𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
رفتن به کانال در Telegram
597
مشترکین
-1024 ساعت
+217 روز
+6230 روز
آرشیو پست ها
597
Repost from Literature
بله هیچ وقت زمان و زمانهام را نمیخواستم. ناخوشی من حاصل بیعلاقگیام به همین زمانه است، بیعلاقگی، بطالت، نارضایتی.
یخبندان، توماس برنهارت، ترجمه زینب آرمند
597
عزیزم باید بدونی و یاد بگیری که هراتفاقی برات بیفته، هرچیزی بشه، زندگی باز هم ادامه داره. دوباره اون شب صبح میشه، پرندهها مثل همیشه درحال اواز خوندنن، مردم تو خیابون در رفت و امدن، خورشید طلوع میکنه، حتی زندگی توام ادامه پیدا میکنه، از خواب بیدار میشی، کارای همیشگیت رو میکنی، مجبوری جایی باشی که دوست نداری، مجبوری با غمی که داری ادامه بده، هرچقدرم بزرگ باشه، همچی ادامه داره. هیچچیزی با اتفاق بد توی زندگیت متوقف نمیشه عزیزم، باید یاد بگیری با غم زندگی کنی، با دلتنگی غذا بخوری، با بیحوصلگی بری سر محل کارت، با خستگی ادامه بدی، ادامه دادن اجباریه، انقدر این رشته بلند و بلند و میشه که تو فقط میتونی سرت رو برگردونی و به چیزی که گذرونی، نیم نگاهی بندازی. حالا میبینی همچی از بین رفته و یا انقدر کمرنگ شده که نمیتونی ببینیش، تراژدی مزخرفیه.
597
از حرفهای سطحی و آدمهای سطحی خوشش نمیآمد،
در مقابل شیفتهی افراد عمیق با صحبتهای عمیق بود.
از اینجا که منم
597
آدم ساعت هفت صبح بیدار میشه عصبی و خوابالوده که چرا این ساعت، همون آدم ساعت یک ظهر از خواب بیدار بشه کلافه و گسل که چرا این ساعت بیدار شده و حس تنبلی میگیرتش، چیه این آدمی که به هیچچیزی راضی نیست.
597
روزی میرسد که نسبت به همه چیز بیتفاوت میشوی،نه از بدگوییهای دیگران میرنجی و نه دلخوش به حرفهای عاشقانهی اطرافت.
به آن روز میگویند: "پیری".
آن روز،ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشتهاند؛فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد.
این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسانها دارد..
- گابریل گارسیا مارکز
