⋆ arabella
رفتن به کانال در Telegram
404
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Iknow we could live tomorrow
But I know I live today
I know we could live tomorrow
But I don’t think we should wait No
روی تخت نشستی چشمات خماره
روی لب و گردنت هی ماچ دوباره
باختن دستات انگار قماره
لبات گرم و مرطوب انگار شماله
نبینم که هی تو غُر بزنی وقتی میتونی با « لیتو » دور زمین دور بزنی
مریضیم و ما قرص همیم « بهزاد » خوبه ولی یه کم تخسه همین
چرا دستت داغه داره می لرزه اگه دور باشیم ولی بازم می ارزه
امشب دارم میرم ولی عید اینجام مثه تو رو پیدا نمی کنم هیچ جا
نمیخوام برم اصلا دور شم ولی مجبورم دیر میگذره بدون تو شب روزم
به تو عادت دارم تو که شدی همخونم ولی باید برم ترک کنم من خونم
مگه میشه ی نفر توی خواب انقدر خوش صحبت باشه؟انقدر خوش صدا...انقدر حرف هایی که میزنه با زندگیم ارتباط داشته باشه..
وقتی از خواب بیدار میشم یادم نمیاد چی میگفت،اما جزو بهترین پادکست هایی که یادم میاد و گوش میدم
تو ی ساختمون قدیمی طبقه دوم راس ساعت ۸ و ۹ ی بلندگو میگیره دستشو صحبت میکنه و من با تمام ذوق و شوقم میپرم میرم به حرفاش گوش میدم
تولدت مبارک خواهر کوچولوم امیدوارم لبخند هیچوقت از روی لبات محو نشه و تو سن جدید بهترینارو تجربه کنی خوشگل من
رن همیشه مراقبته حتی اگر فکر کنی حواسش بهت نیست🦋💙.
