fa
Feedback
کانال تبادل عقاید

کانال تبادل عقاید

رفتن به کانال در Telegram

🔸«کانال تبـادل عقــاید»🔸 @aghayed_gr «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» 🔳 لینک تماس با مدیران: https://t.me/+jgJRXj0NmFM5Y2Q8 💠گروه اصلی: @aghayed_gr 🔰کانال : @aghayed_ch

نمایش بیشتر
1 084
مشترکین
+724 ساعت
+307 روز
+10430 روز
آرشیو پست ها
🟥 از باب امر به معروف و نهی از منکر پیرامون حاشیه های اخیر در بین گروه های شیعه ✅ عزیزانی که انتقادی به هر گروه شیعه ای دارند به مسئول مربوطه انتقال دهند و تکلیف امر به معروف و نهی از منکر خود را انجام دهند و از غیبت و بدگویی خودداری کنند........ ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

✅مجموعه تبادل عقاید جهت نشر بهتر معارف اهل بیت علیهم السلام 💠 در فضای صمیمی و دوستانه 💢 ادمین و کارشناس در موضوعات مختلف می پذیرد 🌺 از علاقه مندان خدمت به مذهب اهل بیت دعوت به عمل می‌آید 🔰مصاحبه گرفته میشود 🔰 🔻کادر اجرایی ؛ ادمین جهت یوتیوب اینستا تلگرام 🔻کادر گرافیک ؛ تولید و تهیه کلیپ و عکس نوشته 🔻کادر علمی؛ موضوعات اهل سنت مهدویت کلام و مباحث درون شیعی 🔻 و کلیه علاقه مندان خدمت به اهل بیت علیهم السلام ✅ جهت اعلام آمادگی به @ya_rasulalah پیام دهید ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

⚜️ موضع عبد الله بن عباس و معاویه در قتل عثمان ⚜️ 805- وكتب يزيد اليه كتابا يأمره فيه بالخروج إلى الوليد بْن عتبة ومبايعته له وينسبه إلى قتل عثمان والممالأة عليه، فكتب ابن عباس إليه أيضًا كتابًا يَقُول فيه: إني كنت بمعزل عَنْ عثمان ولكن أباك تربص به وأبطأ عنه بنصره وحبس من قبله عنه حين استصرخه واستغاث به ثم بعث الرجال إليه معذرًا حين علم أنهم لا يدركونه حتى يهلك. 805 - و نوشت یزید به او (عبدالله بن عباس) نامه‌ای که در آن دستور داد به نزد ولید بن عتبه برود و با او برای یزید بیعت کند، و او را به قتل عثمان و همدستی در آن متهم کرد. عبدالله بن عباس در پاسخ نامه‌ای نوشت و در آن گفت: «من از عثمان کناره گرفته بودم، اما پدرت (معاویه) در کمین او نشست و در یاری‌اش کوتاهی کرد، و کسانی را که از او فریادخواهی کردند، بازداشت؛ آنگاه که عثمان از او کمک خواست و فریاد زد، اما معاویه مردمی را فرستاد و بهانه آورد، در حالی که می‌دانست آنان به موقع نمی‌رسند تا عثمان کشته شود.» 📚📕نام کتاب : انساب الاشراف للبلاذري نویسنده : البلاذري جلد : 5 صفحه : 306 🌐https://lib.eshia.ir/40503/5/306

e (04) Tarikhe Osool 90 Alamolhoda_org.mp39.67 MB

✅ تاریخ علم اصول و نقد اخباریگری 🔻 قسمت سوم 🔻 🟣 استاد علم الهدی 🕚 شبها ساعت 23 ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

