fa
Feedback
چای ‌لب سوز.

چای ‌لب سوز.

رفتن به کانال در Telegram
5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
«ما از آنان که به ما تکیه کرده بودند، بی‌پناه‌تر بودیم.»

بعضی از چیز‌ها زندگیمون رو تشکیل میدن،یکیش برای من دامن چارخونس،یا گل‌گلیش.

⋆⁺₊⋆ ☾⋆⁺₊⋆ مثلا بودی شب باهم غذا درست میکردیم انقدر ورجه‌ورجه می‌کردیم که نزدیک بود آشپزخونه رو بسوزونیم،فیلم میزاشتم کنار هم میشستیم با پنکیک‌های خوشمزه میخوردیم و نگاه میکردیم ،آهنگ میزاشتیم میرقصیدیم،از حضور کنار هم بودن کیف میکردیم‌،اون شب ابدی میشد.

photo content

چای دم کردم، سر راه رولت خامه‌ای بگیر بیا𓏲.

مهم تر از بودن، به موقع بودنه قربونت ・゚✧.

«هیچکس جز خودمان از گریه‌های خاموش، غم‌های پنهان و دردهایی که بند بند وجودمان را پاره کردن خبر نداره.»
+1
«هیچکس جز خودمان از گریه‌های خاموش، غم‌های پنهان و دردهایی که بند بند وجودمان را پاره کردن خبر نداره.»

برای امشبت بهت میگم امیدوارم اون چیزی که خیلی الان نگرانشى؛ ‏فردا یه «آخیش حل شد»عمیق باشه گوشه ‏قلبت.

حس امنیت خونه‌ی مادرجون✨.

تم درخواست کردین من پین کردم کانالشون رو میتونین برین ببینید💖.

در روز پناه بردن به تصورات خودم،احساس میکنم در خیابان مورد علاقم قدم میزنم ،برف می‌بارد،چایم رو می‌نوشم.

photo content
+1

‏- یه دلیل واسه موندنم بیار ‏+ می‌خوام چایی بریزم برات.

photo content
+8

photo content

اگر ابر‌ها گریه نمیکردند جنگل‌ها نمیخندیدن. _مولانا

شالگردن‌های رنگی رنگی میخوام🧣.