fa
Feedback
آگرافوس

آگرافوس

رفتن به کانال در Telegram

علی شاهی : @AliShahi010 کست‌باکس: https://castbox.fm/vc/6215238 ربات: @Agrafoss_bot اینستاگرام: https://www.instagram.com/ali_k_shahi

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام آگرافوس

کانال آگرافوس (@agrafoss) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 13 813 مشترک است و جایگاه 2 719 را در دسته کتب و رتبه 23 499 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 13 813 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 05 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 646 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 16 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 61.47% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 17.43% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 8 487 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 2 406 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 47 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند اپیزود, پادکست, تفسیر, دانته, نگاه تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
علی شاهی : @AliShahi010 کست‌باکس: https://castbox.fm/vc/6215238 ربات: @Agrafoss_bot اینستاگرام: https://www.instagram.com/ali_k_shahi

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 06 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

13 813
مشترکین
+1624 ساعت
+1117 روز
+64630 روز
آرشیو پست ها
در چند اپیزود اخیری که در آگرافوس منتشر کردم از مخاطبان پرسیدم که «می‌خواهید چه پروژه‌هایی در آگرافوس ادامه پیدا کند؟» تعداد بسیار زیادی از دوستان لطف کردند و در این به‌اصطلاح «رأی‌گیری» شرکت کردند. نتیجه؟ جالب و لذت‌بخش: انتظارم این بود که پروژه‌های فعال کانال، «شاهنامه و سیاست» و «ادبیات در دوزخ»، رأی بیشتری بیاورند و این انتظار البته تا حدی هم پاسخ گرفت و «شاهنامه و سیاست» دوم و «ادبیات در دوزخ» سوم شدند. اما مسئلۀ شگفت‌انگیز پروژه‌ای بود که اول شد: «یونان»! تعداد رأی‌هایی که در آنها پروژه‌ای پیشنهاد شده بود که به یونان باستان ربط داشت به‌طرز معناداری از هر پروژۀ دیگری در کانال بیشتر بود و در این میان بسیاری اصلاً به متن یا کتاب خاصی اشاره نمی‌کردند و صرفاً پیشنهادشان این بود که چیزی از متون یونان باستان را بخوانم و تفسیر کنم، حالا هر چه. چنین نتیجه‌ای اگرچه مرا مجبور می‌کند که حجم کارم را در کانال بیشتر کنم (چون «شاهنامه و سیاست» هم ادامه خواهد داشت) اما بی‌نهایت برایم لذت‌بخش است. چرا؟ چون مخاطبانی دارم که هر بار با عمق نگاهشان مرا شگفت‌زده می‌کنند: پروژۀ آگرافوس صرفاً یک تلاش برای خواندن و تحلیل کتاب‌های بزرگ ادبیات و فلسفه نیست بلکه پیش و بیش از هر چیز یک پروژۀ فکری چند بخشه، منسجم و به هم پیوسته است که می‌خواهد از دل این قطعات، شکلی از زندگی و راه‌هایی برای تقویت فردیت و گسترش زیست بیرون بکشد. زندگی‌ای که ریشه در نگاه یونانی به جهان دارد و اصل قضیه همین‌جاست: مخاطبی که هر از چند گاهی می‌خواهد که پروژه را به یونان بازگرداند و هوس سفر در متون یونانی به سرش می‌زند، نه‌تنها عمیقاً فهمیده که آگرافوس چگونه پروژه‌ایست بلکه حتی دریافته که این پروژه ریشه در یونان و اندیشۀ یونانی دارد و هیچ چیز برای یک نویسنده لذت‌بخش‌تر از این نیست که مخاطبانش، پروژۀ فکری‌اش را تا این حد عمیق بفهمند و درک کنند. و من در پاسخ به این فراخوان چه می‌توانم بکنم غیر از اینکه یکی از عزیزترین مجموعه‌هایم را (که در آن بیش از هر چیز بر مفهوم «تراژدی» و نسبت آن با زندگی تمرکز و کار کرده‌ام) در قالب خوانش و تفسیر چند تراژدی بزرگ یونانی در آگرافوس منتشر کنم. این شما و این تفسیر اولین تراژدی از این مجموعه: «ادیپ شهریار» اثر سوفکلس. اگر با این پروژه آشنا نیستید می‌توانید در کانال تلگرامی آگرافوس به ما بپیوندید و در سفری دوباره به یونان که از هفتۀ بعد شروع خواهد شد ما را همراهی کنید. لطف کنید و این متن را به دست عشاق فلسفه و ادبیات و زندگی برسانید. سرتان سلامت. @agrafoss

