4 847
مشترکین
-824 ساعت
-77 روز
-4630 روز
آرشیو پست ها
4 847
هیچ چیز همیشگی نیست که بخاطر قطع شدنش اینقدر دوران سختی رو بگذرونی..به هرحال آدم با هردوستی روزهای خوب هم داشته و اون روزها و خاطرههای خوبن که مهمن...وگرنه آدما همشون یطورایی میان و میرن
4 847
میدونی راستش آدم میتونه هزارتا تحلیل و برداشت از رفتار اون شخص داشته باشه و تهش به این نتیجه برسه که شاید صرفا اون شخص آدم دنیای تو نبوده
4 847
راجب یه چیز بگم ، چند ماه پیش حالم اصلاااا خوب نبود خب و اون زمان هم دوستم یه ده روزی تقریبا ازم فاصله گرفته بود(قبلش هم اینکارو بمدت یک هفته خیلی یهویی انجام داد اما بعدش من پیام دادم و دوباره برای دو روز مثل اول شد اما بازم ایگنور میکرد) و خب منم حالم بددد و نمیتونستم دراین شرایط بدم با کسی زیاد حرف بزنم و تظاهر به خوبی کنم اما انتظار داشتم که اون یه واکنشی بده ایندفعه چون همیشه من اینکارو میکردم و میفهمیدم حالش خوب نیست اما اون هیچوقت اینو نفهمید بعد از اینکه چندروز از این اتفاق و اینا گذشت دیدم این فاصله دارم بد میشه و اگه همینجوری بمونه بدتر میشه و تصمیم گرفتم دوباره خودم بهش پیام بدم و حالش و بپرسم و بگم که حالم خوب نبوده و اینا اما اون چیکار کرد؟ سین زد و جواب نداد :) با خودم گفتم اوکی مشکل داره یا حالش خوب نیست اما منم حالم خوب نیست ولی بازم اینکارو کردم دو روز منتظر موندم تا جواب بده ولی دیدم که پروفایل تلگرامش و اینا ندارن با خودم بازم گفتم شاید دوست داشته برداره ، بعد نصف شب تو اینستا رفتم همینجوری داخل اکانتم که چشم خورد به فالورام و دیدم انفالوم کرده که هیچ منو از فالور های خودش هم پاک کرده و فهمیدم درباره تلگرام هم از مخاطبینش حذفم کرده :) و حالم داغون شد یعنی اینجوری بود حالم که خنجر آخر رو به قلب و زخمم اون زد :) بعدش چندتا پیام طولانی دادم و به نوبته خودم ازش خداحافظی کردم و از زخمی که بهم زده گفتم با امید اینکه جواب نده مهم نیست ببینه کافیه اما دیگه سین نزد و منم مثل احمقا ساعت ها منتظر موندم که جواب بده و با خودم گفتم شاید حالش خوب نیست و حالشو بدتر کردم اما بعد دیدم پشت سرهم داره توی اکانتش تغییرات بوجود میاره که دیدم بله بنده تمام مدت احمق بودم. دلم میخواست واقعا دلیل اینکارشو بدونم چون وقتی هیچ کاری انجام ندادم چه دلیل منطقی میتونه برای این رفتارش داشته باشه؟ واقعا سوالع برام و هنوزم دارم خودمو با این اتفاق شکنجه میدم که چرا چرا چرا ، چرا باید باعث بشه وقتی دوباره به اعتماد به آدما رو ، اعتماد کردم اینکارو باهام بکنه که دیگه جرئت نکنم به هیچکس و هیچ حرف قشنگی اعتماد نکنم ، اون واقعا کسی بود که دلم میخواست همیشگی باشه اما کاری کرد که واقعا داره بهم دوران سختی میگذره و هنوزم نمیتونم بفهمم که علتش چیه و چجوری میتونه جوری رفتار بکنه که انگار نه انگار این آدم اونکارارو باهام کرده :))
ببخشید طولانی از دردام گفتم شرمنده
4 847
هیچی...کاری باید بکنم مگه؟ قطعا اینکه یکی سعی کنه به روز بهت نزدیک بشه درحالی که تو نمیخوای واسه کسی خوشایند نیست.
