بادِ بهاری.
رفتن به کانال در Telegram
1 023
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-2430 روز
آرشیو پست ها
1 020
گویند اگر می بخوری، عرش بلرزد
عرشی که به یک باده بلرزد به چه ارزد؟
در خانهی ما زیرزمینی است که در آن
یک خم بخوری، خشتی از آن نیز نلرزد…
1 020
چهها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم!
1 020
گفتم که دلم بیتو پریشان چه کند
آوارهٔ این کوچه و باران چه کند
امشب که تو را قسمتِ من کرده خدا
این قلبِ غزلخوان به جز ایمان چه کند
1 020
امروز، در ایستگاه دیگری از قطارِ عمر ایستادهام؛ جایی میان خاطراتی که پشت سر گذاشتهام و رؤیاهایی که هنوز در افق چشمک میزنند. سالی دیگر از دفتر زندگیام ورق خورد؛ سالی که در آن خندیدم، گریستم، آموختم، زمین خوردم و دوباره برخاستم. سالی که به من آموخت هیچ شکستی پایان راه نیست و هیچ موفقیتی آخرین قله نخواهد بود.
امروز تولد من است؛ روزی که جهان بیآنکه بداند، قصهای تازه را آغاز کرد. قصهای پر از فراز و نشیب، پر از آدمهایی که آمدند و ماندند، یا آمدند و رفتند؛ اما هر کدام ردی از خود بر صفحههای زندگیام به جا گذاشتند.
و در میان تمام اتفاقات این سال، زیباترین فصل آن روزی آغاز شد که کسی آرام و بیصدا وارد زندگیام شد؛ کسی که حضورش رنگ تازهای به روزهایم بخشید و معنای متفاوتی به بسیاری از لحظهها داد. حالا وقتی به آینده فکر میکنم، بعضی از رؤیاهایم دیگر فقط متعلق به من نیستند. عجیب است که گاهی یک نفر میتواند با لبخندش، با نگاهش و با بودنش، جهان را از نو برایت تعریف کند. امروز، در کنار شکرگزاری برای تمام داشتههایم، برای بودن او نیز از صمیم قلب سپاسگزارم؛ کسی که دوستش دارم و حضورش یکی از قشنگترین هدیههای زندگی به من بوده است.
برای تمام لحظههای تلخ و شیرین، برای تمام تجربههایی که مرا ساختند، برای تمام زخمهایی که به من قدرت بخشیدند و برای تمام لبخندهایی که امید را در دلم زنده نگه داشتند، سپاسگزارم.
امروز بیش از هر زمان دیگری میدانم که زندگی، مسابقهای برای رسیدن نیست؛ سفری است برای دیدن، فهمیدن و رشد کردن. میدانم که ارزش انسان به تعداد سالهایی که زندگی کرده نیست، بلکه به عمق لحظههایی است که با عشق، مهربانی و شجاعت زیسته است.
در سال جدید زندگیام، برای خودم آرامشی عمیقتر از دریا، امیدی روشنتر از سپیدهدم و قلبی سرشار از عشق آرزو میکنم. آرزو میکنم هر آنچه در مسیرم قرار میگیرد، مرا به نسخهای بهتر از خودم تبدیل کند و هر طلوع، فرصتی تازه برای ساختن رؤیاهایی باشد که هنوز به حقیقت نپیوستهاند.
تولدم مبارک؛ به افتخار تمام روزهایی که پشت سر گذاشتم، تمام نبردهایی که بیصدا جنگیدم، تمام اشکهایی که پنهان کردم و تمام لبخندهایی که از ته دل هدیه دادم. به افتخار من، که هنوز با تمام امیدها و آرزوهایم ایستادهام و با قلبی پر از ایمان، به استقبال فصل تازهای از زندگی میروم.
تولدم مبارک؛ و سلام به زیباترین فصلِ نانوشتهای که از همین امروز آغاز میشود.
1 020
من نه آنم که زبونی کشم از چرخِ فلک
چرخ بر هم زنم ار غیرِ مرادم گردد
من نه آنم که دهم نقدِ دل از دست به رایگان
عشق را قیمت اگر هست، وفاداریِ توست
