ֶָ𓏲 𝙼𝚘𝚛𝚊𝚗𝚊 ❅
رفتن به کانال در Telegram
مورانا ؛ به معنیِ مرگِ زمستان🤍 آرامگاهِ قلبی تلخ.. •https://t.me/HidenChat_Bot?start=105456855
نمایش بیشتر225
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
225
برای همین،
آرزوم این بود که میدونستم این همه ارزش و اهمیت،و یا سادهنگری و رهگذر بودن،نسبت به اتفاقات زندگیمون،درسته یا نه.
225
ولی بهش فکر کن.
هممون حداقل یکبار افسوس این رو خوردیم که کاش میتونستیم برگردیم عقب و به خودِ گذشتهمون بگیم :”خیلی قدردان این لحظه باش،قراره خیلی دلت براش تنگ بشه،قرار نیست دیگه تجربهش کنی.”
225
مثل اینه که یک روز غذا زرشک پلو با مرغ باشه،همونی که مامانت هفتهای یه بار درست میکنه و تو احتمالا حتی نمیشمری که این بار چندمته که داری این غذا رو با دستپخت مامانت میخوری،اما هی به خودت بگی “وای باید مزهش همیشه یادم بمونه.”
در صورتی که نیازی نیست..
تو باز هم تجربهش میکنی،همون غذا رو،با دستپخت همون آدم.
میدونی چی میگم؟
225
چون همین حالا تعداد زیادی خاطرهی بی ارزش توی سرم دارم که متاسفانه قادر به پاک کردنشون نیستم؛یعنی اگر توانش رو داشتم حتما این کار رو انجام میدادم.
اما قضیه اینه که در فلان روزی از گذشتهم که مشغول گذروندن یک روز عادی بودم،خیلی بیش از حد به اون لحظات و اون رخدادها بها دادم.
225
همیشه یکی از آرزوهای بزرگم این بوده که وقتی در حال سپری کردن یک زمانی هستم،بدونم که آیا این زمان،زمان با ارزشی هست یا نه..
بدونم آیا قراره چندین ماه دیگه دلم برای امروز تنگ بشه یا ممکنه به زودی این روز رو فراموش کنم؟