آیت الله العظمی سبحانی: 🔥 آقای خمینی ملحد است 🔥 ✅ آقای سبحانی در مصاحبه با سایت حوزه درباره بحث وحدت وجود به توضیح تعاریف ه
آیت الله العظمی سبحانی: 🔥 آقای خمینی ملحد است 🔥 ✅ آقای سبحانی در مصاحبه با سایت حوزه درباره بحث وحدت وجود به توضیح تعاریف های مختلف این مبحث پرداختند در مورد پنجم یک عقیده ای را میفرمایند و میگویند این الحاد هست 🔰 آقای سبحانی: قول پنجم قائل به وحدت حقیقی وجود و موجود است و این البته الحاد است. اینها مثال می زنند موج جدای از دریا نیست بلکه همان آبها هستند بنابراین وحدت وجود والموجود باید شکافته و بررسی گردد. ✅ درحالی که دقیقا همان عقیده آقای خمینی در کتاب تفسیر توحید است حتی مثال هم همان مثال است موج و دریا 🔰 آقای خمینی : اصلًا به حسب واقع، غير حق تعالى چيزى نيست، هر چه هست، اوست. جلوه هم جلوه اوست ... شايد نزديكتر از همه مثالها، موج دريا باشد، موج نسبت به دريا. موج از دريا خارج نيست. موجِ درياست؛ نه دريا، موج دريا. تفسیر سوره حمد الخميني، صفحه : 157 ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

✅ نوشتاری ارزشمند در حکمت های غیبت امام زمان علیه السلام ✅ از دل روایات به همراه ترجمه و اسکن کتاب #مهدویت ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

✅ تاریخ علم اصول و نقد اخباریگری 🔻 قسمت دوم 🔻 🟣 استاد علم الهدی 🕚 شبها ساعت 23 ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

✅ تاریخ علم اصول و نقد اخباریگری 🔻 قسمت اول 🔻 🟣 استاد علم الهدی ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

ابوحنیفه را بهتر بشناسیم 🙈 قسمت دوم نقل علماء اهلسنت درباره ذم ابوحنیفه(1) بیان یک اهل سنت منصف درباره ابوحنیفه محمد بن شمس الدين ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

معرفی ابوحنیفه از زبان عالم سنی 🙊 ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

