fa
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

رفتن به کانال در Telegram
5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
«دلم میخواد یکی بشینه جلوم اینقدر از زمین و زمان براش گله کنم تا خودم خسته بشم.ولی قربون جفت چشات گاهی همین گفتنش گِره‌هارو کورتر میکنه.»

«جسور، زنده، عاشق‌پیشه.قدر همه‌چیز رو می‌دونه و زندگی رو دو دستی گرفته.»

«بَرکَتِ دل .»
«بَرکَتِ دل .»

+2
₊ ࣪𓏲✿#Music

«امروز رو با چشم قهوه‌ایم رفتم به تماشای روز و تمام کردنش. و یادم آورد که وجود داشتن چیز بخصوصیه. حرف‌های ناتمام داشتن، آدم‌هایی که اومدن و رفتن، و من میون اون‌ها، به دنبال آنچه که واقعا می‌خواستم.»

photo content
+1

‏«عیبی ندارد که به آسیب پذیری یا صدمه دیدن خود اعتراف کنید، طوفان درختی را که خم می‌شود از جا درنمی‌آورد عزیز جانم.»

«همدم، صبخونه، خواب زیر باد خنک، نون قالاج و یه فیلم‌ یا یه داستان کوتاه.»
+1
«همدم، صبخونه، خواب زیر باد خنک، نون قالاج و یه فیلم‌ یا یه داستان کوتاه.»

«بیا تا می‌توانیم لذتش را ببریم قربونت برم.»

«درک شدنم خیلی حس ظریف و قشنگیه.اون لحظه که میفهمی دیگه لازم نیست تقلا بکنی تا فهمیده بشی، انگار در آغوش گرفته شدی.»

🍿 معرفی فیلم؛ «فاجعه زیبا» «پیشنهادی» دانلود فیلم
🍿 معرفی فیلم؛ «فاجعه زیبا» «پیشنهادی» دانلود فیلم

«نجات دهنده یک هفته‌ بیشتره که درگیر حفظ انرژی‌های زنانش بوده.»

«بعضی لحظات روشن و شفاف تو را به یاد خودت می‌اندازند. انگار در ناخودآگاهت دست می‌سایی و به دیواره‌های تنت.مثل سایه‌های عصر گا
«بعضی لحظات روشن و شفاف تو را به یاد خودت می‌اندازند. انگار در ناخودآگاهت دست می‌سایی و به دیواره‌های تنت.مثل سایه‌های عصر گاهی که گسترده می‌شوند روی اشیا، درخت‌ها، دیوارها و سقف. به تمام جزئیات نفوذ می‌کند. به یاد خودت می‌افتی. به یاد کلمه، تصویر و صدا و خوشحال می‌شوی که خودت را اینطوری به یاد میاوری.روشن و شفاف.»

«Frog made a fresh pot of tea. He sat down and began a story.»

«به‌نظرم هر آدمی غیر از خودم طاقتش رو نمی‌اورد و این باعث می‌شه حتی متوهم‌تر شم و فکر کنم لابد یه دلیلی داشته؛ در این برهه به من نیاز داری، منم به تو نیاز دارم چون فقط من طاقتش رو داشتم.»

*زود بزرگ شدیم. ₊ ࣪𓏲✿#Music

+5

«نشستم روی زمین، تکیه‌ دادم به دیوار. چشمامو بستم "یکم وقت تلف کردن" هوا خنکه ،باد میزنه و موهام تکون میخورن. وقتی جوونی تشکت رو پهن میکنی روی زمین، روی زمین میشینی و دراز میکشی.‏و‌ تو به هرچیزی، هرقدر حقیر و بی‌ارزش، ارزشی اضافه می‌کنی.» _قدردان همه چیزم.

«یه روزای وقتی بلند میشی زندگی طعم چای قدیمی و یخ کرده روی میز میده.»

photo content
+8