fa
Feedback
ناگفته‌‌ها

ناگفته‌‌ها

رفتن به کانال در Telegram

گفته نشده، بیان نشده، بر زبان جاری نشده اما در فکر محبوس، اینجا جایی برای نوشتن و بیان کردنشون و یادداشت های بی نام و نشان خودم، برای روزهایی که نیستم

نمایش بیشتر
418
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
ژوئیه '25
ژوئیه '25
+2
در 0 کانال‌ها
ژوئن '25
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+10
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+8
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+25
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+45
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+36
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+951
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+21
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+8
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+541
در 7 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 ژوئیه0
10 ژوئیه0
09 ژوئیه0
08 ژوئیه0
07 ژوئیه0
06 ژوئیه0
05 ژوئیه0
04 ژوئیه+1
03 ژوئیه0
02 ژوئیه0
01 ژوئیه+1
پست‌های کانال
Je me quitte un peu pour mieux m'habiter. کمی خودم را ترک می‌کنم تا بهتر در خودم ساکن شوم. Charles Juliet

2
تمام تصمیمات آدمی به نحوی و بدون هیچ دلیلِ روشنی غلط از آب درمی‌آید و مهار همه‌چیز از دست آدم درمی‌رود. یک روز از خواب بیدار می‌شوی و می‌بینی در همان وضعی هستی که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردی به آن دچار شوی و دیگر نمی‌دانی چه چیزی برایت از باقی چیزها مهم‌تر است. دلداده‌ها / ریچارد فورد
687
3
2_5193189169710520560.mp3
682
4
Setareh Ahmadi ستاره احمدی - Bass Setar.mp3
684
5
Andia-Rafti-O-Nadidi-320.mp3
691
6
بدون متن...
698
7
Ma Be Ham Nemiresim.m4a
695
8
Banan-Daylaman-SONG95IR.mp3
706
9
موج ها خوابیده اند، آرام و رام... طبل توفان از نوا افتاده است. چشمه های شعله ور خشکیده اند؛ آب ها از آسیاب افتاده است... در مزارآباد شهری بی تپش، وای جغدی هم نمی آید به گوش... دردمندان، بی خروش و بی فغان... خشمناکان، بی فغان و بی خروش... آه ها در سینه ها گم کرده راه... مرغکان سرها به زیر بال ها... در سکوت جاودان مدفون شده ست... هر چه غوغا بود و قیل و قال ها؛ آب ها از آسیاب افتاده است... دارها برچیده؛ خونها شسته اند... جای رنج و خشم و عصیان، بوته ها خشک بُن های پلیدی رسته اند... مشت های آسمانکوب قوی... وا شده ست و گونه گون رسوا شده ست... یا نهان سیلی زنان یا آشکار... کاسه ی پَست گدایی ها شده ست؛ خانه خالی بود و خوان بی آب و نان... و آنچه بود، آش دهن سوزی نبود... این شب است، آری؛ شبی بس هولناک... لیک پشت تپه هم روزی نبود... باز ما ماندیم و شهر بی تپش... وآنچه کفتار است و گرگ و روبه ست... گاه می گویم فغانی بر کشم... باز می بینم صدایم کوته ست... باز می بینم که پشت میله ها... مادرم اِستاده، با چشمان تر... ناله اش گم گشته در فریادها؛ گویدم: گویی که؛ من: لالم، تو: کر... آخر انگشتی کند چون خامه ای؛ دست دیگر را بسان نامه ای... گویدم: بنویس و راحت شو به رمز، تو عجب دیوانه و خودکامه ای... من سری بالا زنم، چون ماکیان... از پس نوشیدن هر جرعه آب... مادرم جنباند از افسوس سر... هر چه از آن گوید، این بیند جواب... گوید: آخر... پیرهاتان نیز... هم؛ گویمش: امّا جوانان مانده اند... گویدم: اینها دروغند و فریب... گویم: آنها بس به گوشم خوانده اند... گوید: امّا خواهرت، طفلت، زنت...!؟ من نهم دندان غفلت بر جگر... چشم هم اینجا دم از کوری زند؛ گوش کز حرف نخستین بود کر... گاه رفتن گویدم نومیدوار... و آخرین حرفش که: این جهل است و لج... قلعه ها شد فتح، سقف آمد فرود... و آخرین حرفم ستون است و فرج؛ می شود چشمش پر از اشک و به خویش، می دهد امید دیدار مرا... من به اشکش خیره از این سوی و باز... دزد مسکین برده سیگار مرا... آب ها از آسیاب افتاده، لیک... باز ما ماندیم و خوان این و آن... میهمانی، باده و افیون و بنگ... از عطای دشمنان و دوستان... آب ها از آسیاب افتاده، لیک... باز ما ماندیم و عدل ایزدی... و آنچه گویی، گویدم هر شب زنم؛ باز هم مست و تهی دست آمدی؟! آن که در خونش طلا بود و شرف... شانه ای بالا تکاند و جام زد... چتر پولادین ناپیدا به دست... رو به ساحلهای دیگر گام زد... در شگفت از این غبار بی سوار... خشمگین، ما ناشریفان مانده ایم؛ آب ها از آسیاب افتاده، لیک... باز ما با موج و توفان مانده ایم... هر که آمد بار خود را بست و رفت... ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب... زآن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ!؟ زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب!؟ باز می گویند: فردای دگر... صبر کن تا دیگری پیدا شود... کاوه ای پیدا نخواهد شد، امیّد کاشکی اسکندری پیدا شود... مهدی اخوان ثالث
723
10
Arman Garshasbi - Kaboos (New Version).mp3
696
11
بدرود دوست من بی‌آنکه دست‌ها را بفشاریم و حرفی بزنیم. غمگین مباش، خم به ابرو نیاور، در این زندگی، مُردن چندان تازگی ندارد، و زیستن نیز دیگر چیز تازه‌ای نیست. سرگئی یسنین / در مایه‌های ایرانی ترجمۀ حمیدرضا آتش‌برآب
702
12
بدون متن...
704
13
Mohammad Daneshvar Far Blue.mp3
730
14
Vesal Alavi Abi.mp3
732
15
Navid Arbabian Abi.mp3
737
16
اگه بخوام یه شرح حال دقیق از اوضاع فعلی زندگیم بدم باید رجوع کنم به این نوشته‌ی محمد یغمایی که میگه: «نشسته‌ام وسط زندگی... صبور، غمگین، امیدوار، خسته و ادامه‌دهنده و ادامه‌دهنده.» در نهایت ادامه دادن تنها راه پیش پامونه🙂
761
17
امیدوارم این روزای سخت تموم بشه زود...
746
18
اینو چاووشی انگار از زبون ایران خونده...
1 174
19
Mohsen Chavoshi Jangzadeh.mp3
1 149
20
Kourosh Yaghmaei Harfaye Abi.mp3
1 150