی آشکار میگردد. کسانی که در عینِ اعتراض به اطرافیان رهبری انقلاب و احزابی چون حزب جمهوری اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب در سودایِ آن هستند که رهبر را به خود نزدیک کنند تا بلکه بتوانند در نظام تعیین‌شده مشارکت سیاسی داشته باشند. سودایی که البته در ماه‌های بعد از رفراندوم مکرراً ناکام میگردد. همان.

عبدالکریم لاهیجی، سخنگوی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر، طی مصاحبه‌ای در ۸ فروردین، ضمن تأکید بر آنکه به هر حال شعارِ جمهوری اسلامی در تظاهرات و شعارهای مردم دیده میشده و به همین ترتیب او در رفراندومی که پرسش‌اش حول جمهوری اسلامی میگردد شرکت خواهد کرد، میگوید بهتر آن بود که دو گزینه‌ی جمهوری مطلق و جمهوری اسلامی جایگزینِ گزينه‌‌های سلطنت و جمهوری اسلامی میشد؛ زیرا به‌تبعِ انقلابی که صورت گرفته، کسی خواهان بازگشت سلطنت نیست و نیازی نیست تا جمهوری اسلامی را مقابل سلطنت نشاند. او همچنین آشکارشدنِ رأی توسط مراجع تقلید را صحیح نمیداند؛ چرا که رویِ رأی مردم اثر صددرصد خواهد گذاشت و وجه دموکراتیکِ همه‌پرسی را زیر سوال خواهد برد. همان.

گروه‌ها و احزابی چون سازمان پیکار، جمعیت زنان مبارز، سازمان دانشجویان پیشگام به همراهِ اتحادیه‌ی کمونیستهای ایران و سازمان سیاسی کردستان، که در محدوده‌های مرزیشان مشغول نبردند، اعلام میکنند که به علتِ ماهیتِ غیردموکراتیک رفراندوم و نامعلوم‌بودنِ چیستیِ جمهوری اسلامی و عدم رعایت حق خلقها در انتخابات شرکت نخواهند کرد. با اینحال انشقاق زیادی در شرکت یا عدم شرکت دیده میشود. به‌طور مثال سازمان فرهنگیان جبهه ملی اعلام میدارد که در رفراندوم شرکت میکند، درحالیکه نام کمیته موقت ارتباط جبهه ملی در لیست تحریمی‌ها دیده میشود. همان.

به رغم همه‌ی مخالفت‌ها، احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر کشور، در ۶ فروردین چگونگی برگزاری رفراندوم را اعلام میکند. در این چگونگی همچنان تأکید بر پرسشِ آری یا نه است از این سوال که آیا جمهوری اسلامی را میخواهید؟ سیدجوادی بدونِ آنکه مشخص کند اگر کسانی به این سوال پاسخ نه بدهند، چه حقی خواهند داشت، میگوید: "پاسخ منفی به همه‌پرسی جمهوری اسلامی به مفهوم پاسخ مثبت به رژیم سلطنتی تلقی نمیشود و تنها بدان مفهوم خواهد بود که رای‌دهنده با جمهوری اسلامی موافق نیست." صدر جوادی اضافه میکند که ناظران بين‌المللي برای نظارت بر همه‌پرسی به ایران می‌آیند. وعده‌اي که چگونگی و انجامش روشن نیست. همان.

دربرابر مجاهدین، فداییان خلق با صدور بیانیه‌ای در همان زمان خواهان تشکیل مجلس موسسان پیش از رفراندوم میشوند. در بیانیه‌ی ایشان آمده‌است که نخست باید در مجلس موسسان انواع جمهوری‌ها مورد بررسی قرار گیرد و سپس مشخص شود که کدام جمهوری میتواند خواستِ خلقهای ستمدیده‌ی ایران را تأمین کند. در این حالت و پس از مشخص‌شدن قانون اساسیِ آن جمهوری میتوان مشخص کرد که مردم آن نظام را میخواهند یا نمیخواهند. در بیانیه آمده‌است که ماهیت جمهوری اسلامی به این شکل و جدای از مجلس موسسان معلوم نیست و به این ترتیب رأی به لفظ نمیتواند مطلوب باشد. شبیه این موضع را گروهی از افراد جبهه‌ی ملی با انتشار بیانیه‌ای در ۷ فروردین جدایِ از اعلام موضعِ رهبری حزب، کریم سنجابی، که در ۲۲ اسفند گفته‌است جبهه‌ی ملی در رفراندوم شرکت می‌کند، اتخاذ میکنند. در بیانیه‌ی ایشان آمده است که رهبری حزب بدنبال منافع خودش است، اما جبهه‌ی ملی همچنان پایبند به راه و روش مصدق است و از آنجایی که ماهیت نظام آینده باید در یک مجلس موسسان روشن شود و بعد به رأی عموم گذاشته شود، برگزاری چنین رفراندومی بدون آنکه ماهیت جمهوری اسلامی معلوم باشد، نامعتبر است. همان.

