你𝐍𝗂𝖼𝗈𝗍𝗂𝗇𝖾
رفتن به کانال در Telegram
295
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
295
احساس میکردم که دیگه هرگز گرم نمیشمو کاملا یخ زدم تا زمانی كه تورو لابهلای دردهام پیدا کردم و جوری نسخت شدم كه حتی حاضر نبودم توی هوایی كه تو نیستی نفس بکشم یا عطر کسِ دیگهای ریههامو پُر کنه
لمسِ تن بینقصت توی اون تاریکی که مثل یک ماه اتاق رو روشن کرده بود، بوسههات كه باعث میشد قلبم هر لحظه برات تند تر بزنه، یا شنیدن نفسات و صدات کنار گوشم كه میپرسید : " نیکوتینِ سیگارام، تک ستارهٔ شبهام، درمونِ قلب مریضم؛ میای تا آخرِ دنیا عاشق بمونیم ؟ "
تا آخرِ دنیا ؟ اما تو كه دروغگو نبودی مونامور . پس چطور دستای ستارهی بینورت رو توی این تاریکی رها کردی ؟
295
خاطراتش با اون پسر كه روزی میپرستیدش، رو به روی چشماش در حالِ گذر بود . با دستای سرد و بیحسش، نخی از توی پاکتِ سفید رنگ سیگاراش بیرون کشید . خواست روشنش کنه تا شاید روحِ خسته و خاکستریش با دود این سیگار بسوزه و خاکستر بشه اما ناگهان لحظهای نگاهش به نوشتهی بدنهٔ فندکش برخورد و این کافی بود تا چشمهایی که مدتها بود رنگِ خواب رو به خودشون ندیدن، روی اون نوشته قفل بشن .
با صدایی گرفته زیر لب با خودش زمزمه کرد :
” اصلا هیچوقت دوستم داشتی ؟! “
295
If you're leaving, close the door
I'm not expecting people٫ anymore
Hear me grieving, lying on the floor
Whether drunk or dead,
I really ain't too sure
295
آخرین بار، با همهی وجودم عطر تنش رو بو کشیدم . انگار میخواستم آخرین لحظهی بودنش رو برای تمام نبودنش ثبت کنم .
295
˴˴ моменты твоего отсутствия .
کاش میفهمیدی تمام لحظههایی که داخلشون نبودی، جمع شدن و یه غم بزرگ ته دلم ساختن که هربار فکرم سمتش میره درد میاد سراغِ قلبم ولی یادمه اگه بودی با اون نگاهت برام حلشون میکردی. پس قدرت چشماتو دستکم نگیر؛ اون دوتا تیلهی تیرهرنگ که گاهی برق میزدن و گاهی کدر میشدن قدرت زیادی توی خودشون جا دادن که یه روزی فقط متعلق به من بودن !