باز هم این جمعه به لطف شهریار رحمانی مهمان کارگاه «فلسفه در خیابان» و نوجوانان باهوش و پرشورش بودم و از نفس کشیدن در فضایی که شهریار با همراهی این بچه‌های جذاب ساخته لذت بردم. موضوع کلی این ترم کارگاه «لیبرالیسم» بوده و من هم تلاش کردم در این تک‌جلسه به‌واسطهٔ رمان مهم و درخشان دنی دیدرو، «ژاک قضاوقدری و اربابش» راجع به یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اندیشهٔ لیبرال یعنی بحث «فردیت و اراده» کمی حرف بزنم و این نوجوانان را تشویق کنم که این رمان درخشان را بخوانند. فایل این جلسه را بدون تصحیح همین‌جا می‌گذارم به این امید که شما هم از فضای این کارگاه لذت ببرید و دمی در هوای آینده نفسی بکشید. سرتان سلامت. @agrafoss

مطابق معمول که دوست دارم بخش کوچکی از کارگاه‌های رمان‌خوانی‌ام در کانال آگرافوس باقی بماند و ثبت شود، این اپیزود از کارگاه رمان‌خوانی «مسخ» کافکا را هم امروز اینجا می‌گذارم. در این اپیزود به سراغ جملهٔ اول رمان، که شاید معروف‌ترین جمله‌ایست که کافکا نوشته، رفتم تا نشان دهم که چرا این جمله به‌لحاظ ادبی ارزش توجه و حتی ستایش دارد و بی‌دلیل نبوده که تا این توجه خوانندگان کافکا را به خود جلب کرده است. امیدوارم برایتان جالب و مفید باشد. سرتان سلامت. @agrafoss

تحلیل «شاهنامه»ی فردوسی - علی شاهی اپیزود هجدهم: داستان نوذر: «تراژدی ضعف» داستان نوذر داستان پادشاهی ضعیف است که با ضعفش، بحث‌های مهمی را در مورد نوع نگاه به سیاست و شکل حکومت‌داری پیش می‌کشد. این شما و این ادامهٔ پادکست «شاهنامه و سیاست» که بارها صدایش زده بودید. [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام و با فیلترشکن دانلود کنید و بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق این لینک (اینجا) فایل را دانلود کنید] #شاهنامه ۱۸ برای حمایت از این پادکست‌ها نگاهی به اینجا بیندازید.

تخیل چیست و چه ارتباطی با سیاست دارد؟ چرا در زمانه‌هایی که فاجعه همه جا گسترده شده، نقش تخیل پررنگ می‌شود؟ چرا یوسا می‌گوید که «تخیل، سلاح واقعی ما انسان‌هاست»؟ و چه رمانی بهتر از اثر درخشان یوگنی زامیاتین، «ما»، برای جستجوی پاسخ این پرسش‌ها؟ امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام و با فیلترشکن دانلود کنید و بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق این لینک (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

چه می‌شود که یک فرد در راه رسیدن به یک «وعده» یا «آرمان» معلق و به‌تعویق‌افتاده، کل فردیت و هویت خود را از دست می‌دهد؟ یک سیستم، چگونه چنین انسان‌هایی می‌سازد و نگه‌شان می‌دارد؟ اگرچه چنین پرسش‌هایی، پاسخ‌هایی طول و دراز دارند اما شاید رمان درخشان دینو بوتزاتی، «بیابان تاتارها»، بتواند راهی برای رسیدن به پاسخ برایمان بگشاید. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام و با فیلترشکن دانلود کتید و بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق این لینک (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

[تقدیم به تمام هم‌وطنان تبعیدی‌ام] چه می‌شود که مابین مهاجران یک جامعهٔ فاجعه‌زده و باقی‌ماندگان در وطن، همدلی و دوستی عمیقی شکل می‌گیرد؟ این «نزدیکی در عین فاصله» از کجا می‌آید؟ یک رمان جدید، از یک نویسندهٔ جدید، با نگاهی جدید به مفهوم «تبعید»: «رفقای من» اثر هشام مطر. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام و با فیلترشکن دانلود کتید و بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق این لینک (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

«آیا عقل تنها معیار ممکن اخلاق است؟» این پرسش چه ربطی به وضعیت و زمانهٔ فاجعه دارد و اگر ربط داشته باشد، از چه راهی می‌توان به پاسخش رسید؟ راهی که من انتخاب کرده‌ام سفری کوتاه اما جذاب است در رمان درخشان آرتور کوستلر: «ظلمت در نیمروز». امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق فضایی که فیلتر نشده (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

