آپـیـرون²
رفتن به کانال در Telegram
430
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
432
Repost from N/a
🎥 حسین پاک، خبرنگار حوزۀ مقاومت: مسافتی ۳ برابر غزه در لبنان اشغال و غیرقابل سکونت شده است.این اخبار را شاید شما از قبل دیدید و میدانستید، ولی من تازه فهمیدم چون مدتی پیگیری اخبار را کنار گذاشته بودم. البته احساس بنده این است که ولایت فقیه هرچه که در قانون اساسی جایگاه بالایی دارد، اما در عمل یک مقام شبهتشریفاتی شده. یعنی آن اغراضی که در کتب استدلالی به عنوان ادله عقلی ولایت فقیه برایش ذکر کرده اند در سالهای اخیر به آن نائل نشده، نمونه اش همین قضیهی «علیالاصول» و «نامه خبرگان». با تعطیلی مجلس، قالیباف کارگزار قوه مجریه (=شعام) که اکنون قدرت اول است، شده. و وضعیت شعام هم که احتیاجی به بیان ندارد: نه پاسدار جمهوریت بوده و نه پاسدار مذهب شیعه؛ جان و مال شیعیان هم بیشتر در خطر افتاده. خلاصه که ما به عنوان قدرت حاکم بر ایران، خیلی لخت هستیم، و در کنار طواغیت ۱۴۰۰ساله تاریخ تشیع قرار گرفتیم.
432
اصلاحطلب از اساس گونهی تازهای بین موجودات دارای اراده و آگاهی است.
نامه خبرگان که خلاصه بیانیههای قبلی رهبری بود را اینگونه میفهمد.
432
خلاصه که خود انسان مسئول تصحیح عقایدش است؛ عقایدی که شامل شناخت فعل و صفت خدا، و شناخت نبی و معرفت امام است.
از آنجایی که اینها نتیجهٔ فعل است، انسان باید برای این فعل تلاش کند، و رنج و تلخی مسیر برهان و استدلال را بپیماید. باید بتواند امر جرئی و کلی را از هم متمایز کند، باید فرق برهان و مغالطه را بفهمد، باید دلیلیت دلیل را بداند، کارکرد ماده و صورت را بشناسد. و الا یک گوشه نشستن و به دنبال وهم و خیالهای ناگهانی بودن، باری به هر جهت رفتن است؛
432
يَا مَوْلاَيَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنَا ضَيْفُ اللَّهِ وَ ضَيْفُكَ وَ جَارُ اللَّهِ وَ جَارُكَ وَ لِكُلِّ ضَيْفٍ وَ جَارٍ قِرًى
ای مولایم ای ابا عبد اللّه من مهمان خدا و مهمان توام و پناهندۀ به خدا و پناهندۀ به توام و برای هر مهمان و پناهنده پذیرایی باشد
وَ قِرَايَ فِي هَذَا الْوَقْتِ أَنْ تَسْأَلَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى أَنْ يَرْزُقَنِي فَكَاكَ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ
و پذیرایی من در این وقت این است که بخواهی از خدای سبحانه و تعالی که روزی من گرداند رهایی تنم از آتش
إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاءِ قَرِيبٌ مُجِيبٌ
زیرا که او شنوای دعا و نزدیک است و اجابت کننده
از زيارت امام حسین (ع) در عاشورا.
432
۴محرم: خلافت عثمان؛
اول خلافت عثمان است. بدان که گاهى که عمر بن الخطاب در جناح سفر آخرت بود، امر خلافت را در میان شش نفر به شورا افکند و مدت آن را سه روز قرار داد؛ چنان که روز بیست و ششم ذی حجه معلوم شد. پس از آن که عمر در سلخ ماه ذى الحجة درگذشت تا سه روز کار خلافت به جهت شورا تأخیر افتاد و عاقبت بر عثمان قرار گرفت. پس روز چهارم، عثمان لباس خلافت برتن پوشید و مورخین ثبت کرده اند که بعد از استقرار امر خلافت بر عثمان به سراى خویش آمد. جماعت بنى امیه ، صغیر و کبیر به شادمانى گرد او فراهم شدند و در خانه را از بیگانگان مسدود داشتند. در این وقت، ابوسفیان بانگ برداشت که آیا غیر از بنى امیه کس دیگر در این سراى مى باشد؟ گفتند: نه. گفت: اى جماعت بنى امیه از در نشاط و بازى ، این منصب خلافت را مانند گوى در میان خود دست به دست دهید. قسم به آنکه ابوسفیان را سوگند به او راست که نه عذابى است و نه حسابى و نه بهشتى است و نه جهنمى و نه حشرى است و نه قیامتى.
عثمان چون این کلمات را شنید، بیمناک شد که اگر این کلمات گوشزد مسلمانان شود، فتنه اى بزرگ پدید آید. فرمان داد تا او را از مجلس بیرون کردند. گویند اول مسامحتى بود که از عثمان در اجراى حکم خداوند؛ چه حکم مرتدّ قتل است نه اخراج از مجلس.
بالجمله پس از آن عبدالرحمن بن عوف بر عثمان وارد شد و عثمان را امر کرد به مسجد رود و بر منبر صعود کند. عثمان به مسجد رفت و بر منبر صعود کرد و خواست تا خطبه اى ایراد کند، راه سخن بر او مسدود شد و نتوانست چیزى بگوید. لاجرم گفت: اى مردم؟ همانا ابوبکر و عمر ساخته این مقام مى شدند و از آن پیش که بالاى منبر شوند، خطبه اى پرداخته و از بر مى کردند و بر بالاى منبر قرائت مى کردند و من تدارک این کار نکردم و عاجز ماندم و شما آن را خرده نگیرید؛ چه احتیاج به امام عادل افزون است از امام خطیب و زود باشد که خطبه ها برحسب مراد اصغا نمایید. این کلمات بگفت و از منبر فرود آمد و به سراى خویش رفت.
در روایت روضه الاحباب است که عثمان در اول جمعه از خلافت خویش بر منبر رفت. راه سخن بر او بسته شد و نتوانست ادا خطبه کند، لاجرم ترک خطبه کرد و این کلمات بگفت و از منبر فرود آمد.
بحار الانوار،ج31،ص245
432
حالا تعهد پزشکیان چیه؟
اگر شروط محقق نشد استعفا میده یا همونی که تو مناظرات گفته بود اعدامم کنید؟!
432
حاجآقا مجتبا اینجوری بود که: دیگه کسی نمیتونه برای ما (= ملت پرشور و ولی فقیه) زیر و رو بکِشَد.
432
خلاصه که: کسی که مراد و مرید بازی را با توجیهات دینی وارد سیاست میکند، هم به جمهوریت و هم به اسلامیت نظام سیاسی موجود ضربه میزند.
