201
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-147 روز
-7930 روز
آرشیو پست ها
201
Repost from D E S S I R E ᵛᵏ☕
فور کنید تایپ mbti تون رو قرار بدید
رد فلگ تایپتون رو بگم.
سه تا چیزی که برای xxxx رو اعصابه رو بگم.جوین نبودی فور نکن، چک میشه.
201
پاییز عشق ؛ 1997
گفت دو شب طول میکشه بعدش عادت میکنی فکنم منو با خودش اشتباه گرفته بود کاری ندارم دوسم داشت یا نداشت ولی لحظه ای که تظاهر به دوست داشتن میکرد دلم میگفت باید باور کنم تا اروم بشم بنظر من دلتنگی مزخرف ترین اتفاق دنیاس چرا؟!... چون دلتنگی به هیچ دردی نمیخوره وقتی نتونی بری بهش بگی؛ بگی که چه قدر دلت داره واسش پر میکشه باید برم از خودش بپرسم شاید خودش بدونه راه چارهام چیه وقتی این دلتنگی کوفتی یقه زندگیمو چسبیده هیجوره ولش نمیکنه چرا نمیفهمی من چیمیگم؟.... من میدونم چرا. چون تو دلت واسه من تنگ نمیشه نمیفهمی چون وقتی حالم بده به محض شنیدن اولین کلمه از دهنت همهچیز یادم میره میدونستی اما نمیفهمیدیش , فرق دونستن با فهمیدن زمین تا آسمونه اگه میفهمیدی من الان با این کاغذو قلم لعنتی دست به یقه نمیشدم که تاحالا اسم دلتنگی متفکر به گوشت خورده؟ نخورده. چون یه اسمیه که خودم براش گذاشتم اینطوریه که تو دیگه جونی واسه گریه کردن نداری جونی برای ناله کردنو به درودیوار کوبیدن خودت نداری مثل یه پرندهای که همه پراشو چیدنو مجبوره فقط بشینهاو زل بزنه به ادما تو بیجون ترین حالت ممکن ،دقیقا تو بیجون ترین حالت ممکنم دیگه جون ندارم ما زمینو زمان در بیوفتم یا اینکه داد بزنم بجاش نشستم گوشه تختم به کنج دیوار زل میزنم دست میندازم بالشتمو بجات بغل میکنم با خودم میگم چجوری میشه دلتنگ کسی شد که دلتنگی توی فرهنگ لغت مغزیش هیچ معنی نداره؟! ولی از دل مهربونت بعید بود این حجم از نیاز روحمو به بودنت ببینه ولی چشماشو ببندهاو بره هوم؟ بعید بود نامه اوژنی برای تو؛
201
دل نوشته اوژنی؛ برای تو
گفت دو شب طول میکشه بعدش عادت میکنی فکنم منو با خودش اشتباه گرفته بود کاری ندارم دوسم داشت یا نداشت ولی لحظه ای که تظاهر به دوست داشتن میکرد دلمو میگفت باید باور کنم تا اروم بشم بنظر من دلتنگی مزخرف ترین اتفاق دنیاس چرا؟!... چون دلتنگی به هیچ دردی نمیخوره وقتی نتونی بری بهش بگی؛ بگی که چه قدر دلت داره واسش پر میکشه باید برم از خودش بپرسم شاید خودش بدونه راه چارهام چیه وقتی این دلتنگی کوفتی یقه زندگیمو چسبیده هیجوره ولش نمیکنه چرا نمیفهمی من چیمیگم؟.... من میدونم چرا. چون تو دلت واسه من تنگ نمیشه نمیفهمی چون وقتی حالم بده به محض شنیدن اولین کلمه از دهنت همهچیز یادم میره میدونستی اما نمیفهمیدیش , فرق دونستن با فهمیدن زمین تا آسمونه اگه میفهمیدی من الان با این کاغذو قلم لعنتی دست به یقه نمیشدم که تاحالا اسم دلتنگی متفکر به گوشت خورده؟ نخورده. چون یه اسمیه که خودم براش گذاشتم اینطوریه که تو دیگه جونی واسه گریه کردن نداری جونی برای ناله کردنو به درودیوار کوبیدن خودت نداری مثل یه پرندهای که همه پراشو چیدنو مجبوره فقط بشینهاو زل بزنه به ادما تو بیجون ترین حالت ممکن ،دقیقا تو بیجون ترین حالت ممکنم دیگه جون ندارم ما زمینو زمان در بیوفتم یا اینکه داد بزنم بجاش نشستم گوشه تختم به کنج دیوار زل میزنم دست میندازم بالشتمو بجات بغل میکنم با خودم میگم چجوری میشه دلتنگ کسی شد که دلتنگی توی فرهنگ لغت مغزیش هیچ معنی نداره؟! ولی از دل مهربونت بعید بود این حجم از نیاز روحمو به بودنت ببینه ولی چشماشو ببندهاو بره هوم؟ بعید بود
201
من بخشی از جوانی ناپلئون بودم و هرگز کسی جوانی خود را فراموش نمیکند، حتی اگر به ندرت به آن بیاندیشد.
-دزیره