🔴 تدلیس طرفداران ولایت فقیه 1 ✅ در تاریخ فقه شیعه، فهم دقیق متون اصلی از اهمیت بنیادین برخوردار است، زیرا این متون مبنای استنباط احکام، تحلیل کلامی، و حتی ساختارهای سیاسی هستند. اما متاسفانه در برخی موارد، ترجمه یا تفسیر این متون دچار تحریف یا تدلیس می‌شود تا نظریه‌ای خاص را اثبات کند. یکی از این موارد، استفاده‌ی طرفداران ولایت مطلقه فقیه از کلام شیخ مفید در باب اقامه حدود است. در این نوشتار، یکی از ترجمه‌های صورت‌گرفته از کلام شیخ مفید بررسی شده و چهار مورد تدلیس مهم در آن شناسایی و تحلیل خواهد شد. 🔴متن مورد بحث: متن اصلی از شیخ مفید چنین است: 🔶«فأما إقامة الحدود فهو إلى سلطان الإسلام المنصوب من قبل الله تعالى، وهم أئمة الهدى من آل محمد (ع)، ومن نصبوه لذلك من الأمراء والحكام، وقد فوضوا النظر فيه إلى فقهاء شيعتهم مع الإمكان، فمن تمكن من إقامتها على ولده وعبده، ولم يخف من سلطان الجور إضراراً به على ذلك فليقِمها، ومن خاف من الظالمين اعتراضاً عليه في إقامتها، أو خاف ضرراً بذلك على نفسه أو على الدين، فقد سقط عنه فرضها، وكذلك إن استطاع إقامة الحدود على من يليه من قومه». المقنعة الشيخ المفيد جلد : 1 صفحه : 810 🟥 ترجمه تحریف‌شده مورد نقد: 🔸«اقامه حدود الهی به عهده حاکم اسلامی است که از سوی خدا نصب شده است. و آن حاکم امامان از خاندان رسول (علیهم‌السلام) هستند یا کسانی که توسط اهل بیت منصوب شده‌اند. که ائمه این سلطنت را به فقهای شیعه واگذار کرده‌اند. البته در صورتی که توانایی انجام آن را داشته باشند. به همین خاطر اگر بتوانند حدود الهی را بر فرزند خود جاری کنند، و از حاکم ستمگر در انجام این عمل نترسند، باید آن را اجرا کنند. و اگر ظالمین برای او در انجام این امور، خطری ایجاد کنند از او ساقط می‌شود. همچنین است در هر جایی که فقیه بتواند، سلطنت را اعمال کند.» ✅ نقد و تحلیل موارد تدلیس: 1. ♦استفاده از واژه "سلطنت": در جمله‌ی «که ائمه این سلطنت را به فقهای شیعه واگذار کرده‌اند»، واژه‌ی "سلطنت" به‌هیچ‌وجه در متن عربی وجود ندارد. در اصل متن، عبارت «فوضوا النظر فیه» آمده است که به معنای «واگذاری رسیدگی به این امر» یا «اجازه در اجرای حدود» است. واژه‌ی "سلطنت" حس حکومت‌داری و ساختار سیاسی حاکمیتی را القا می‌کند که در کلام شیخ مفید وجود ندارد و این تغییر معنا، زمینه‌ساز انحراف در فهم مخاطب است. 2.♦ انحصار اجرای حدود در فقیه: در ترجمه آمده است: «اگر بتوانند حدود الهی را بر فرزند خود جاری کنند...» که این تعبیر به‌صورت ضمنی، این اختیار را مخصوص فقیه می‌داند. در حالی‌که شیخ مفید صراحتاً می‌گوید: «فمن تمكن من إقامتها على ولده وعبده»، یعنی هر کسی که توانایی داشته باشد، نه فقط فقیه. این تدلیس، باعث محدود شدن دایره‌ی خطاب متن و مصادره‌ی آن به نفع ولایت فقیه می‌شود. 3. ♦تحریف شرط سقوط وجوب اجرا: عبارت عربی «ولم يخف من سلطان الجور إضراراً به على ذلك فليقِمها» بیانگر این است که اگر کسی از اجرای حد آسیبی نبیند، باید آن را انجام دهد. اما در ترجمه تحریف‌شده آمده: «اگر از حاکم ستمگر در انجام این عمل نترسند»، که معنای شرط را تضعیف کرده و مفهوم دقیق آسیب‌دیدن به خاطر اجرای حد را حذف می‌کند. این تدلیس باعث می‌شود مخاطب تصور کند اجرای حدود حتی در شرایط خطر نیز واجب است، که با نظر شیخ مفید در تضاد است. 4. ♦استفاده دوباره از واژه "سلطنت" در پایان متن: در جمله‌ی «همچنین است در هر جایی که فقیه بتواند، سلطنت را اعمال کند»، باز هم واژه‌ی "سلطنت" به‌نادرستی به‌کار رفته، در حالی‌که عبارت «من يليه من قومه» صرفاً به کسانی که تحت اختیار و نفوذ فرد هستند (نه لزوماً فقیه) اشاره دارد. این تدلیس، تلاش دیگری است برای منحصر کردن اجرای حدود به فقیهان در قالب قدرت سیاسی. 🟩 نتیجه‌گیری: ترجمه‌ی مورد بحث، با تغییر واژگان کلیدی، جابه‌جایی در نقش شرط و مشروط، و افزودن مفاهیم سیاسی مانند سلطنت و انحصار فقهی، به‌نوعی تلاش دارد تا از کلام شیخ مفید برای اثبات نظریه‌ی ولایت مطلقه فقیه بهره‌برداری کند؛ در حالی‌که این نظریه در قرون اولیه فقه امامیه اساساً سابقه‌ای نداشته است. پرسش اساسی اینجاست: آیا می‌توان برای تثبیت یک نظریه سیاسی، متون دینی را تحریف کرد؟ و آیا انصاف، تقوا، و امانت‌داری علمی، اجازه چنین رفتاری را می‌دهد؟ 🟨 پیشنهاد میکنیم پژوهشگران و طلاب علوم دینی در مواجهه با متون فقهی و کلامی، نهایت دقت، صداقت، و امانت را به خرج دهند، تا راه برای انحراف مفهومی و سوء استفاده‌های سیاسی از دین بسته شود. ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

✅ تدلیس طرفداران ولایت فقیه قسمت اول https://soalcity.ir/node/1999 ✅ چهار تدلیس در ترجمه کلام شیخ مفید ره . ـــــــــــ از ای
✅ تدلیس طرفداران ولایت فقیه قسمت اول https://soalcity.ir/node/1999 ✅ چهار تدلیس در ترجمه کلام شیخ مفید ره . ـــــــــــ از اینجا بخوانید ـــــــــــ . ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

