6 947
مشترکین
-1724 ساعت
-1307 روز
-40730 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝖭𝖾𝗋á𝗂𝖽𝖺
ترس به تمامِ زندگیاش غلبه کرده بود. لابهلای کلماتش، در عمق وجودش. رگه های سرخِ چشمانش خبر از بیخوابی های طولانی مدت میداد و سکوتش پر از فریاد و پر از اشک بود. خار هایی از کف زمین رویید و پنجره پوشیده شد. دیگر حتی نور ماه هم تاثیری نداشت. اتاق از همیشه سردتر و تاریکتر شد. درد رویید و خون از سکوتِ حنجرهاش سرازیر شد. افکارش همچون هیولای کودکیاش از دیوار ها بیرون میریخت و محاصرهاش میکرد، دستهایی به جسم مچالهی درون اتاق میرسید و ثانیهای بعد، اتاق، جسم بیجانی درخود حمل میکرد. با نامهی اشک خورده در دستانش دوید و به کالبدِ اتاق قدم گذاشت. اتاقی پرشده از بوی نحس و جسمِ بلعیده شده در غبارِ گناه. ساعتِ شکسته و عقربه های خونین. به آغوش کشید، سردیِ جسم را با تمام وجود به آغوش کشید. میکاشت و میبارید و آرزو میکرد ماه بدخلقی نکند. بر عزیز دردانهی کاشته شدهش بتابد و آزادش کند.
Repost from LOĖWE 🖤
Repost from FÉNIX
Repost from 𝖢𝗋𝗂𝗌𝗉𝗒 ?|🆕
𝒪𝒸𝓉ℴ𝒷ℯ𝓇 𝒾𝓈 𝓉𝒽ℯ 𝓂ℴ𝓃𝓉𝒽 ℴ𝒻 ℯ𝓍𝓆𝓊𝒾𝓈𝒾𝓉ℯ
𝓉𝓇𝒶𝓃𝓈𝒻ℴ𝓇𝓂𝒶𝓉𝒾ℴ𝓃.▫️
ℐ𝓉 𝓇ℯ𝓂𝒾𝓃𝒹𝓈 𝓂ℯ 𝓉𝒽𝒶𝓉 𝓁ℯ𝓉𝓉𝒾𝓃ℊ ℊℴ 𝒸𝒶𝓃 𝒷ℯ 𝒶
𝒷𝓇ℯ𝒶𝓉𝒽𝓉𝒶𝓀𝒾𝓃ℊ𝓁𝓎 𝒷ℯ𝒶𝓊𝓉𝒾𝒻𝓊𝓁 𝓅𝓇ℴ𝒸ℯ𝓈𝓈,▫️
ℴ𝓃ℯ 𝓅𝒶𝒾𝓃𝓉ℯ𝒹 𝒾𝓃 𝓉𝒽ℯ 𝓂ℴ𝓈𝓉 𝒷𝓇𝒾𝓁𝓁𝒾𝒶𝓃𝓉 𝒻𝒾ℯ𝓇𝓎
𝒽𝓊ℯ𝓈 𝒶ℊ𝒶𝒾𝓃𝓈𝓉 𝒶 𝒸𝓇𝒾𝓈𝓅,▫️
𝒷𝓁𝓊ℯ 𝓈𝓀𝓎▫️
Repost from one piece stickers
𝗏𝗂𝖼𝖾 𝖺𝖽𝗆𝗂𝗋𝖺𝗅 ﹕ 𝗆𝗈𝗇𝗄𝖾𝗒 𝖽 𝗀𝖺𝗋𝗉
─ 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋 𝗍𝗁𝖾 𝗐𝗈𝗋𝗅𝖽 𝗀𝗈𝗏𝖾𝗋𝗇𝗆𝖾𝗇𝗍
Repost from tty ’z club ? پڪ ڼاْتے
𝗇𝖾𝗐 𝗉𝗈𝗌𝗍 : 𝗑𝗑 Tokyo hotel ?
𝗍𝗁𝖾 #natty is ▫️
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
