° انجمن نویسندگان ونوس °
رفتن به کانال در Telegram
🔱انجمن نویسندگان ونوس🔱 توهین به گرایش و نویسنده ها ممنوع❌ انتقاد و نظرات: @VENUSWrite_bot https://t.me/SendHarfBot?start=MIRA شرایط عضویت: @Venus_vwa
نمایش بیشتر4 379
مشترکین
+124 ساعت
+267 روز
+1030 روز
آرشیو پست ها
22.رمان : من و تو
ژانر : عاشقانه |کمدی |صحنه دار
نویسنده : نارنگی
عشق ممنوعه دو بردار ناتنی که قرار با هم تو یه خونه زندگی کنن. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 23. رمان: رمیده دل نویسنده: بچه کلاغ ژانر: بی ال، تابوشکنی ، عاشقانه
من یه ساواکی بودم که باید ماموریتمو حل میکردم.چیشد عاشق چشمای اون کافه چی شدم؟!. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 24. اسم رمان: پیمـٰان خـون و پـَـر نویسنده: نیلو ژانر: گی، عشق ممنوعه، انمیز تو لاورز
شیطانی که به یک فرشته دل میبندد... و فرشتهای که قسم انتقام میخورد.... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 25. رمان: در سایهی خون ژانر: اسمات، خونآشنامی، دارک فانتزی نویسنده: king
هرگز فکر نمیکردم برای نجات زندگیم فرار کنم ولی اگه میدونستم چنین سرنوشتی در انتظارمه... هیچ وقت وارد اون آکادمـــی "بیبازگشت" نمیشدم!. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 26. رمان:رسوایی/𝕤𝕔𝕒𝕟𝕕𝕒𝕝 نویسنده:ویلیام کیانمنش ژانر:درام،بی ال،عاشقانه،رومنس
هیرو مدیر عامل شرکت بزرگ هست و یک دستیار بینقص به اسم کوئن براش کار میکنه تا اینکه..... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 27. رمان: وینار ژانر: تناسخ، عاشقانه، انتقام نویسنده: ʏᴜɴɪ
میگن اگه شیطان عاشق بشه، تاریخ از اول نوشته میش ولی وقتی اون شیطان برگرده چی میشه.. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 28.رمان: ⁴(16.20)⁰ نویسنده: shadab ژانر: گی | مرموز
مردی که روز تولد ۴۰ سالگیش به گذشته برمیگرده و اتفاقات زندگیش رو به صورت یک خواب به یاد میاره. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 29. رمان : کلاس B2 صندلی کنار پنجره ژانر : یائویی، امگاورس، لایف اسکول ، کمدی نویسنده : Ashen
چی میشه اگه یک نفر که حافظه اش رو از دست داده با عشق سابقش روبه رو بشه!؟. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 30. رمان: دو دنیای متضاد ژانر: جنایی، عاشقانه، اکشن، درام نویسنده : ریحانه
چه میشود اگر یک خلافکار بزرگ عاشق پلیسی جاسوس شود؟ آن هم نه یک پلیس ساده! یک قاتل. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 31. رمان: لبخند بی دلیل من ژانر: عاشقانه، تریسام، ددی لیتل نویسنده: مهتا
پسره وسط شرکت با رئیسش رابطه برقرار میکنه که همون موقع در باز میشه و.... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 32. رمان: How To Make a human delicious نویسنده: Moon 🌙 ژانر: بی ال، مدرسه ای، فانتزی، آخرالزمانی
پسری چشماشو بخاطر دوستش کور میکنه.... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃
لیست رمان های 𝐆𝐚𝐲 انجمن ونوس🌻🏳🌈
1.رمان: تاجور
نویسنده: هِرا
ژانر: گی | معمایی
کیاشا خواننده ای که پسر یه زوج گیه و با بازگشت معشوقه یکی از پدرهاش زندگیشون بهم میریزه. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 2. رمان: پسر ارباب ژانر: خونبس | انتقامی | گی نویسنده: میرا
_ تو خونبسی عروسک! باید یه جوری راضیم کنی که نرم سراغ خانوادهت. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 3. رمان: مَأوا ژانر: گی | تخیلی | عاشقانه نویسنده : آزاد
برادر ناتنیم رو بردم پارتی تا اغفالش کنم .... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 4. رمان: پانترای سیاه ژانر: بیال| رازآلود | بیدیاسام نویسنده: ناشا
اهریمنی که سالها دنبال معشوقهای که توی پیشگویی آیندهش بود میگرده. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 5. رمان: ربوده شده ژانر: بیال | مافیایی مترجم: ققنوسک
رئیس خطرناکترین باند مافیا اشتباهی بجای دشمنش، برادر دوقلوشو میدزده.... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 6. رمان: مرا رها مکن ژانر: گی | روزمره | عاشقانه نویسنده: حسامالدین _ میرا