انجمن حقوقدانان دادگستری در ۲۵ اسفند با صدور تلگرامی به نخست‌وزیر خواهان این میشوند که به طرفداران تنوع در سوالات رفراندوم پاسخ مثبت داده شود و در این حالت یک "همه‌پرسی دموکراتیک" متحقق گردد. در این تلگرام ایشان نسبت به تصمیم‌گیری در اتاقهای بسته هشدار میدهند و خواهان آن هستند که مردم شرکت مستقیم در اداره‌ی جامعه داشته باشند. در عین حال در این تلگرام تأکید شده که قانون اساسی نیز میبایست تبلور خواستِ همه‌ی مردم باشد و تنوعِ فرهنگی و عقیدتی مردم ایران در آن نمود یافته باشد. مجاهدین خلق نیز با صدور بیانیه‌ای در ۲۸ اسفند بیان میکنند که خودشان به جمهوری اسلامی رأی مثبت خواهند داد مشروط بر آنکه بری از هر شائبه‌ی استبداد، استثمار و استعمار باشد و مردم باید در انتخاب شکل حکومت آزادانه عمل کنند و بتوانند نام هر حکومتی را که میخواهند در برگه‌های رأی بنویسند. در این بیانیه آمده‌است که وجدانهای آزاد و انقلابی هرگز سوءاستفاده‌های ارتجاعی از اسلام را تاب نخواهند آورد و در این مرحله‌ی حساس که بیش از همیشه به وحدت نیاز است، میبایست خواستِ همگان در نظر گرفته شود. همان‌.

با محمد مفتح، عضو شورای انقلاب، در ۲۱ اسفند، گفتگویی اختصاصی در آیندگان منتشر میشود که وی در آن گفتگو بیان میدارد که همه‌ی مردم میتوانند به هر نوع جمهوری‌ای که میخواهند رأی دهند. مفتح میگوید که انتخاب هر حکومتی آزاد است و مردم میتوانند آزادانه به حکومت مورد نظر خود رأی دهند و این منافی با سخن امام خمینی نیست که گفته‌است خود او به جمهوری اسلامی رأی میدهد نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر. مفتح به عنوان عضو شورای انقلاب میگوید که هیچ برگه‌ای مبنی بر رأی مخالف و موافق منتشر نشده و در همه‌پرسی هیچ محدودیتی وجود نخواهد داشت. در همان روز مهدی بازرگان دستور برگزاری همه‌پرسی مطابق با "فرمان امام" را به احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور ابلاغ میکند. بناست تا این رفراندوم روز ۱۰ فروردین برگزار شود. کاظم شریعتمداری نیز مجدداً طی صدور اطلاعیه‌ای تأکید میکند که بهتر است مردم خود بگویند چه حکومتی را میخواهند و این نظر اوست که هر شکلی از حکومت را مردم خود باید بتوانند آزادانه روی برگه‌های رأی بنویسند.صحبت‌های ضدونقیض بر سر چگونگی این برگزاری در جریان است. همان.

رهبر انقلاب در ۹ اسفند و در آستانه‌ی سفر به قم پیامی را خطاب به ملت منتشر میکند. در این پیام جدای از تأکید بر حفظ وحدت کلمه، از چگونگی برگزاری رفراندوم نیز سخن به میان آمده‌است: "آنچه ملت شریف ایران در سرتاسر کشور با فریاد از آن پشتیبانی نموده‌است همین جمهوری اسلامی بوده است نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم. من از ملت شریف انتظار دارم که به جمهوری اسلامی رأی دهند که تنها این مسیر انقلاب اسلامیست." به این ترتیب آیت‌الله هم با جمهوری دموکراتیک اسلامی مرزبندی میکند و هم با دیگر اشکال برگزاری همه‌پرسی. در این سفر، رهبری مشخص میکند که بنا بر آن نیست تا در سیستم حکومتی آینده همه‌ی امور زیر نظر نظارت دولت باشد. ضمن سخن گفتن از اینکه بناست وزارت امر به معروف و نهی از منکر تشکیل شود، مطرح میگردد که این وزارت بدونِ پیوستگی به دولت شکل خواهد گرفت و جدا از دولت عمل خواهد کرد. وظیفه‌ی این وزارتخانه اصلاح مطبوعات، رادیو تلویزیون، تبلیغات و دیگر امور فرهنگی خواهد بود بنابراین چنانکه روشن است مطابق با نظر رهبری قرار نیست امور فرهنگی و "تبلیغات اسلامی" زیر نظر دولت باشد و آن چیزی که بناست تا جمهوری اسلامی و نه "جمهوری دموکراتیک" و نه "جمهوری اسلامی دموکراتیک" گردد، نیاز به نهاد/نهادهایی دارد که روال امور را اسلامی کنند. همان.

