fa
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

رفتن به کانال در Telegram
5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
«سرد و آروم و عمیق.»

«مغرور و آروم و محتاط.»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music [ @Ohayoll ⁺ ⟡

«این دوست داشتن و دلتنگ شدن هم خیلی بامزه‌ست، مثلا نوشتار اسم یک‌نفر هم میتونه برات به‌قدری مملو از احساس باشه که دوست داشته باشی "نازش کنی".»

«موج‌ها حالا من رو به یک جزیره‌ی سنگی کوچیک رسوندن. بالاخره پاهام روی زمینن و دیگه به اندازه‌ی زمانی که برای اولین‌بار توی آب شیرجه زدم، بی‌باک نیستم. حالا می‌ترسم از این جزیره دور بشم ولی موج‌ها از همه جهت با تمام قدرت دارن به من می‌کوبن و زمین زیر پام رو می‌لرزونن، میگن برو ، ولی کجا برم؟ دلم می‌خواد وصل بشم به یک گوشه و چند تا آدم ثابت و عادت کنم به یک روتین همیشگی.»

photo content
+8

« استمرار.»

« آغوش‌های خیالی »
« آغوش‌های خیالی »

«از ته دلم میخوام، نون بِبَری باهاش زیر یه سقف، با همونی که باید، همونی که دلت می‌خوادش و دلش میخوادت.» آمین

‏«بگو! تا زنده‌ایم، تا فایده‌ای داره، بگو. همیشه فایده‌ی گفتن از نگفتن بیشتره.»

«زیبایی قلبم رو فشرده میکنه، زیبایی یه خونه، سکانسی از فیلم، یه لحظه یا یه خاطره. نمیتونم بگم غمگین میشم اما حسی که درونم ایجاد میشه به هیچ وجه اسمش خوشحالی نیست.»

«‌ الان دلم می‌خواست کسی سرش رو گذاشته بود روی پاهام و براش "علی کوچیکه‌ی" فروغ خانم رو می‌خوندم.»

« کاش فردا یک نفر بیاید، من را در آغوش بگیرد و بگوید: می‌دونم که داری تلاش می‌کنی، می‌بینمت، اصلاً بیا و تمام غصه‌های جهانت را برای من تعریف کن. بعد من آرام روی شانه‌هایش اشک بریزم. »

« آهستگی مطبوع.»

«شاید چیزی دیگه زیاد نتونه اذیتم کنه. فکر می‌کنم الان آروم‌ترم ولی خودم چی؟ از من چه خبر؟ حال خودم چطوره؟ منم و فکر اینکه لزوما هر دردی که تو رو نکشه قوی‌ترت میکنه؟ من آروم‌ترم، شاید قوی‌تر، ولی از من چه‌ خبر؟ ».

«بهش گفتم؛ « میشه هر وقت برف بارید، فقط یاد من بیوفتی؟»، چشم‌هایش را ریز کرد، ابرویی بالا انداخت، با دست راست موهایم را بهم ریخت و چشمکی حواله‌ام کرد. شکوفه‌ای در قلبم رویید.»

photo content
+1

14دسامبر🌨️🥹