ما بهترین دوست هم بودیم تا وقتی که اون تصمیم گرفت عاشقم باشه و شد دشمن من .... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 7. رمان: ناگفته نویسنده: ندا(fuska) ژانر:روانشناسی| دارک رومنس|مافیایی| BL
دکتر فکر میکنی دیوونم؟ دکتر اینو موقعی که از روی این تخت بلند شم ثابت میکنم. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 8. رمان: تاج و اتش نویسنده: وِین ژانر: گی| امپرگ | فانتزی | سلطنتی تاریخی
پسری که گروگان گرفته میشه تا برای ولیعهد وارث به دنیا بیاره. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 9.رمان: نارکیش نویسنده: هِرا ژانر: گی | سنتی
هیراد با تجربه تلخِ کودکی،حالا باید گرایشش رو در خانواده سنتی_مذهبی پنهان کنه... ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 10.رمان: Ashes of spring نویسنده: Sarv ژانر: بیال | عاشقانه | فانتزی | امپرگ
دو پسر که از هم متنفرن، ولی به اجبار تو یه اتاق زندگی میکنن، اول کدومشون عاشق میشه؟. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 11.رمان : مطیع ارباب ژانر : گی، دارک رمنس، عاشقانه مترجم : ونوس
تروی یه خدمتکار لذته که همیشه پیشنهاد کار از طرف کارفرمای مرد رو رد کرده؛ تا اینکه سر و کلهی مَستر آندریاس، یه مرد قدرتمند و مرموز، توی زندگیش پیدا میشه.. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 12.رمان : نوا نویسنده : نیل ژانر : بی ال | رومنس | انگست
ستوانی که گذشتهی غمانگیزش او را به تنهایی کشانده و نوازندهای که به عشق مرد مبتلا شده.. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 13.رمان : در اثنای آغوش تو اسم نویسنده: آماستریس ژانر: مافیا | گی | روانشناسی
روانپزشکی که عاشق بیمار مافیاش میشه. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 14.رمان: غرق شدن ژانر: انتقامی | مافیایی | اسمات نویسنده: لوتوس🪷
ده سال پس از قتل والدینش به وکیلی موفق تبدیل شده بیخبر از اینکه این مدت زیر نظر یک رئیس مافیایی بوده. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 15.رمان : به یادم نیار (don't remind me) نام نویسنده : ایوا (golden apple) ژانر : مثلث عشقی | مافیایی | BDSM
جاسوس حرفه ای که تو ماموریت حافظه اش رو از دست میده و برده ی رئیس سازمان رقیب میشه. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 16.رمان:میوه ممنوعه نویسنده:تانیا ژانر: گی| درام | انتقامی | معمایی
پسری که دوست پسرش بهش خیانت کرد در راه انتقام ایا موفق میشه لیام که استریت رو عاشق خودش کنه؟. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 17.رمان: Hidden Empire ژانر: مافیایی| دارک رومنس | اسمات نویسنده: K.L Mann
«تو توِ سرت به من چی میگی؟» «مالِ منی.» به سادگی میگه.. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 18.رمان: اقیانوس خاکستری نویسنده: yoda ژانر:گی| درام | رومنس| عاشقانه
کانر اکس سایکویی که نمیتونه ببینه دیگه هنری مال اون نیست پس اونو میدزده. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 19.رمان : خون بس ژانر: امگاورس، انگست، اسمات، گی نویسنده: موچی
امگایی خون بسی به خشن ترین و بی رحم ترین آلفا داده میشه. چی میشه اگه عشق سرنوشت رو عوض کنه؟. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 20.رمان: از تبعید تا تو ژانر: امپرگ| گی | ددی لیتل نویسنده:گایا
عاشق میشه غافل از اینکه اون عشق و به دردناکترین تبعید زندگیاش تبدیل کنه.. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃. ˖ ࣪𓂃 21.رمان: از لاهوت تا ناسوت نویسنده: گایا ژانر: گی، ماورایی_اجنه، تریسام
از خونه مرموزی که همه چیزش عجیبه؛ تا سک*س وسط لاهوت، سرزمین اجنهها
از نویسندهی این رمان بابت تاخیر و بدقولی در معرفی رمانشون واقعا عذرمیخوام🙏🏻♥️
ناول چینی و هیجانی «یادت نمیاد؟»
با ژانر؛
دارک، هیجانی، فانتزی، صحنه دار، تاریخینوشتهی N.K عزیزم رو میتونید از چنل زیر مطالعه کنید و لذت ببرید😉🤗
https://t.me/+k34eWF-CwE8yY2Vk
✨پارتی از ناول جذاب «یادت نمیاد؟»✨ :
نمیتونست بفهمه الان دقیقا هایان چی میخواد؟
یه برده که ادعای مالکیت روی اربابش داره؟!