در ۹ اسفند نیز، غلامحسین رضانژاد، وکیل دادگستری، بعد از شرح مفصلی درباره‌ی جایگاه شرع و ولایت در برپاییِ حکومت اسلامی و جایگاهِ مردم در یک نظام جمهوری، در مفهوم‌بودن ترکیب "جمهوری اسلامی" مناقشه میکند؛ چرا که براساس مبنایِ فقهی تنها میتوان دولت اسلامی داشت که جمهوریت نسبتی با آن ندارد: "در اسلام با قید است که حکومت به نص و تعیین الهی و رسول او و امام و باداشتن شرایط خاصه بوسیله‌ی نائب امام میباشد، لفظ جمهوری مفهومی ندارد و چنین حکومتی اسلامیست" و در یک دولت اسلامی مردم نیستند که میتوانند صالحیتِ ذاتیِ یک حاکم اسلامی را به او اعطا کنند. رضانژاد جمعبندی میکند که راه پیشِ رویِ انقلاب از این قرار است: "یا جمهوری بدونِ اسلامی، یا اسلامی بدون جمهوری."

در ۴ اسفند آیت‌الله شریعتمداری با شکلِ بسته‌ی برگزاری رفراندوم مخالفت میکند. او در مصاحبه‌ای میگوید که نیازی نیست پرسش از مردم به دو شکل محدود شود و باید اجازه داد تا مردم هر نوع حکومتی را که میخواهند روی برگه بنویسند. شریعتمداری اضافه میکند که کار مراجع نظارت است و نه شرکت مستقیم در دولت. مردم نباید از حکومت اسلامی وحشت داشته باشند و میبایست اجازه داد تا "سیستم حکومت براساس حکومت مردم بر مردم باشد یعنی مردم خود وکلای خود را آزادانه انتخاب کنند." همان.

چندی نمیگذرد که اولین مرزگذاری جدی با حضور نیروهای چپگرا در عرصه‌ی عمومی بعد از انقلاب اتفاق میافتد. در ۲اسفند از سوی دفتر تبلیغات آیت‌الله خمینی اعلام میشود که راهپیمایی ۵ اسفند که پیشتر اطلاعیه‌ی آن از سوی فداییان خلق منتشر شدهاست، از سویِ کمونیستهاست و "شرکت در آن از سوی مسلمانان جایز نیست" و "امام این گونه افراد را به حضور نخواهد پذیرفت". همان.

بحث از نوع حکومت بعد از پیروزی انقلاب، از مدتها پیش از پیروزی آغاز گشته‌بود. با این حال به‌صورت نیمه‌رسمی، در ۱۹بهمن، مهدی بازرگان، نخست‌وزیر معین‌شده توسط رهبر انقلاب،هنگامی که انقلاب هنوز پیروز نشده و او در حال انجام مذاکرات بر سر پذیرش دولت خود به عنوان دولتی مشروع است، در گفتگویی مطبوعاتی اعلام میکند که دولت او دنبالِ استقرار یک "جمهوری اسلامی دموکراتیک" است هرچند سخن بازرگان چندی بعد از پیروزی انقلاب با مخالفت صریح آیت‌اله خمینی مواجه میگردد، اما او با نظر رهبری انقلاب و شورای انقلاب درخصوص چگونگی برگزاری رفراندوم مخالفتی ندارد و پس از چندی در سخنانش جمهوری اسلامی جای ترکیب جمهوری اسلامی دموکراتیک مینشیند. بازرگان در ۲۹ بهمن در مصاحبه‌ای با نیویورک‌تایمز میگوید که در همه‌پرسی فقط یک سوال طرح میشود: به جای سلطنت جمهوری اسلامی میخواهید؟ و سپس ادامه میدهد که پس از تدوین قانون اساسی، همه‌ی احزاب منجمله احزاب چپگرا می‌توانند در انتخابات‌ها مشارکت کنند. از "انجام یک رفراندوم؛ باز یا بسته" نوشته‌ی مهسا اسدالله‌نژاد.