🕌گروه تبادل عقاید🕌 🔴 دیدگاه دکتر برهانی درباره حرکت امام حسین علیه‌السلام: ✅ حسین (ع): خروج «بر» حکومت یا خروج «از» حکومت 🔰 عاشورا و تفاسیری که از این واقعه تاریخی می‌شود، ارتباط مستقیمی با حیات سیاسی-اجتماعی ایرانیان دارد. 🔰 بسیاری از تفاسیر -تحت تأثیر ادبیات دهه چهل و پنجاه شمسی- ایشان را به عنوان شخصیتی «انقلابی» مطرح کرده‌اند؛ شخصیتی که در برابر ظلم «قیام» کرد و در پی تشکیل «حکومت» بود و برای این منظور کوفه را به عنوان پایگاه «تشکیل حکومت» انتخاب فرمودند اما این قیام به فرجام نرسید و ایشان مانند یک مجاهد فی سبیل الله شربت شهادت را نوشیدند. آیا به واقع حسین (ع) در یک اقدام «کنشی» دست به قیام زدند و نتوانستند؟ 🔰 یا اینکه اساساً حضرت «قیام» نکردند و مجموعه اقدامات ایشان یک «واکنش» بود در برابر طرح و زمینی که «حکومت» جور برای یک «معترض سیاسی» طراحی کرده بود؛ بیعت و الزام به مشروعیت‌بخشی به حکومت فاسد یا مرگ. 🔰 آن حضرت بعد از فهم دقیق طرّاحی حکومت، بهترین انتخاب را انجام دادند. بنابراین ایشان خروج «بر» حکومت نکردند و قیام نکردند تا براندازی کنند و حکومت را به دست گیرند بلکه خروج «از» حکومت کردند و بیعت نکردند و بعد از احراز آنکه «قتل» قطعی است، مرگی الهام‌بخش و ماندگار و بیدارکننده را انتخاب کردند و امروز که می‌بینیم بهترین انتخاب ممکن را آن حضرت انتخاب فرمودند. 🔰 با این نگاه حسین (ع) دیگر یک انقلابی و چریک و برانداز نیست بلکه یک مخالف سیاسی است که عاقلانه‌ترین گزینه را انتخاب فرمودند. 🔴 در کانال یوتیوب برهانی‌مدیا ویدئوی کامل را ملاحظه فرمایید ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

🕌گروه تبادل عقاید🕌 🔴 دیدگاه دکتر برهانی درباره حرکت امام حسین علیه‌السلام: ✅ حسین (ع): خروج «بر» حکومت یا خروج «از» حکومت ؛📚=============📚؛ 🔸«تبـادل عقــاید»🔸 «کسب معارف اهل بیت = سعادت ابدی» https://t.me/+-MY-KE3cMB03Y2Zk @aghayed_ch

