مفرد مذکر غائب
رفتن به کانال در Telegram
[محترق از عشق علی -ع-/ اهل حدیث/ معتقدِغیرمقدّس/ حقوقخوان/ اهل مطالعه نیستی جوین نشو، شدی هم لفت بده، این بزرگترین لطفیه که میتونی در حقم بکنی. ‹مرسی›] از اینا: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-6twdEWwN6Crq
نمایش بیشتر832
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+157 روز
+22830 روز
آرشیو پست ها
امروز یه آقا و خانوم ساعت ۵ صبح اومده بودن حرم عقد کنن.
داداش مگه طبّاخیه؟! مراسم عقدته ها! تو این سگ سرما.. آخه ۵ صبح پاییز؟!
امروز یه آقا و خانوم ساعت ۵ صبح اومده بودن حرم عقد کنن.
داداش مگه طبّاخیه؟! مراسم عقدته ها! تو این سگ سرما.. آخه ۵ صبح پاییز؟!
اسرائیل مگه اعلام نکرده بود اسم این عملیات «شکار اختاپوس»ه؟ اینکه در حد قلقلک پاتریک بود!
Repost from مکروبه
💔 عاشقانی که مدام از فرجت میگفتند
عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری..
⚪️سخنان تاریخی شهید رئیسی درمورد امام زمان در سازمان ملل
💬 @makroobah
دشمن میخواهد ما از مقاومت دست برداریم، و مسئلهمان را به مذاکرات بیپایان تبدیل کنیم؛ اما به شما میگویم بر سر آنچه حق مسلّم شماست مذاکره نکنید
آنها از مقاومت شما بیش از سلاحهایتان میترسند
منتظر نمانید که دنیا به شما عدالت بدهد،
من زندگی کردهام و دیدهام که دنیا
در برابر درد ما سکوت میکند.
منتظر عدالت نباشید، بلکه خودتان عدالت باشید.
رؤیای فلسطین را در قلبهایتان حمل کنید
و از هر زخمی سلاح بسازید
و از هر اشکی چشمه امید.
بخشی از وصیتنامه شهید سنوار
یک پارچه هیبت و شجاعت برخاسته از رسوخ ایمان در قلب✨
[اسرائیلیها] میروند میگویند: «این تصویر پیروزی و اتمام جنگ است. سنوار را ترور کردیم جنگ تمام شد.»
من آمادهام. به شما میگویم بعد از اینکه این جلسه تمام شد بخش زیادی از مسیرم را پیاده خواهم رفت. یک وقتی را خواهد گرفت. الان اتمام این جلسه احتمالا ۱۰ دقیقه طول بکشد، من هم در پخش زنده در حال صحبت کردن هستم، اسرائیلیها هم میشنوند.
حدود ۱۰ دقیقه هم طول میکشد که [بعد از اتمام جلسه] برای رفتن آماده شوم.
به علاوه حدود بیست دقیقه یا نیم ساعت طول میکشد که پیاده بروم این یعنی بین 60-50 دقیقه، 3600 ثانیه.
میتوانند که تصمیم بگیرند و میتوانند هواپیمای جنگیشان را مجهز کنند و از آشیانه خارج کنند و من [بدون ترس] حتی پلک هم نخواهم زد.
امروز عصر سر یکی از کلاسا من خیلی گرمم بود. به استاد گفتم: استاد میشه پنجرهها رو باز کنم؛ واقعاً گرمه!
استادمون گفت: نه باز نکن سرده هوای بیرون!
گفتم کجاش سرده؟! هوای بیرون خیلی هم خوبه! فقط داخل کلاس گرمه! پنجرهها رو باز کنیم یکم هوا بیاد.
تا وسطای کلاس چندبار گفتم: استاد ولی خداوکیلی گرمه! دو دقیقه باز کنید پنجرهها رو!
آخر گفت: بابا ول کن دیگه میگم هوا سرده! هی باز میگی نه سرد نیست گرمه!
چند دقیقه گذشت.. بحث از «الزام به حجاب» شد.. بعضی از دانشجوها گفتن: دولت بیاد حداقل در ادارات، حجاب رو الزامی کنه و به افراد بدون حجاب خدمات ارائه نکنه..
استادمون گفت: خب به لحاظ فرهنگی چه فایدهای داره؟! اون شخص که با این تدبیر به حجاب معتقد نمیشه! بلکه بیشتر لجش در میاد! مثلاً همین امروز من از مجتمع قضایی اومدم بیرون.. یه دختره هم کنار من از مجتمع خارج شد.. به محض خروج، هم شالشو با عصبانیت درآورد و هم مانتوشو! خو این یعنی چی بچهها؟!
من سریع جواب دادم: استاد یعنی هوای بیرون گرررمه دیگهههه!
اینجا بود که تسلیم شد :)
ما پیروزی را در «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیل»گفتنِ مردم فلسطین زیر آتشباران اسرائیل دیدیم
در مصاحبه دختربچه فلسطینی که علی رغم سردی هوا و گرسنگی میگفت«در سرزمینم ثابت قدم خواهم ماند؛ تا آخرین قطره خونم، تا آخرین نفس!»
در نوشتهی یکی از رزمندگان حزبالله لبنان بعد از مجروحشدن در اثر انفجار پیجرها آنجا که گفته بود:
"مجروح؟ فقط یك چشم و دو انگشت دست
راستم رفته. یك چشم و سه انگشت دیگه برای تیراندازی دارم. وقت شلیک یک چشم رو میبندم که خب بسته شد، واسه شلیک هم دو انگشت بسه؛ تازه یکی هم زیاد دارم!"
در فرماندهانِ شجاعِ جان برکفِ خط مقدم ...
در سخنان ابوعبیده که گفت:"هر رهبری شهید شود، ده رهبر و هزار مبارز جای او را میگیرند. این سرزمین همان طوری که بار زیتون میدهد، مبارزخیز هم هست و نسلهای آتی عشق به مقاومت را به ارث میبرند"
او شهید شد تا جاودانه بماند
و این استمرارِ تولدِ مبارزه است ...
خوشا آن مرگی که در میدان نبرد بهسویش بروی؛ نه آنکه او در رختخواب به سراغت بیاید!
یه وانت توی بزرگراه چپ کرده کل بزرگراه بوی سالاد شیرازی گرفته. اصن دلم نمیخواد برم از اینجا.
این چی بود من دیدم روی برد؟! الان یعنی ناهار شهید قاضیطباطبایی داریم؟!
دارین چیکار میکنین با شهدا؟!
