M is not here!
رفتن به کانال در Telegram
746
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-3830 روز
آرشیو پست ها
نه دستاورده ای دارم نه منتالی اوکی ام نه دوست اشنایی زیادی دارم نه در حدی غمگینم که خودمو بکشم نه در حدی خوشحال که بخوام زندگی کنم، من چمه؟!
اینقدر خودم رو درگیر مسائل بقیه میکنم و سعی دارم کمکشون کنم کاملا خودم رو فراموش میکنم تازه نکته جالبش اینه که بعدش میگن " مگه من خواستم کمکم کنی؟ "
تنها کسی که باهاش واقعا حال میکنم خودمم مخصوصا وقتی تنهام و حرفی نمیزنم و ازم سوالی نمیپرسن، فقط من پلی لیستم و سناریو های درون ذهنم.
حس میکنم طرد شدم جوری که اگه کسی هستم که عقب تر از بقیه مونده هیچکس برنمیگرده بهش نگاه کنه چه برسه دستش رو بگیره و بگه بیا باهم تمومش کنیم.
حرف زدن هیچگاه باری از قلبم نمی کاهد؛ تنها سکوت جهان درونم را بر هم میزند و غمهای خفته ام را بیدار می.کند اندوه من شخصی تر از آن است که کسی بتواند آن را از من بگیرد.