عجیبتر از این ندیده بود، یوانژو دستشو سمت گونه هایان برد اما اون مچ دستشو گرفت
و کنار سرش قفل کرد محکم مچ دستشو فشار داد فرصتی به یوانژو نداد لبهاشو کام گرفت.
یوانژو اخم محوی کرد ولی تقلا نکرد اما وقتی لب پایینش اسیر اون دندونای تیز شد
قبل اینکه حرکت کنه هایان لبشو گازش گرفت طعم فلزی خون تو دهنشون پیچید.
هایان خون لیس زد یوانژو سرشو چرخوند اما چونهاش اسیر دست وینی که روش خیمه زده بود شد
و مجبورش کرد به زور سمتش برگرده، یوانژو دید چشمهای هایان تغییر کردن.
اما اینبار اون چشم آبی رنگش به حالت سرخ کمرنگ در اومده بود.
-هایان...به خودت مسلط باش!
هایان بیاهمیت فشار دستشو بیشتر کرد فک یوانژو از درد منقبض شد.
مچ دستش یکم با شکستن فاصله داشت قروچه کرد.
-درد داره؟ قلب منم همینقدر درد میکنه!
هایان همزمان با گفتن حرفش سرشو کج کرد و چونه یوانژو ول کرد، اون یکی دستشو گرفت
آروم مثل کاری که دفعه قبل یوانژو انجامش داد انگشتاشون تو هم قفل کرد گفت:
-از این که یکی دیگه بهت نگاه کنه متنفرم...از اینکه اسم تو رو بیاره متنفرم!
-هایان دیگه کافیه.
اما اون بیتوجه با صدای تقریبا بلند تو صورت یوانژو حرفشو ادامه داد:
-از اینکه فکر میکنه منو کنار بزنه و جام باشه متنفرم!
دیالوگی از ناول زیبای «یادت نمیاد؟» :
-ارباب چرا هر بار میگم عاشقتم تو چیزی نمیگی؟ -اینو وقتی میگم که اون موقعه لحظهی مرگم باشه تا هیچ حسرتی نداشته باشم! هایان لبخند تلخی زد و سری به نشونه نه تکون داد: -با اینکه آرزومه بشنومش...اما الان دیگه هیچوقت نمیخوام بشنومش!
+1
وایب ناول «یادت نمیاد؟» یه همچین چیزیه😉
خوبی این ناول اینه که نویسنده برای هر پارت و فضای جدیدی که مینویسه عکس هم میذاره و این به تصور کردن خواننده خیلی کمک میکنه👏🏻👀
یک عاشقانه فانتزی تاریخی با طعم زهر و دلباختگی...🍂
من کسیم که باید ازش دوری کنی نه اینکه در آغوش بگیریش...🩸🥀
اما تو درست جایی ایستادی که نباید میایستادی؛ کنار من...
هایان اگه روزی بفهمی من همون زهراگینی هستم
که ازش متنفری و حالا عاشقش شدی...بازم اینجوری نگاهم میکنی؟
برای خوندن ادامهی ماجرای هایان و یوانژو، ناول زیبا و جذاب یادت نمیاد؟ رو بخونید🤗
هایان، همون بردهای که تبدیل شده بود به وین جهش یافته، من رو ارباب خودش میدونست.
من برای رسیدن به هدفم، رسیدن به چیزی که میخواستم به اون هیولای دست ساز نیاز داشتم و باید تربیتش میکردم.
اما همه چیز قرار نبود خوب پیش بره!
این وین احمق چیزی جز دردسر برام نداشت، اما اونقدری مهم بود که نخوام از دستش بدم حتی اگر شده سختی تنبیه شدن رو به جون میخریدم اما نمیذاشتم بهش آسیبی برسه.