💔 تقاضای تأخیر جنگ در عصر تاسوعا از سوی امام حسین علیه‌السلام 💔 سپس عمر بن سعد فریاد زد: «ای سواران خدا! سوار شوید و مژده باد بر شما!» پس مردم سوار شدند و پس از عصرگاه به سوی [خیمه‌های حسین علیه‌السلام] حرکت کردند. در آن هنگام، حسین علیه‌السلام روبه‌روی خیمه‌اش نشسته بود، شمشیرش را در آغوش گرفته، سرش را روی زانوانش خم کرده بود که چُرتی بر او غلبه کرد.در همین هنگام، خواهرش صدای هیاهوی دشمن را شنید و به سوی برادر آمد و گفت: ای برادرم! مگر نمی‌شنوی که صداها نزدیک شده‌اند؟ امام حسین علیه‌السلام سر از زانو برداشت و فرمود: «همین لحظه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله را در خواب دیدم. به من فرمود: به‌زودی به سوی ما خواهی آمد.» خواهر، صورت بر خویش زد و فریاد واویلا سر داد. امام به او فرمود: «ای خواهرم، وای بر تو مباد! ساکت باش، خدا تو را رحمت کند.» در این هنگام، عباس بن علی (علیه‌السلام) به خدمت امام آمد و عرض کرد: ای برادرم! دشمن به سوی تو آمدند. امام حسین علیه‌السلام برخاست و فرمود: «ای عباس! جانم به فدای تو، سوار شو و نزدشان برو و بپرس: برای چه آمده‌اند و چه اراده‌ای دارند؟» عباس علیه‌السلام با حدود بیست سوار به سوی دشمن رفت؛ در میانشان زهیر بن قین و حبیب بن مظاهر نیز بودند. عباس به آنان گفت: چه شده است؟ چه در سر دارید و چه می‌خواهید؟ پاسخ دادند: فرمان امیر رسیده است که شما را وادار کنیم بر حکم او گردن نهید یا با شما بجنگیم. عباس گفت: شتاب نکنید تا نزد اباعبدالله بروم و آنچه گفتید، به او گزارش دهم. آنان گفتند: برو و خبر بده، سپس بازگرد تا پاسخت را بدهیم. عباس علیه‌السلام به سوی امام حسین برگشت و در حالی که شتابان می‌رفت، خبر را به حضرت رساند. یاران او نیز در همانجا ماندند و با دشمن سخن گفتند و پند دادند و آنان را از جنگ با حسین بازمی‌داشتند.عباس علیه‌السلام نزد امام آمد و گفت‌وگوی دشمن را بازگو کرد. امام فرمود: «برگرد نزدشان. اگر توانستی آنان را تا فردا صبح مهلت بده و امشب را از جنگ بازدار؛ شاید بتوانیم این شب را به نماز و دعا و استغفار بپردازیم. همانا خدا می‌داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را دوست دارم.»پس عباس علیه‌السلام نزد دشمن بازگشت و همراه او فرستاده‌ای از طرف عمر بن سعد آمد و گفت: «ما شما را تا فردا مهلت دادیم. اگر تسلیم شوید، شما را به سوی امیر خود، عبیدالله بن زیاد خواهیم فرستاد. و اگر سرباز زنید، دیگر دست از شما برنخواهیم داشت.»سپس بازگشت. 📕📚نام کتاب : الإرشاد نویسنده : الشيخ المفيد جلد : 2 صفحه : 89 🌐https://lib.eshia.ir/27035/2/89

🖤 صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ الحُسَین “علیه السلام 🖤 تاسوعا روزى است كه امام حسين عليه السّلام و يارانش - رضى اللّه عنهم - در كربلا محاصره شدند و آن روز لشكريان شام گرد هم آمدند و عرصه را به آن حضرت سخت گرفتند. ابن  مرجانه و عمر  بن  سعد به انبوه لشكر خود خوشحال شدند. در آن روز امام حسين عليه السّلام و يارانش - رضى اللّه عنهم - را ناتوان نمودند و يقين كردند كه هيچ يار و ياورى بر امام عليه السّلام نخواهد آمد و مردم عراق آن بزرگوار را يارى نخواهند كرد، پدرم فداى آن ناتوان غريب. 📕📚نام کتاب : الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني    جلد : 4  صفحه : 147 🌐https://lib.eshia.ir/11005/4/147