تاریخ به ما نشان داده که «نجات‌دهنده در آینه است»، منجی‌های دیگر هر زمان که صرف کند، گاهی با وام‌های کلان و گاهی با تفنگ‌هایشان می‌آیند و هر زمان هم که صرف نکند می‌روند و هیچکس هم نقش‌شان در قدرت‌گرفتن گروه‌های بنیادگرا را به رویشان نمی‌آورد، همین گروه‌هایی که هر وقت صرف نمی‌کند می‌گویند «فرهنگ عقب‌مانده خود این جهان‌سومی‌ها» است که گره خورده با «تروریسم» و به ما ربطی ندارد. در آخر می‌خواهم بگویم که ما در این منطقه که برپایه ویرانی‌هایش در جاهای دیگر آبادانی‌های بسیار شده، هم‌سرنوشتیم و دست‌هایمان با دست‌های هم بیگانه نیست و هیچکسی با به‌بندکشیدن دیگری، خود به رهایی نمی‌رسد. همان.

فکر می‌کنم وقت خوبی است که باورهای رایج در مورد مهاجران را به چالش بکشیم. همان‌طور که دهه‌ها پیش درست نبود بگوییم حالا وقت حرف‌زدن از مسائل زنان نیست، حالا هم درست نیست که رنج مهاجران را «اولویت» خود ندانیم. فکر می‌کنم که رسیدگی به رنج هیچ گروهی از انسان‌ها نسبت به گروه دیگر در اولویت نیست. همین حالا وقت حرف‌زدن درباره همه این‌هاست. همین حالا وقت حساس‌بودن به مواضع نژادپرستانه گروه‌ها و جریان‌هاست. فکر می‌کنم اینکه جریانی از همراهی با «زن زندگی آزادی» بگوید برای اینکه آن را بپذیریم کفایت نمی‌کند باید از شعار و کلی‌گویی فراتر رویم و بپرسیم و حساس باشیم که در بدیل پیشنهادی، زندگی و آزادی قرار است برای چه کسانی باشد؟ همه یا باز هم گروهی خاص براساس هویتی خاص؟ آیا در این بدیل باز هم قرار است مرزها انسان‌ها را به بند بکشند؟ همان.

می‌خواهم رو به فردا حرف بزنم. سوالم این است: آیا ما در آن فردایی که در تلاشیم بسازیم باز هم می‌خواهیم نوعی نظام امتیازوری را بازتولید کنیم و آن زندگی را که در «زن زندگی آزادی» از آن می‌گوییم باز هم منحصر به عده‌ای خاص کنیم؟ من فکر می‌کنم که وقتی می‌گوییم «این نباشد، آن باشد» دیگر نباید این در آن بازتولید شود و اگر این در آن به هر شکلی تداوم یابد ما فقط تغییری ظاهری کرده‌ایم! آیا ما وقتی از فردا حرف می‌زنیم باز هم اقتصاد سیاسی سرمایه‌داری را می‌خواهیم که از فرودست نگه‌داشتن مهاجران در سطح جهان سود می‌برد؟ آیا قرار است در فردا بگذاریم از «هویت ایرانی/آریایی» برای تحت سلطه گرفتن و تحقیر آن‌هایی استفاده شود که «غیرایرانی/آریایی» تعریف می‌شوند و باز گروهی امتیازاتی داشته باشند و گروهی دیگر نه؟ از "نوروز که از مرز می‌گذرد بیگانه می‌شود؟"، نامه‌ی سروناز احمدی از زندان اوین، پنجم فروردین۱۴۰۳.

در ترس‌آگاهی (Anxiety) ما "معلّق می‌مانیم" روشن‌تر بگوییم: ترس‌آگاهی ما را به حالت تعلیق درمی‌آورد، چراکه کلیت موجودات را از کفمان می‌رباید. در این امر این نیز مضمون است که ما خودمان این انسانِ موجود (هستنده)‌ را نیز در زمره‌ی دیگر موجودات از کف می‌دهیم. بنابراین، در اساس چنان است که گویی "بر من" یا "بر تو" نیست که حالِ خوف و غرابت می‌رود، بل بر کس است که چنین می‌رود. در آزمونِ لرزانِ این تعلیق که در گذرِ آن هیچ دستاویزی برای تمسک وجود ندارد، تنها دازاین محض است که هنوز آن‌جاست. ترس‌آگاهی کلام را در کام میخکوب می‌کند زیرا که موجودات از کف برون می‌سُرند و در کل فرو می‌روند، و هم از این رو، همانا عدم از هر سو هجوم می‌آورد و فراروی آن ادای لفظ "هست" از هر نوعی خاموش می‌گردد. از "متافیزیک چیست؟"، مارتین هایدگر، ترجمه‌ی سیاوش جمادی.