اون وین، درست یا غلط به من وابسته شده بود و حتی عاشق!
این خیلی بده که من از این موضوع استفاده کنم تا برسم به هدف های خودم؟
خیلی بده که بهش یه دروغ بزرگ بگم و فریبش بدم و اون دردسرسازِ شیرین رو مطیع خودم بکنم؟
من فکر نمیکردم همه چیز انقدر پیچیده بشه، فکر نمیکردم قراره بهم وابسته بشه و خودمم قراره برای اینکه از دستش ندم هر کاری بکنم، فکر نمیکردم به جایی برسم که هر ماری بکنم تا متوجهی دروغی که بهش گفتم نشه ... .
یا نکنه خودمم عاشق شدم؟!
من، یوانژو پسر نامشروع ارباب بزرگم. پسری که در کودکی بسیار آسیب دیده و تحقیر شده و کسی بهش بها نداده.هیچ وقت جدی گرفته نشدم، هیچوقت هیچکس بهم بها نداده و حتی از نزدیک ترین آدم های زندگیم هم آسیب دیدم. برای اینکه خودم رو ثابت کنم، برای اینکه بتونم به رسمیت شناخته بشم و به هدفم برسم باید خیلی سنگدل میبودم. همین کینهی قدیمی من رو تبدیل کرد به چیزی که هستم، زهرآگین. کسی که از کشتن و قتل عام کردن هیچ ابایی نداشت، کسی که فقط اسمش کافی بود لرزه به جون بقیه بندازه. برای رسیدن به هدفم، فقط خونخوار بودن کفایت نمیکرد. باید از چیز دیگهای کمک میگرفتم. چیزی مثل یک وین، وین جهش یافتهای که با آزمایشاتی روی یک برده ساخته شده بود و تبدیل شده بود به هیولایی غیر قابل کنترل و وحشی. که البته، افسار این هیولا فقط توی دست یک نفر بود، اربابش یا بهتر بگم ... خودم!
اینکه آدما تصمیم میگیرن بد باشن تا بتونن زخم های گذشتهاشون رو بپوشونن و کمی، فقط کمی التیامش بدن خیلی چیز عجیبیه.
تو خودخواسته تصمیم میگیری بشی یه آدم بیرحم و سنگدل تا دیگه مثل گذشته آسیب نبینی.
حاضری به بقیه آسیب بزنی تا دیگه گزندی بهت وارد نشه.
حاضری تبدیل بشی به بدترین آدمی که وجود داره اما کسی دیگه جرات نکنه آزارت بده.
مثلا، حاضری تبدیل بشی به زهرآگین!
‼️اینبار یه رمان متفاوت داریم...‼️
تو هر رمانی تاپ داستان ارباب بود اما تو این رمان باتم داستانمون اربابه...🔥🤌
با هر اتفاقی شوکه میشی و نمیتونی هیچ چیزی پیشبینی کنی...
سلام به ونوسی های عزیزم خوبید؟🤗
ما یکم سخت میگذرونیم اما میگذرونیم🙏🏻
برگردیم به فعالیت، چون مدتهاست به یک نویسندهی عزیزمون قول معرفی رمانش رو دادم و هی امروز و فردا میکنم، دیگه خودمم شرمندهاش شدم.
امروز یه رمان خفن، که تو سبک ناول های چینی هست رو براتون معرفی میکنیم🤗💋
تسلیت؛ واقعا واژهی غریبیه.
تا زمانی که مجبور نشی به عزیزترین های زندگیت تسلیت بگی، یا اینکه خودت کسی باشی که تسلیت رو میشنوی؛ متوجه نمیشی که غریب بودن این واژه کجاست.
تسلیت گفتن واقعا میتونه حال بد و غم سنگینی که یک نفر تحمل میکنه رو خوب کنه؟
شنیدن تسلیت دردی رو دوا میکنه؟
نمیتونم اطمینان کامل بدم اما جز تسلیت گفتن چارهی دیگهای ندارم.
به رسم ادب، احترام، همراهی و همدلی از طرف خودم و الباقی تیم ونوس به فرشتهی عزیزم تسلیت میگم.
فرشتهی قشنگم؛ درگذشت پدر عزیزت، عمو جونیِ ما رو به خودت و خانوادهات تسلیت میگم عزیزم.
امیدوارم به سلامت از این غم بگذرید و خدا صبر و تحمل عظیمی بهتون بده🖤