💔 تشنگی اصحاب و خاندان امام حسین 💔 ➣ ثم تكلّم «برير بن خضير الهمداني» و كان من الزهاد الذين يصومون النهار، و يقومون الليل، فقال: يا ابن رسول اللّه! ائذن لي أن آتي هذا الفاسق عمر بن سعد فأعظه لعلّه يتعظ و يرتدع عما هو عليه، فقال الحسين: «ذاك إليك، يا برير» ، فذهب إليه حتى دخل على خيمته فجلس و لم يسلم، فغضب عمر، و قال: يا أخا همدان ما منع من السلام عليّ؟ أ لست مسلما أعرف اللّه و رسوله، و أشهد بشهادة الحقّ؟ فقال له برير: لو كنت عرفت اللّه و رسوله كما تقول، لما خرجت إلى عترة رسول اللّه تريد قتلهم؟و بعد-فهذا «الفرات» يلوح بصفائه، و يلج كأنه بطون الحيات، تشرب منه كلاب السواد و خنازيرها، و هذا «الحسين بن عليّ و إخوته و نساؤه و أهل بيته، يموتون عطشا، و قد حلت بينهم و بين ماء الفرات أن يشربوه، و تزعم أنك تعرف اللّه و رسوله؟فأطرق عمر بن سعد ساعة إلى الأرض، ثمّ رفع رأسه، و قال: و اللّه، يا برير إني لأعلم يقينا أنّ كلّ من قاتلهم و غصبهم حقّهم هو في النار لا محالة، و لكن يا برير! أ فتشير عليّ أن أترك ولاية الري فتكون لغيري؟ فو اللّه، ما أجد نفسي تجيبني لذلك، ثم قال: دعاني عبيد اللّه من دون قومهإلى خطه فيها خرجت لحيني فو اللّه، ما أدري و إني لحائرافكر في أمري على خطرين أ أترك ملك الري و الريّ منيتيأم أرجع مأثوما بقتل حسين؟و في قتله النار التي ليس دونهاحجاب و ملك الري قرّة عيني فرجع برير إلى الحسين، و قال: يا ابن رسول اللّه! إنّ عمر بن سعد قد رضي لقتلك بولاية الري. ➢ سپس بریر پسر خضیر همدانی که از پارسایانی بود که روزها روزه دارند و شبها نماز می گزارند به سخن آمد و گفت: «ای فرزند رسول خدا به من اجازه بده تا نزد این فاسق؛ عمر پسر سعد بروم و او را اندرز دهم شاید پند گیرد و از آنچه بر آن است دست بردارد.حسین (ع) فرمود: برو ای بریر.بریر رفت و به چادر پسر سعد درآمد نشست و سلام نکرد.عمر به خشم آمد و گفت ای برادر همدانی چرا بر من سلام نکردی؟ آیا مسلمان نیستم؟ خدا و رسول خدا را نمی شناسم؟ شهادت حق بر زبان نمیرانم؟». بریر به او گفت: اگر تو خدا و رسول خدا را میشناسی آن سان که می گویی پس چرا به جنگ با عترت رسول خدا (ص) برخاستی و قتلشان را میخواهی؟ علاوه بر این این رودخانه فرات است که موج میزند و ماهیان و آبزیان در آن میلولند و سگان و خوکان بیابان از آن مینوشند و حسین بن علی و برادران و زنان و خاندان اش دارند از تشنگی میمیرند آب فرات را بر رویشان بستی و آب را از آنان بازداشتی و با این همه میپنداری که خدا و رسول خدا (ص) را میشناسی؟!». عمر سعد ساعتی سر به زیر انداخت و سپس سر برداشت و گفت: «به خدا سوگند! ای بریر ! من به یقین میدانم که هر کس با آنان بجنگد و حقشان را غصب کند بی چون و چرا دوزخی است. ولی ای تریرا آیا تو به من می گویی که ولایت ری را رها کنم که سال دیگران باشد؟ به خدا سوگند که نفس من ! این را نمی پذیردان، سپس سرود گه عبید الله مرا به جای قوم اش فراخواند. به راهی که راندم در آن همان دم به خدا نمی دانم و هستم پریشان به دو چیز می اندیشم در کارم که آیا رها سازم ملک ری را که ری آرزویم یا که برگردم گناهکار به قتل حسین که در قتل او بود دوزخ بی چون و چرا و ملک ری هم بود نور چشمانم بریر خدمت حسین (ع) برگشت و عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! عمر پسر سعد به کشتن تو تن داده تا به ولایت ری برسد !». 📘📚نام کتاب : مقتل الحسین علیه السلام نویسنده : خوارزمی    جلد : 1  صفحه : 351 🌐https://lib.eshia.ir/10509/1/351