با پرچمِ عزا ماهی غریب می‌گذرد از فرازِ شب آخر چگونه جان متحمل شود یادِ پلشتِ فاجعه‌ی انهدام را هان بنگرید! این دائمی‌ست این رویتِ جنازه این رویت جنازه‌ی بی‌غسل و بی‌کفن بر صحنِ ماهتاب با پرچم عزا اسبی که شیهه می‌زند از خواب‌های من اسبی‌ست بی‌سوار اسبِ عزاست بر صحنِ خواب بر صحنِ ماهتاب میثاق داشتم با کهکشان روشن آینده بر پهنه‌ی مدائن خورشیدی هان بنگرید! شهری کهن شدم شهری که لاشه‌اش در هرم آفتاب کویری نشانده است پیرنگِ آرواره و دندان را آخر چگونه باز بسازد جهان مرا؟ این دائمی‌ست این رویتِ جنازه: شهرِ کهن بی‌غسل و بی‌کفن همان.

من آن جهنمم که شما رنج‌هایش را در خواب‌هایتان تکرار می‌کنید خورشید، هیمه‌ای است مدور که در من است یک سوزش مکرر پنهانی همواره با من است و چشم‌های من، خاکستری‌ست که از عمق‌های آن ققنو س‌های رنج جهان می‌زایند تنهایم از آن زمان که شیدایی خجسته‌ام از من ربوده شد اینک منم مردی که در صحاری عالم گم شد مردی که بر بنادر میثاق و آشتی بیگانه ماند مغروق آب‌های هزاران خلیج دور پیغمبری که خواب ندارد... رضا براهنی، از شعرِ "ماه".

از منظر مارکسی، مسئله‌ی اساسی درک این امر است که مقولات اقتصادی مانند تولید و توزیع صرفاً در سطح نمود به شکل مراحل مجزا و متمایزِ فرآیند اقتصادی به نظر می‌رسند، در حالی که در سطح روابط زیرساختی، اجزایی از یک کلِ رابطه‌ای‌اند و به شکل درونی با یکدیگر پیوند دارند. همین استدلال را می‌توان، ‌در سطحی دیگر، درباره‌ی تقسیم‌بندی زیست اجتماعی به ساحت‌های مجزا مانند اقتصاد و فرهنگ و سیاست نیز تکرار کرد: تنها در سطح نمود یا در چارچوب اندیشه‌ی بت‌واره است که این ساحت‌ها مجزا به نظر می‌رسند، در حالی که در سطح روابط زیرساختی، بخش‌های درهم‌تنیده‌ای از یک کل رابطه‌ای‌اند. مفهوم «شیوه‌ی تولید» دقیقاً به همین «کل» ارجاع می‌دهد، یعنی به «تمامیت اجتماعی» (و نه به اقتصاد به‌مثابه یک «جزء» از زندگی اجتماعی). این‌جا است که برتری نظری و ظرفیت انقلابیِ رویکرد دیالکتیکی در برابر روشِ اتمیستیک اقتصاد سیاسی کلاسیک عیان می‌شود. ظرفیت ویژه‌ی رویکرد دیالکتیکی دقیقاً این است که امکان نفوذ در ترکیب‌بندی‌های بیرونیِ مقولات و ردیابیِ پیوندهای درونیِ میان پدیده‌ها را فراهم می‌کند. به این ترتیب، مقولات اقتصادی استقلال و ثبات ظاهری خود را از دست می‌دهند و به‌مثابه آنچه هستند بروز می‌یابند: یعنی فرم‌های نمودی که در بستر روابط اجتماعی‌ـ‌تاریخیِ معینی ــ‌ یعنی در بستر شیوه‌ی تولید سرمایه‌داری ــ ممکن شده‌اند و عمل می‌کنند. در چارچوب نگرش دیالکتیکی، دیگر نمی‌توان به‌سادگی تولید و مثلاً توزیع را از یکدیگر جدا کرد و اولی را پدیده‌ای متعلق به طبیعت (یعنی غیر قابل‌تغییر) و دومی را فرآیندی اجتماعی (و در نتیجه اصلاح‌پذیر) تلقی کرد. تولید به‌مثابه تولید اجتماعی در یک جامعه‌ی معین، به همان اندازه‌ تاریخ‌مند است که توزیع در آن جامعه. همان.