NUMB
رفتن به کانال در Telegram
319
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
319
صدای زنگ گوشیم میاد،ساراست
-بله
+آماده شو برنامه پارتی گرفتم،نیم ساعت دیگه اونجام.
-وحشی من خواب بود..
قطع کرد..
رفتم جلوی آینه،چشمام همه پف کرده خوابمم میاد
دوش گرفتم،موهام کوتاهه خودش خشک میشه برم آماده شم..
یکم مداد چشم کشیدم،شلوارم و پوشیدم با یه پیراهن سفید،کرواتم و بستم و یه کت هم روش پوشیدم موهامم خشک شده بود دیگه،صدای بوق ماشین میاد...
-درجریانی که خواب بودم دیگه؟!
+بمنچه
-گمشو
+چه داف شدی،شت
-امشب یکی و برام پیدا کن دیگه
دیگه چیزی نگفت،از سکوتش تعجب کردم..
رسیدیم،از ماشین پیاده شدیم و رفتیم تو
-چقدر داف حاجی
+هوم
+برو نوشیدنی و بگیر من برم اتاق پرو میام
-بیام؟
+نه.
رفتم کناره بار
-دوتا ویسکی
اومد،یه پیراهن مشکیه بندیِ کوتاه پوشیده چقدر میدرخشه با اون هیکل زیبا و کمر زریفش..
کمرشو گرفتم و زیر گوشش زمزمه کردم:
-خیلی زیبا شدی،مراقب باش ندزدمت بیبی.
+چرا مراقب باشم؟هرکاری که دوست داری بکنی،بکن.
شات ویسکی و دادم بهش؛
-نوش
+نوش
پنج تا شات خوردیم،گفت:
+بریم برقصیم؟
-بریم بانو.
یکم تانگو رقصیدیم،خسته شدیم رفتیم بشینیم که همهی صندلی ها پره بجز یدونه،من نشستم؛
-بیا رو پاهام بشین
نشست...
از سردرد داشتم دیوانه میشدم دستم و گذاشتم روی چشمام،یدفعه صدای جیغ سارا به گوشم خورد،دیدم یکی داره موهاشو میکشه،اکسش بود پاشدم و سارا و دور کردم؛
-چه مرگته؟
+گمشو اونور با سارا کار دارم
پرتش کردم رو میز؛
-دیگه تنها نیست که هروقت هرجایی دیدیش و دیدی تنهاعه اذیتش کنی،دیگه من هستم ایندفعه رو میزارم پای بچه بازیت یکبار دیگه چشمم بهت بخوره و نزدیک سارا بشی تیکه بزرگت گوشته اخرین بارت باشه اسمشو به زبون میاری.
هلم داد اونور
-گمشو بابا
عصابم دیگه از کنترلم خارج شد،پرتش کردم رو زمین انقدر زدمش صدای شنیدن استخونشو شنیدم
-باشههه گوه خوردم ولم کن فقط
سارا جدامون کرد و من و برد توی ماشین..
+خوبی؟
-آره،حرکت کن بریم
+بریم خونه؟
-نمیدونم هرجا میری برو
حرکت کردیم،10دقیقه بعد:
+لباسات خونی شده،دستات هم هینطور درد دارن؟
-خوبم
دستم و گرفت و آروم بوسید،گذاشت روی رون پاش
+چرا اونکارو کردی؟چی بهش گفتی؟خیلی بدزدیش ولی..
-چرا؟چیزی گفتم که فک میکنم دیگه سمتت نیاد،نباید میکردم؟؟مگه میخوای بیاد پیشت؟هنوز اونو میخوای؟ودف سارا
ماشین و زد کنار و اومد سمتم،یه بوسهی اروم روی لبام زد؛
-چیکار میکنی
+دارم بهت ثابت میکنم ازونکارایی که کردی خوشحال شدم و یکی دیگرو میخوام،نه اونو..میتونم؟!
سرمو و به معنی تایید تکون دادم
دوباره بوسیدتم دستاشو برد لای موهام،اومد روم نشست و خودشو یکم روم بازی داد
-بریم خونه؟
+هووم
از ماشین پیاده شدیم دم در خونه بودیم رفتیم داخل،اصلا نمیتونه خودشو کنترل کنه..
درو بستم و چسبوندمش به دیوار و بوسیدمش،خیلی هورنی شده داره از حال میره..
رفتیم تو اتاق؛
من و انداخت روی تخت و روم نشست،بند لباسشو باز کردم و لباسشو دراوردم(پوست و هیکل خیلی سفید و زیبایی داره)شروع کرد به روم تاب خوردن،بلندش کردم و خوابوندمش روی تخت،،
از گردنش شروع کردم به بوسیدن،ترقوشو بوسیدم و رسیدم به شکمش از روی کنار تختی یخ و از توی لیوان دراوردم و دور ناف و روی شکمش کشوندم
بدنش خیلی داغ شده بود درحدی که درجا یخ روی بدنش آب شد،تنش ریس کرد و نالهی ریزی کشید،با زبونم آب یخ و از روی شکمش جمع کردم و رفتم پایین تر از شکمش و بوسیدم،آروم حلاله های بدنشو بوسیدم و رفتم بالا...
صدای نالش داشت زیاد میشد،لباشو بوسیدم و دستم و بردم سمت پایین،آروم انگشتام و توی بدنش تکون دادم و صدای ناله هاش تند تر و بلند تر شد و بشدت تحریک کننده.....
دیگه کاملا ارضا شد و خسته،تمومش کردم..
سرشو گذاشت روی قفسه سینم،منم موهای بلند و مشکیشو نوازش کردم داشت خوابش میبرد که گفت:
+دوست دارم،با کسی عوضت نمیکنم و همیشه واسهی تو میمو....
خوابش برد،آرومگفتم:
-همیشه دوست داشتم و خواهم داشت زیباترینم..
هردو خوابیدیم،صبح شد و نرمی لباشو روی لبام حس کردم و با چهرهی زیباش روبرو شدم
با خودمگفتم:
باورم نمیشه بلاخره بهش رسیدم،اینهمه سال جلوی خودمو نگه داشتم که چیزی بهش نگم و اخرش بهش رسیدم..
صدای خنده هاش روحم و نوازش و ترمیم میکنه
موهام و دست کشید و گفت:
+دوست دارم
-من داشتم و دارم و خواهم داشت.
پاشدیم دوش گرفتیم و صبحانه درست کردیم و اولین روز دوتاییمون رو به رویایی ترین شکل ممکن شروع کردیم...
خیلی این رویا رو دوست دارم،حیف که اسمش روشه؛
رویا.!
319
از مورفین و نیکوتین بگیر تا دراگ و الکل و هزار تا کوفت دیگه...
چشات واسم از همه اینا آرامشبخش تره.!
319
دلتبرامتنگشده؟بهمپیامبده.
ازمناراحتی؟بهمبگو.
ازمعصبیای؟بهمبگو.
ازمبدتمیاد؟بهمبگو.
ازمخوشتمیاد؟بهمبگو.
بنظرتعوضشدم؟بهمبگو.
فکرمیکنیازتناراحتم؟بهمبگو.
فکرمیکنیازتبدممیاد؟ازمبپرس.
چیزیدرمناذیتتمیکنه؟مطرحشکن.
نگفتنفقطهمچیزروبدترمیکنه،بالغباشوهرچیزی کههستروبگو؛
هرچیزی.!