یک ذهن تمامیت‌خواه چگونه فکر می‌کند و چطور می‌توان نقشه‌اش را ترسیم کرد؟ توتالیتاریسم چه ربطی به عقل‌گریزی یا عقل‌ستیزی دارد؟ شاید عجیب باشد اما تلاش کرده‌ام که پاسخ این پرسش‌ها را در شاهکار بی‌نظیر فئودور داستایفسکی، «یادداشت‌های زیرزمینی»، بیابم. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق اینترنت داخلی (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

اقتصاد رؤیا چگونه کار می‌کند؟ مکانیسم روانی در تقاضای رویا و مکانیسم تکنیکی در عرضهٔ آن چگونه با هم چفت می‌شوند؟ «فاجعه» چه ارتباطی با رؤیا و رؤیا فروشی دارد؟ تلاش کرده‌ام با بررسی رمان پرنفوذ و تأثیرگذار اسکات فیتزجرالد، «گتسبی بزرگ»، پاسخی برای این پرسش‌ها بیابم. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق اینترنت داخلی (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

یک ذهن «فاجعه‌زده» چگونه از پذیرش مسئولیت فرار می‌کند؟ چه راه‌هایی برای تخفیف و نادیده‌گرفتن فاجعه دارد؟ چگونه می‌توان با آن جنگید؟ این شما و این شاهکار بی‌نظیر کورت وونه‌گات: «سلاخ‌خانهٔ شمارهٔ پنج». امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] [اگر نمی‌خواهید فایل را مستقیم از تلگرام بشنوید، می‌توانید فیلترشکن خود را خاموش کنید و از طریق اینترنت داخلی (اینجا) این فایل را دانلود کنید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

به کمک یکی از دوستان توانستم این امکان را فراهم کنم که بدون فیلترشکن و مصرف «کانفیگ‌»های گران‌قیمت هم بشود اپیزودهای مختلف پادکست را شنید. فعلاً این امکان برای سری «ادبیات در دوزخ» فراهم است و لینک اینترنت داخلی (بدون فیلترشکن) هر کدام از اپیزودها به توضیحات همان اپیزود الصاق شده است. اگر خواستید فایل را از طریق اینترنت داخلی دانلود کنید، ابتدا فیلترشکن‌تان را خاموش کنید، بعد روی لینکی که مشخص شده کلیک کنید تا فایل بدون مصرف «کانفیگ» دانلود شود. به زودی برای تمام سری‌ها و اپیزودهای کانال این امکان را فراهم خواهم کرد. لطف کنید و اگر کسی را می‌شناسید که به این مباحث علاقه دارد و حتی به تلگرام هم دسترسی ندارد، همان لینک داخلی را جایی کپی کنید و به دستش برسانید. امیدوارم به کارتان بیاید و کمک بسیار کوچکی باشد به دشواری این روزها. سرتان سلامت

این روزها زیاد می‌شنوم که «انگار مردم، حرف یکدیگر را نمی‌فهمند» و هر بار با شنیدنش به یاد رمان جذاب اورسولا کی. لگویین یعنی «خلع‌شدگان» می‌افتم. این بار تصمیم گرفتم که از طریق این رمان هم برای خودم و هم برای همراهانم کمی دقیق‌تر توضیح بدهم که معنای این گزاره چیست و این «نفهمیدن» از کجا می‌آید. شاید رمان لگویین «دوزخی» نباشد اما هر شکل تعطیل گفتگو و مفاهمه در یک جامعه، همواره راه به دوزخ و فاجعه خواهد برد. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

«سروصدای زمانه» چیست، چه مختصاتی دارد، از کجا می‌آید و چگونه در زمانهٔ فاجعه انسان‌ها را می‌بلعد؟ این یکی از وجوه پنهان و ساکت دوران فاجعه است، اگرچه ساخته می‌شود تا پر سروصدا و توی چشم باشد و در نهایت «فردیت» را در خود ببلعد و حذف کند. برای بررسی این وجه از دوران فاجعه به سراغ یک رمان درخشان رفتم که آنقدر خوب نوشته شده که بیش از اینها می‌توان راجع به آن گفت: «هیاهوی زمان» اثر جولین بارنز. امیدوارم که به کارتان بیاید. و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

هنوز اینترنت وصل نیست و طبیعتاً کار کردن در چنین فضایی و برای مخاطبانی که یا نیستند یا به سختی متصل می‌شوند معنایی ندارد اما در کمال شگفتی باز پیام‌های پر از لطف و مهربانی‌تان را در همین وضعیت هم دریافت کردم و می‌کنم و همین مرا به ادامهٔ کار در این وضعیت تقریباً ناممکن، تشویق می‌کند. این بار به سراغ رمان جذاب یان مارتل، «زندگی پی»، رفتم تا کمی به این پرسش فکر کنم که «در زمان‌هایی که به نظر می‌رسد همه چیز از دست رفته و انسان در میانهٔ فاجعه و در معرض خطر عریان است، به چه چیز می‌تواند امید داشته باشد؟» امیدوارم که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