💔 بستن آب فرات بر سپاه امام حسین علیه‌السلام 💔 وجاء كتاب ابْن زياد إِلَى عمر بْن سَعْدٍ: أن حل بين حسين وأصحابه وبين الماء فلا يذوقوا منه قطرة كما صنع بالتقي الزكي المظلوم عثمان!!! فبعث (عمر بن سعد) خمس مائة فارس فنزلوا عَلَى الشريعة وحالوا بين الحسين وأصحابه ومنعوهم أن يستقوا منه!!! وذلك قبل قتل الحسين بثلاثة أيام.   نامه ابن زیاد به عمر بن سعد رسید که دستور داده بود بین حسین و یارانش و آب فاصله بیندازد تا هیچ قطره ای از آب ننوشند همان طور که با النقی الزكي المظلوم عثمان رفتار شد.عمر بن سعد ۵۰۰ سوار را فرستاد و آنها در کنار نهر مستقر شدند و بین حسین و یارانش و آب مانع شدند و آنها را از نوشیدن آب منع کردند.این اتفاق سه روز قبل از شهادت حسین رخ داد.   📕📚نام کتاب : انساب الاشراف للبلاذري نویسنده : البلاذري    جلد : 3  صفحه : 180 🌐https://lib.eshia.ir/40503/3/180 💔از آب هم مضایقه کردندکوفیان خوش داشتند حرمت مهمان کربلا💔 💔بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا💔 💔زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد فریادالعطش ز بیابان کربلا💔

آیا حضرت زینب سلام الله علیها سر خود را با محمل کوبیدن؟ مرحوم میرزا محمد ارباب : و از این خبر معتبره و سایر کتب مقاتل نماید که حمل اهل بیت بر جهاز شتران بوده و ذکر محامل از خصایص خبر مسلم جصاص است که در کتاب « نورالعین » که کتابی است بی اعتبار و مجهول المؤلف و شیخ طریحی از آنجا حکایت کرده و شکستن پیشانی حضرت زینب نیز از مشتملات این خبر مجهول است ، و اشعار مذکوره معروفه در این خبر نیز از مقام فصاحت و بلاغت عقلية الهاشمتین بسیار دور است چنانچه بر اهل بصیرت و خبره فن مخفی نیست. 📚📕چهل حدیث حسینی ص ۲۷۲ 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ مرحوم شیخ عباس قمی : مؤ لف گوید: که ذکر محامل و هودج در غیر خبر مسلم جصّاص نیست، و این خبر را گرچه علاّمه مجلسی نقل فرموده لکن ماءخذ نقل آن (منتخب طُریحی) و کتاب (نورالعین) است که حال هر دو کتاب بر اهل فن حدیث مخفی نیست، و نسبت شکستن سر به جناب زینب علیهاالسّلام و اشعار معروفه نیز بعید است از آن مخدره که عقیله هاشمیین و عالمه غیر مُعلّمه و رضیعه ثدی نبوّت وصاحب مقام رضا و تسلیم است. و آنچه از مقاتل معتبره معلوم می‌شود حمل ایشان بر شتران بوده که جهاز ایشان پلاس و رو پوش نداشته بلکه در ورود ایشان به کوفه موافق روایت حذام (یا حذلم) ابن ستیر که شیخان نقل کرده اند به حالتی بوده که محصور میان لشکریان بوده اند چون خوف فتنه و شورش مردم کوفه بوده ؛ چه در کوفه شیعه بسیار بوده و زنهائی که خارج شهر آمده بودند گریبان چاک زده و موها پریشان کرده بودند و گریه و زاری می‌نمودند 📚📘منتهی الآمال ج۱ ص۹۶۳ 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄ جمعی از محققین: اگر بخواهيم متفرّدات منابع متأخّر (در باره واقعه عاشورا) را همانند نمونه‌هاى پيش‌گفته گزارش كنيم، چه بسا لازم باشد كه كتاب مستقلّى را به آنها اختصاص دهيم. از اين رو، براى آگاهى پژوهشگران، تنها فهرست وار، به شمارى ديگر از آنها اشاره مى‌كنيم:....- گزارش مسلمِ جَصّاص در باره حضور اهل بيت امام عليه السلام در كوفه، نان و خرما دادن كوفيان به كودكان آنها و جلوگيرى امّ كلثوم عليها السلام از اين اقدام به دليل حرمت صدقه بر آنها و نيز اين كه زينب عليها السلام سرش را به چوب مَحمل زد و اشعارى خواند كه با اين بيت، آغاز مى‌شود: «يا هِلالًا لَمَا استتمّ كمالًا ...؛ اى هلالى كه كامل نشده ...!» 📚📕 گزيده شهادت نامه امام حسين بر پايه منابع معتبر ج ۱ ص ۵۵ 𖣐➸━━➵━━━➵━━➸━┅┄