آیا نبرد بر سر زندگی، مانند نبردهای دیگر است؟ در زمانهٔ فاجعه، گسترش زندگی چه معنایی دارد؟ چگونه می‌توان برای گسترش زندگی در هر وضعیتی تلاش کرد؟ برای پاسخ به این پرسش‌های اساسی رفتم سراغ رمان مشهور و درخشان ارنست همینگوی، «پیرمرد و دریا». تلاش کردم که نشان دهم که الگوی نبرد سانتیاگو با ماهی و نوع نگاه او به دریا، چگونه نقل‌قول‌هایی از آثار ادبی دیگر را به یاد ما می‌آورد و در نهایت ابزارهایی برای سر کردن و ایستادن در این روزهای سیاه در اختیارمان می‌گذارد. امید که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. [این را قبل از این جنگ ضبط کرده‌ام و حالا که در میانهٔ جنگیم و خیلی چیزها تغییر کرده نمی‌خواستم منتشرش کنم اما دوستان زیادی لطف داشتند و پیام دادند که منتظریم و … از آنجا که به اینترنت دسترسی ندارم نمی‌توانم اپیزود تازه‌ای منتشر کنم اما می‌توانم این اپیزود را که پنجاه روز پیش ضبط کرده بودم توی کانال بگذارم، شاید هنوز به کار کسی بیاید] سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

آیا نبرد بر سر زندگی، مانند نبردهای دیگر است؟ آیا چنین نبردی را می‌توان وا گذاشت و به آینده موکول کرد؟ در زمانهٔ فاجعه، گسترش زندگی چه معنایی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌های اساسی رفتم سراغ رمان مشهور و درخشان ارنست همینگوی، «پیرمرد و دریا». تلاش کردم که نشان دهم که الگوی نبرد سانتیاگو با ماهی و نوع نگاه او به دریا، چگونه نقل‌قول‌هایی از آثار ادبی دیگر را به یاد ما می‌آورد و در نهایت ابزارهایی برای سر کردن و ایستادن در این روزهای سیاه در اختیارمان می‌گذارد. امید که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. سرتان سلامت. #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

به این فکر می‌کردم که چگونه انسان‌زدایی در وجوه مختلف زندگی اجتماعی رخنه می‌کند و باعث شیوع تنفر می‌شود که یادم به یک رمان درخشان افتاد: «کشتن مرغ مینا» اثر هارپر لی. در این اپیزود تلاش کردم که نشان دهم که راه مادی و قابل‌ اجرای ساختن هم‌دلی‌های کوچک و بزرگ از نگاه هارپر لی چیست و چگونه می‌توان از طریق هم‌دلی، با شرِ انسان‌زدایی و تنفر ستیز کرد. امیدوارم که به کارتان بیاید و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید. سرتان سلامت [برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که پیشاپیش رمان را بخوانید] #ادبیات_در_دوزخ @agrafoss

رمان «طاعون» آلبر کامو رمان عجیب و پرحاشیه‌ایست که هم ستایش‌گرانی سرسخت دارد و هم منتقدانی سرسخت. و جالب اینجاست که می‌توان به هر دو طرف هم حق داد. مسئلهٔ من اما سنجش منتقدانهٔ این رمان نبود و نیست. مسئله، مثل چند اپیزود اخیر، این است که یک رمان بزرگ را به صدا در آورم تا ببینم که چه دارد که در مورد امروزمان بگوید. پرسش اصلی من این بود که در یک جامعهٔ فاجعه‌زده، «هم‌بستگی» چگونه ممکن می‌شود و فکر می‌کنم که این رمان چیزهای زیادی دارد که در این مورد به ما یاد بدهد. امیدوارم برایتان مفید باشد. @agrafoss

اگر می‌خواستم نامی بر آن چیزهایی که این روزها اینجا منتشر می‌کنم بگذارم، بهترین نام این بود: «ادبیات در دوزخ». تلاشی برای این که ببینیم که ادبیات در روزهای سیاه فاجعه چه دارد که به ما بگوید. و چون خواستید که این سفر دوزخی را ادامه دهم، بیایید این بار به امریکا برویم: رمان مشهور «فارنهایت ۴۵۱» اثر ری بردبری. مدت‌ها بود که می‌خواستم کوتاه یا بلند دربارهٔ این رمان حرف بزنم و احساس کردم که در این روزها، بیش از هر وقت دیگری نیاز است که نگاهی به آن بیندازیم. امیدوارم تفسیر کوتاهم از این رمان و نتایجی که از آن گرفتم به کارتان بیاید. سرتان سلامت… @agrafoss